برترین پکیج دانلود پاورپوینت زندگی نامه شهید قاسم سلیمانی

قاسم سلیمانی;سپاه قدس;تحصیلات حاج قاسم سلیمانی;فعالیت های سیاسی قاسم سلیمانی;شهادت قاسم سلیمانی

قاسم سلیمانی سپاه قدس تحصیلات حاج قاسم سلیمانی فعالیت های سیاسی قاسم سلیمانی شهادت قاسم سلیمانی

فهرست مطالب

تولد و تحصیلات

فعالیت سیاسی و حضور در جنگ

سپاه قدس

فرماندهی تا نابودی داعش

دریافت نشان ذوالفقار

شهادت ره توشه سردار قاسم سلیمانی

واکنش ها به شهادت حاج قاسم سلیمانی

پیامدها

منابع

تولد و تحصیلات

سردار شهید قاسم سلیمانی فرزند حسن در ۲۰ اسفند ۱۳۳۵ش در شهرستان رابُر از توابع استان كرمان در ایل عشایر سلیمانی به دنیا آمد. در ۱۲ سالگی، پس از پایان تحصیلات دوره ابتدایی، زادگاه خود را ترك كرد و مشغول به كار بنایی در كرمان شد و در ۱۸ سالگی به عنوان پیمانكار در سازمان آب مشغول به كار شد و در همان سال ‌ها نیز فعالیت ‌های انقلابی خود را آغاز كرد. او در حوادث انقلاب اسلامی ایران با روحانی مشهدی به نام رضا كامیاب آشنا شد و او را وارد جریانات انقلاب كرد. و یكی از گردانندگان اصلی راهپیمایی ها و اعتصابات كرمان در زمان انقلاب بود.

فایل پاورپوینت 22 اسلاید

فرمت فایل: ppt

تعداد صفحات: 22



برترین پکیج دانلود پاورپوینت قوانین تجارت حلال و حرام از دید اسلام

اسلام تجارت;تجارت حلال و حرام در اسلام;کسب های مکروه;کسب های مباح

اسلام تجارت تجارت حلال و حرام در اسلام کسب های مکروه کسب های مباح

پیش گفتار

از آن‌جا که تجارت و کسب نقش مهمی در زندگی مردم و رشد اقتصادی جامعه دارد و اقتصاد سالم مرهون آن است؛ ازاین‌رو لازم است که یک فرد تاجر و کاسب پیش از کار تجارت، نسبت به موضوعات و قوانین و احکام فقهی آن آشنا گردد، تا در معاملات و دادوستد در مسیر ربا و معاملات نامشروع قرار نگیرد.

همان‌طور که امام علی (ع)می‌فرماید: «ای تجار و کسبه! اول احکام معاملات و تجارت را یاد بگیرید، آن‌گاه به کار تجارت بپردازید».

کسب‌های‌واجب

کسب‌های‌ واجب آن کسب‌های حلالی هستند که فرد آن‌ را شغل و پیشه خود قرار داده و غیر از آن درآمد دیگری برای زندگی ندارد؛ مانند: کسب و کار و تلاش برای زندگی از طریق تجارت، زراعت، صنعت و مانند آن برای کسانی که مخارج همسر و فرزند خود را ندارند، هم‌چنین کسب و کار برای حفظ نظام و تأمین احتیاجات جامعه‌ اسلامی.

کسب‌های مستحب

کسب‌هایی که برای کارهای مستحبی انجام شود؛ مانند کسب برای وسعت و گشایش روزی بر خانواده (زیادتر از هزینه واجب)، و یا برای دست‌گیری از فقرا.

کسب‌های حرام

درآمد‌هایی که فرد آن‌ را از راه حرام به ‌دست می‌آورد و این به شکل‌های مختلفی امکان‌پذیر است؛ مانند: کسب به ابزار موسیقی حرام، کسب به ابزار قمار و مانند این‌ها.

کسب‌های مکروه

کسب‌هایی که به جهت آثاری که دارد، انجام آن شایسته نیست؛ همان‌طور که در روایاتی از شغل‌هایی (مانند کفن‌فروشی و برده‌فروشی) نکوهش شده است.

کسب‌های مباح

کسب هایی که غیر از موارد بالا باشد و نسبت به انجام و یا ترک آن هیچ رجحانی نباشد.

گفتنی است که برخی کسب‌های مستحب، یا مکروه و یا مباح می‌تواند به جهت نیازهای ضروری زندگی واجب شود.

فایل پاورپوینت 22 اسلاید

فرمت فایل: ppt

تعداد صفحات: 22



برترین پکیج دانلود پاورپوینت سید حسن نصرالله

لبنان;حزب الله لبنان;سید حسن نصرالله;زندگی نامه و تحصیلات سید حسن نصرالله;اعتقادات و منش اخلاقی سید حسن نصرالله

لبنان حزب الله لبنان سید حسن نصرالله زندگی نامه و تحصیلات سید حسن نصرالله اعتقادات و منش اخلاقی سید حسن نصرالله

فهرست مطالب

زندگینامه

تحصیلات

نماینده امام خمینی (ره) در لبنان

روابط با ایران

فعالیت‌های مبارزاتی علیه اسرائیل

حزب‌الله

دستاورد‌های حزب الله تا کنون

اعتقادات و منش اخلاقی سید حسن نصرالله

منابع

زندگینامه

سید حسن نصراللهدر ۳۱ اوت سال ۱۹۶۰ در شهرکالبازوریهاز محله‌های فقیر نشین شرق صور درجنوب لبنانبه دنیا آمد. نام مادرش «مهدیه صفی الدین» و نام پدرش «سید عبدالکریم» است. در زمان کودکی سید حسن نصرالله، پدرش به شغل سبزی و میوه‌فروشی مشغول بوده‌است.

وی سه برادر و ۵ خواهر دارد و سید حسن نصرالله فرزند ارشد خانواده می‌باشد. به دلیل فقر اقتصادی و شرایط نامساعد کاری، خانواده وی به منطقه الکرنتینا در جنوب بیروت رفتند. خانواده سید حسن در سال ۱۹۷۵ میلادی، هم‌زمان با آغازجنگ داخلیلبنان، به البازوریه برگشتند.

فایل پاورپوینت 15 اسلاید

فرمت فایل: pptx

تعداد صفحات: 15



برترین پکیج دانلود پاورپوینت زندگی نامه شهید قاسم سلیمانی

سپاه قدس;قاسم سلیمانی;تحصیلات قاسم سلیمانی;دریافت نشان ذوالفقار;شهادت قاسم سلیمانی

سپاه قدس کرمان قاسم سلیمانی تحصیلات قاسم سلیمانی دریافت نشان ذوالفقار شهادت قاسم سلیمانی

فهرست مطالب

تولد و تحصیلات

فعالیت سیاسی و حضور در جنگ

سپاه قدس

فرماندهی تا نابودی داعش

دریافت نشان ذوالفقار

شهادت ره توشه سردار قاسم سلیمانی

واکنش ها به شهادت حاج قاسم سلیمانی

پیامدها

منابع

تولد و تحصیلات

سردار شهید قاسم سلیمانی فرزند حسن در ۲۰ اسفند ۱۳۳۵ش در شهرستان رابُر از توابع استان كرمان در ایل عشایر سلیمانی به دنیا آمد. در ۱۲ سالگی، پس از پایان تحصیلات دوره ابتدایی، زادگاه خود را ترك كرد و مشغول به كار بنایی در كرمان شد و در ۱۸ سالگی به عنوان پیمانكار در سازمان آب مشغول به كار شد و در همان سال ‌ها نیز فعالیت ‌های انقلابی خود را آغاز كرد. او در حوادث انقلاب اسلامی ایران با روحانی مشهدی به نام رضا كامیاب آشنا شد و او را وارد جریانات انقلاب كرد. و یكی از گردانندگان اصلی راهپیمایی ها و اعتصابات كرمان در زمان انقلاب بود.

فایل پاورپوینت 22 اسلاید

فرمت فایل: pptx

تعداد صفحات: 22



برترین پکیج دانلود پاورپوینت سید حسن نصرالله

لبنان;حزب الله لبنان;سید حسن نصرالله;تحصیلات سید حسن نصرالله;منش اخلاقی سید حسن نصرالله

لبنان حزب الله لبنان سید حسن نصرالله تحصیلات سید حسن نصرالله منش اخلاقی سید حسن نصرالله

فهرست مطالب

زندگینامه

تحصیلات

نماینده امام خمینی (ره) در لبنان

روابط با ایران

فعالیت‌های مبارزاتی علیه اسرائیل

حزب‌الله

دستاورد‌های حزب الله تا کنون

اعتقادات و منش اخلاقی سید حسن نصرالله

منابع

زندگینامه

سید حسن نصراللهدر ۳۱ اوت سال ۱۹۶۰ در شهرکالبازوریهاز محله‌های فقیر نشین شرق صور درجنوب لبنانبه دنیا آمد. نام مادرش «مهدیه صفی الدین» و نام پدرش «سید عبدالکریم» است. در زمان کودکی سید حسن نصرالله، پدرش به شغل سبزی و میوه‌فروشی مشغول بوده‌است.

وی سه برادر و ۵ خواهر دارد و سید حسن نصرالله فرزند ارشد خانواده می‌باشد. به دلیل فقر اقتصادی و شرایط نامساعد کاری، خانواده وی به منطقه الکرنتینا در جنوب بیروت رفتند. خانواده سید حسن در سال ۱۹۷۵ میلادی، هم‌زمان با آغازجنگ داخلیلبنان، به البازوریه برگشتند.

فایل پاورپوینت 15 اسلاید

فرمت فایل: ppt

تعداد صفحات: 15



برترین پکیج تحقیق در مورد شهید آیت الله سید حسن مدرس

تحقیق مدرس ;مقاله در مورد مدرس ;تحقیق شهید مدرس;فایل ورد شهید مدرس;تحقیق در مورد شهید مدرس

تحقیق در مورد شهیدایت الله سیدحسن مدرس 20 صفحه در قالب Word قابل ویرایش

توضیحات :

تحقیق در مورد شهیدایت الله سیدحسن مدرس 20 صفحه در قالب Word قابل ویرایش .

فهرست مطالب :
1.ولادت وتحصیلات ……………………………………… 3
2.دوران تدریس …………………………………………….4
3.در عرصه پژوهش ……………………………………… 5
4.مدرس دیانت درعرصه سیاست ………………………. 6
5.باتلاق استعمار ………………………………………….. 7
6.تیرگی وتباهی …………………………………………… 8
7.شهادت ………………………………………………….. 9
8.سخنان ………………………………………………….. 10
9.تألیفات ………………………………………………….. 10
10.حکایت هایی از زبان سرخ مدرس …………………. 10

بخشی از متن :

ولادت و تحصیلات
شهید سیدحسن مدرس بر حسب اسناد تاریخى و نسب نامه اى كه حضرت آیه الله العظمى مرعشى نجفى (ره ) تنظیم نموده از سادات طباطبایى زواره است كه نسبش پس از سى و یك پشت به حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام مى رسد. یكى از طوایفى كه مدرس گل سرسبد آن به شمار مى رود طایفه میرعابدین است این گروه از سادات در دهكده ییلاقى ((سرابه )) اقامت داشتند. سید اسماعیل طباطبائى (پدر شهید مدرس ) كه از این طایفه محسوب مى گشت و در روستاى مزبور به تبلیغات دینى و انجام امور شرعى مردم مشغول بود، براى آنكه ارتباط طایفه میرعابدین را با بستگان زواره اى قطع نكند تصمیم گرفت از طریق ازدواج پیوند خویشاوندى را تجدید و تقویت كرده ، سنت حسنه صله ارحام را احیا كند. بدین علت نامبرده دختر سیدكاظم سالار را كه خدیجه نام داشت و از سادات طباطبایى زواره بود به عقد ازدواج خویش درآورد. ثمره این پیوند با میمنت فرزندى بود كه به سال 1278 ق . چون چشمه اى پاك در كویر زواره جوشید. پدر وى را حسن نامید. همان كسى كه مردمان بعدها از چشمه وجودش جرعه هایى نوشیدند. پدرش غالبا در ((سرابه )) به امور شرعى و فقهى مردم مشغول بود ولى مادر و فرزند در زواره نزد بستگان خویش بسر مى بردند تا آنكه حادثه اى (1) موجب شد كه پدر فرزندش را كه شش بهار را گذرانده بود در سال 1293 به قمشه نزد جدش میرعبدالباقى ببرد و محله فضل آباد این شهر را به عنوان محل سكونت خویش برگزیند. این در حالى بود كه میرعبدالباقى قبلا از زواره به قمشه

مهاجرت كرده و در این شهر به فعالیتهاى علمى و تبلیغى مشغول بود.(2) سیدعبدالباقى بیشترین نقش را در تعلیم سیدحسن ایفا نمود و او را در مسیر علم و تقوا هدایت كرد و به هنگام مرگ در ضمن وصیت نامه اى سیدحسن را بر ادامه تحصیل علوم دینى تشویق و سفارش نمود زمانى كه سیدعبدالباقى دارفانى را وداع گفت مدرس چهارده ساله بود.(3) وى در سال 1298ق . به منظور ادامه تحصیل علوم دینى رهسپار اصفهان گردید و به مدت 13 سال در حوزه علمیه این شهر محضر بیش از سى استاد را درك كرد.(4) ابتدا به خواندن جامع المقدمات در علم صرف و نحو مشغول گشت و مقدمات ادبیات عرب و منطق و بیان را نزد اساتیدى چون میرزا عبدالعلى هرندى آموخت . در محضر آخوند ملامحمد كاشى كتاب شرح لمعه در فقه و پس از آن قوانین و فصول را در علم اصول تحصیل نمود. یكى از اساتیدى كه دانش حكمت و عرفان و فلسفه را به مدرس آموخت حكیم نامدار میرزا جهانگیرخان قشقایى است .(5) مدرس در طول این مدت در حضور آیات عظام سیدمحمد باقر درچه اى و شیخ مرتضى ریزى و دیگر اساتید در فقه و اصول به درجه اجتهاد رسید و در اصول آنچنان مهارتى یافت كه توانست تقریرات مرحوم ریزى را كه حاوى ده هزار سطر بود، بنگارد. شهید مدرس چكیده زندگینامه تحصیلى خود را در حوزه علمیه اصفهان در مقدمه شرح رسائل كه به زبان عربى نگاشته ، آورده است . وى پس از اتمام تحصیلات در اصفهان در شعبان 1311 ق . وارد نجف اشرف شد و پس از زیارت بارگاه مقدس نخستین فروغ امامت و تشرف به حضور آیه الله میرزاى شیرازى در مدرسه منسوب به صدر سكونت اختیار

نمود و باعارف نامدار حاج آقا شیخ حسینعلى اصفهانى هم حجره گردید. مدرس در این شهر از جلسه درس آیات عظام سیدمحمد فشاركى و شریعت اصفهانى بهره برد و با سید ابوالحسن اصفهانى ،

سیدمحمد صادق طباطبائى و شیخ عبدالكریم حائرى ، سید هبه الدین شهرستانى و سیدمصطفى كاشانى ارتباط داشت و مباحثه هاى دروس خارج را با آیه الله حاج سید ابوالحسن و آیه الله حاج سیدعلى كازرونى انجام

مى داد. مدرس به هنگام اقامت در نجف روزهاى پنجشنبه و جمعه هر هفته به كار مى پرداخت و درآمد آن را در پنج روز دیگر صرف زندگى خود مى نمود. پس از هفت سال اقامت در نجف و تاءیید مقام اجتهاد او از سوى علماى این شهر به سال 1318ق . (در چهل سالگى ) از راه ناصریه به اهواز و منطقه چهارمحال و بختیارى راهى اصفهان گردید.

دوران تدریس
مدرس پس از بازگشت از نجف و اقامت كوتاه در قمشه خصوصاً روستاى اسفه و دیدار با فامیل و بستگان ، قمشه را به قصد اقامت در اصفهان ترك و در این شهر اقامت نمود. وى صبحها در مدرسه جده كوچك

(مدرسه شهید مدرس ) درس فقه و اصول و عصرها در مدرسه جده بزرگ درس منطق و شرح منظومه مى گفت و در روزهاى پنجشنبه طلاب را با چشمه هاى زلال حكمت نهج البلاغه آشنا مى نمود. تسلط وى به هنگام تدریس در حدى بود كه از این زمان به ((مدرس )) مشهور گشت . وى همراه با تدریس با حربه منطق و استدلال با عوامل ظلم و اجحاف به مردم به ستیز برخاست و با اعمال و رفتار زورمداران مخالفت كرد.
زمانى پس از شكست كامل قواى دولت در درگیرى با نیروهاى مردمى ، اداره امور شهر اصفهان به انجمن ولایتى سپرده شد. صمصام السلطنه كه به عنوان فرمانده نیروهاى مسلح عشایر بختیارى نقش مهمى در ماجراى مشروطیت داشت در راءس حكومت اصفهان قرار گرفت و در بدو امر مخارج قوا و خساراتى را كه در جنگ با استبداد قاجاریه به ایشان وارد آورده بود به عنوان غرامت از مردم اصفهان آنهم با ضربات شلاق طلب نمود. مدرس كه در جلسه انجمن ولایتى اصفهان حضور داشت و نیابت ریاست آن را عهده دار بود با شنیدن این خبر بشدت ناراحت شد و گفت حاكم چنین حقى را ندارد و اگر شلاق زدن حد شرعى است پس در صلاحیت مجتهد مى باشد و آنها (حاكمان قاجار) دیروز به نام استبداد و اینها امروز به نام مشروطه مردم را كتك مى زنند.(6) صمصام السلطنه با مشاهده این وضع دستور توقیف و تبعید مدرس مبارز را صادر كرد اما وقتى ماجراى تبعید این فقیه به گوش مردم اصفهان رسید كسب و كار خود را تعطیل و به دنبال مدرس حركت كردند. این وضع كارگزاران صمصام را بشدت نگران كرد و خشم مردم ، حاكم اصفهان را ناگزیر به تسلیم نمود و با اجبار و از روى

ناچارى در اخذ مالیات و دیگر رفتارهاى خود تجدید نظر كرد و مدرس هم در میان فریادهاى پرخروش مردم كه مى گفتند ((زنده باد مدرس ))، به اصفهان بازگشت . مدرس در ایام تدریس به وضع طلاب و مدارس علمیه و موقوفات آنها رسیدگى مى كرد و متولیان را تحت فشار قرار مى داد تا درآمد موقوفات را به مصرف طلاب برسانند. تسلیم ناپذیرى او در مقابل كارهاى خلاف و امور غیرمنطقى بر گروهى سودجو و فرصت طلب ناگوار آمد و تصمیم به ترور او گرفتند. اما با شجاعت مدرس و رفتار شگفت انگیز او این ترور نافرجام ماند و افراد مذكور

در اجراى نقش مكارانه خود ناكام ماندند.(7) آیه الله شهید سیدحسن مدرس در سنین جوانى به مقام رفیع اجتهاد رسید و از لحاظ علمى و فقهى مجتهدى جامع الشرائط، صاحب فتوا و شایسته تقلید بود و هر چند حاضر به چاپ رساله عملیه خود نشد، در فقه و اصول و سایر علوم دینى آثارى مفصل و عمیق از خود به یادگار نهاد و آیه الله العظمى مرعشى نجفى (ره ) تاءلیفات فقهى او را ستوده و افزوده است كه : از مدرس اجازه نقل حدیث داشته است .(8) آیه الله حاج سید محمد رضا بهاءالدینى در مصاحبه اى اظهار داشته است مرحوم مدرس یك رجل علمى و دینى و سیاسى بود و این گونه فردى مهم تر از رجل علمى و دینى است زیرا این مظهر ولایت است كه اگر ولایت و سیاست مسلمین نباشد دیگر فروع اسلامى تحقق كامل نمى یابد.(9) مدرس با ورود به تهران در اولین فرصت درس خود را در ایوان زیر ساعت در مدرسه سپهسالار (شهید مطهرى

كنونى ) آغاز نمود و تاءكید كرد كه كار اصلى من تدریس است و سیاست كار دوم من است .(10) وى در 27 تیرماه 1304 ش . كه عهده دار تولیت این مدرسه گشت براى اینكه طلاب علوم دینى از اوقات خود استفاده بیشترى نموده ، و با جدیت افزونترى به كار درس و مباحثه بپردازند براى اولین بار طرح امتحان طلاب را به مرحله اجرا درآورد و به منظور حسن اداره این مدرسه ، نظام نامه اى تدوین كرد و امور تحصیلى طلاب را مورد رسیدگى قرار داد و براى احیا و آبادانى روستاها و مغازه هاى موقوفه مدرسه زحمات زیادى را تحمل كرد. عصرهاى پنجشنبه اغلب در گرماى شدید تابستان به روستاهاى اطراف ورامین رفته و خود قناتهاى روستاهاى این منطقه را مورد بازدید قرار مى داد و گاه به داخل چاهها مى رفت و در تعمیر آنها همكارى مى كرد و از اینكه با چرخ از چاه گل بكشد هیچ ابایى نداشت .(11) در این مدرسه شخصیتهایى چون آیه الله حاج میرزاابوالحسن شعرانى، آیه الله سیدمرتضى پسندیده (برادر بزرگتر حضرت امام )، شیخ محمدعلى لواسانى و … تربیت شدند.(12)

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 20



برترین پکیج دانلود تحقیق زن از دیدگاه شهید مرتضی مطهری

خلاصه کتاب نظام حقوق زن در اسلام مطهری;دانلود تحقیق زن از دیدگاه شهید مرتضی مطهری;دانلود کتاب حقوق زن در اسلام شهید مطهری ;دانلود تحقیق زن از دیدگاه مطهری

خلاصه کتاب نظام حقوق زن در اسلام مطهری دانلود تحقیق  زن از دیدگاه شهید مرتضی مطهری  دانلود کتاب حقوق زن در اسلام شهید مطهری دانلود تحقیق زن از دیدگاه مطهری

توضیحات :

دانلود تحقیق زن از دیدگاه شهید مرتضی مطهری در 45 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

بخشی از متن :

( زن از دیدگاه شهید مرتضی مطهری )

ازنظر مطهری زندگی اجتماعی آدمی برخلاف زندگی اجتماعی حیوانات همواره دستخوش تغییر وتحول است. طبیعت انسان را بالغ و آزاد و خود سرپرست قرار داده است . انسان راه خود را به کمک عقل وعلم وبا قوانین وضعی می پیماید و به همین دلیل است که در مسیر تکامل خود به فساد و انحراف کشیده میشود . به عقیده مطهری این دو استعداد یعنی استعداد انحراف و استعداد تکامل از یکدیگر تفکیک اپذیر نیستند . دو استعداد بالا انسان را به افراط وتفریط می کشانند . او معتقد است که انسان کوشش میکند با نیروی علم و ابتکار، هم خود را با مظاهر ترقی و پیشرفت زمان هماهنگ کند، و هم جلوی انحرافات زمان را بگیرد . امااین روند همواره در مسیر درست خود حرکت نمیکند و انسان دچار بیماری جمود و جهل میگردد . به عقیده مطهری بیماری اول سکون و توقف ،و بیماری دوم سقوط و انحراف را برای زندگی آدمی به ارمغان می آورد .

مطهری میگوید:

جامد از هر چه نو است متنفر است و جز با کهنه خو نمیگیرد ، و جاهل هرپدیده نو ظهوری را به نام مقتضیات زمان ، به نام تجدد وترقی موجه میشمارد . جامد هر تازهای را فساد و انحراف میخواند و جاهل همه را یک جا به حساب تمدن و توسعه علم و دانش میگذارد .

قطعه بالا در شناسایی دیدگاه اجتهادی مطهری دارای اهمیت است ؛ دیدگاهی که خود او از آن به دیدگاه “اعتدالی ” یاد میکند . به این ترتیب نگرش مطهری به مسایل زنان ، نه دیدگاه تجددگرایی محض است ونه نگرش سنتی . چنین طرز تلقیای سبب میشود که مطهری مساله زن رادر عصر کنونی نه رهایی زن در معنای لیبرالی ، بلکه درخانواده بداند .ازاین رو مطهری نقطه عطف بحث خود از جنبش زنان را در کشورهای اسلامی ،حقوق طبیعی خانواده معرفی میکند . به این ترتیب مبنای تمامی تعالیم جنسی و جنسیتی مطهری از قبیل حجاب ، میراث، خواستگاری ،ازدواج و… بر اساس این حقوق تفسیر میشود . اما درک این حقوق خود در گروی فهم مفهوم” طبیعت” ویا” فطرت ” است . به این ترتیب شناخت مساله زن ، روش مطالعات زنان ، طبیعت و حقوق طبیعی مهمترین بنیانهای شناخت تعالیم جنسی و جنسیتی مطهری هستند .

مساله زن از نظر مطهری

مطهری در مقدمهای که به کتاب نظام حقوق زن در اسلام در سال 1353 نگاشت، جهتگیری خود را در باره مسایل زنان به خوبی نشان داده است . این مقدمه توضیح مناسبی از دیدگاه اجتهادی مطهری میباشد که ضمن آن پس از تاکید بر توجه به اقتضائات جهان معاصر ، انحراف جنبشهای فمنیستی معاصر را از نظر او آشکارا نشان میدهد . مطهری در این مقدمه اساسی ترین مساله زن را در جامعه معاصر نظام حقوق خانواده میداند . به عقیده مطهری پیدایش شعار آزادی زن و تساوی حقوق او با مرد ،به عنوان مساله اصلی فمنیسم در دنیای غرب به حوادث سده هفدهم میلادی و بعداز آن بر میگردد . در تفسیر مطهری ، از سده هفده به بعد ، پابه پای نهضتهای علمی وفلسفی ، نهضتی در زمینه مسایل اجتماعی و به نام حقوق بشر پا گرفت . نویسندگان سدههای هفده وهجده عقاید خود در باره حقوق فطری و طبیعی و سلب ناپذیربشر را در میان مردم منتشر کردند . مطهری اصل اساسی مورد توجه این نویسندگان را وجود یک سلسله از حقوق و آزادیهای طبیعی برای انسان میداند . این نهضتهای فکری و اجتماعی ابتدا در انگلستان ،سپس در امریکا وفرانسه ثمرههای خود را آشکار کرد وسپس به تمام نقاط دنیا گسترش یافت. مطهری تحول بعدی را در سده نوزدهم میجوید ؛ زمانی که اندیشههای جدید در زمینه حقوق انسانها در مسایل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پدیدار شد . این تحولات در نهایت به سوسیالیزم منتهی گشت . مطهری بیان میکند که تا اوایل سده بیستم تمامی تلاشها در زمینه حقوق انسانها مربوط به حقوق ملتها در برابر دولتها یا حقوق طبقه کارگر در برابر طبقه سرمایهدار بود . مطهری بیان میکند که در سده بیستم، برای نخستین بار مساله حقوق زن در برابر حقوق مرد مطرح شد وتساوی زن ومرد اعلام گشت . در جمع بندی مطهری از تحولات سه سده اخیر ، این نکته برجسته است که محور اصلی همه نهضتهای اجتماعی غرب دو مساله آزادی و تساوی است ، واز این روست که او معتقد است که در نهضت حقوق زن در غرب به عنوان ادامه نهضتهای اجتماعی اروپا ،جز از آزادی و تساوی سخنی به میان نیامد . این مساله به نظر مطهری با توجه به وضعیت مرارت بار تاریخ حقوق زن در اروپا تشدید میشود . به این ترتیب پیشگامان نهضت اجتماعی اروپا ، آزادی زن وتساوی حقوق زن ومرد را مکمل و متمم حقوق بشر دانستند . در حالی که به عقیده مطهری آن چه که به فراموشی سپرده شد مساله اساسی نظام حقوق خانواده بود . در تحلیل انتقادی مطهری از نهضت رهایی زن در اروپا ، دلیل غفلت از حقوق خانواده آن است که درجریان این نهضت،داروی تمام بدبختیها و بیچارگیهای زن غربی را از شعار تساوی و آزادی طلب کردند . از این رو تساوی و آزادی زن به عنوان انسان ، براین حقیقت پرده افکند که زن به جهت زنانگی خود ازیک سری مشخصات مخصوص به خود برخوردار است که با ویژگیهای مرد تفاوت میکند . به نظر مطهری، این راز انحراف مساله زن در غرب ، ودلیل انحراف جنبشهای فمنیستی است . به عقیده او توجه به این تفاوتها که بر خاسته از طبیعت متفاوت هر یک از دو جنس مذکر ومونث است، تصحیح کننده مساله زن در جهان اسلام وغرب میباشد بخش نخست تفسیر مطهری از نهضت فمنیسم ،آن جا که توجه به مساله آزادی وخواست تساوی با مرد را موجب غفلت از حقیقت تفاوت میداند ، حاوی نقد فمنیسم لیبرال ، فمنیسم سوسیال و فمنیسم مارکسیستی است، در حالی که بخش اخیرسخنان او ، آنجا که به تحلیل انحراف نهضتهای فمنیستی غربی به دلیل غفلت از بعد انسانی زن وبزرگ نمایی بعد زنانگی زن می پردازد ، حاوی دیدگاه انتقادی مطهری به فمنیسم رادیکال میباشد. مطهری در جای دیگر می گوید زن در جهان گذشته به دلیل غفلت از انسانیتش مورد اجحاف قرار گرفت . ابن سخن نقد عمومی مطهری به دیدگاه سنتی است که واکنش در برابر آن، پیدایش فمنیسمهای لیبرال،سوسیال ومارکسیستی میباشد. در حالی که به عقیده او، زن در عصر حاضر به دلیل چشم پوشی از ویژگیهای زنانهاش، تحت ستم است .این قطعه ، در واقع نقد عمومی مطهری به فمنیسم رادیکال است که ویژگی زنانگی را عامل تعیین کننده جنبش زنان میداند .

اصل اجتهاد و روش مطالعات زنان

مطهری این عقیده را که هر تغییری که در وضعیت اجتماعی و از جمله در وضعیت زنان پیدا شود ، خصوصا اگراز مغرب زمین سرچشمه گرفته باشد ، باید به حساب پیشرفت و تکامل گذاشته شود ، نمیپذیرد و آن را از گمراه کنندهترین افکاری میداند که دامنگیر مردم امروز شده است . او این گمان را رد می کند که چون وسایل و ابزارهای زندگی روز به روز تغییر می کند و کاملتر می گردد و با پیشرفت علم و صنعت ، تمام تغییراتی که در زندگی انسان پیدا می شود ، نوعی پیشرفت است که باید از آن استقبال کرد. به عقیده مطهری زمان همان گونه که پیشروی و تکامل دارد ، به انحراف و فساد نیز کشیده میشود . وضعیت زنان در غرب زمان حاضر، میتواند نمونه خوبی از ادعای بالا، برای مطهری باشد و همان طور که او معتقد است یک مصلح یا جنبش اصلاحی میتواند با قیام بر ضد وضعیت زنان ، آن را اصلاح کند ، یک مرتجع یا حرمت ارتجاعی نیز میتواند با مخالفت با زمان حاضر ،وضعیت زن معاصر را به تباهی و فساد بکشاند . او که از گروه اول به نام جاهلان و از گروه اخیر به نام جامدان نام میبرد، میگوید جاهل و جامد هر دو فرض میگیرند که وضعی که زنان در گذشته داشتند جزو شعایر ومسایل دینی و بر خاسته از آن است و تنها تفاوتی که با هم دارند آن است که جامد نتیجه میگیرد که این شعایر را باید نگهداری کرد و جاهل به این نتیجه میرسد که دین ملازم با کهنه پرستی و علاقه به سکون است . به عقیده مطهری کنش و واکنش دو گروه بالا وضعیت زن را مشکل تر میکند چرا که جمود جامدان موجب میدان دادن به تاخت وتاز جاهلان میشود و جهالت جاهلان ، جامدان را د رعقایدشان متصلب تر میکند .

در واقع این جا مساله زمان و جهت گیری ارزش گذارانه نسبت به آن است که مساله” زن جدید” را پیش میکشد . نظر مطهری نسبت به تغییر، نگاه پیشرفت تک خطی نیست ، از این رو اومیگوید تجددگرایان افراطی ، گویا زمان را “معصوم” گمان میکنند وتغییرات سه سده اخیر در وضعیت زن را به دلیل جدید بودن آن مطلوب میپندارند . برای آنها به عقیده مطهری خوب و بد مفهومی جز نو و کهنه ندارد . این سخن به معنی هواداری از سنت گرایی نیست چرا که کهنه گرایی نیز خود در حقیقت از عقیده به نظریه تکامل خطی بر میخیزد و به معنی عصمت گذشته است . پس در این صورت در برابر مساله زن دردنیای معاصر چه باید کرد ؟ پاسخ مطهری بسیار آشکار است زیرا اسلام با قوانین ثابت و متغیری که دارد با توسعه تمدن و فرهنگ سازگار است و میتواند با وضعیت متغیر زن معاصر انطباق یابد . به اعتقاد مطهری اسلا م از چند روش میتواند به این مهم دست یابد .نخست این که اسلام شاخصهایی برای سیر بشر نصب کرده است . این شاخصها به عقیده او از سویی مسیر و مقصد وضعیت مطلوب زن را ارایه میکند و ازسوی دیگر انحرافها و تباهی های وضعیت موجود را نشان میدهد . او از این سخن نتیجه می گیرد که در اسلام یک وسیله یا یک شکل ظاهری و مادی نمیتوان یافت که جنبه ” تقدس ” داشته باشد تا مسلمانان موظف به رعایت همیشگی آن باشند. دومین ویژگی قوانین اسلام مربوط به دسته بندی آنها به دو دسته ثابت و متغیر است . این احکام بر حسب دو گونه نیازآدمی وضع شده است . به عقیده مطهری اسلام در باره نیازهای دگرگونی پذیرانسان حالت متغیری اتخاذ کرده است . اسلام اوضاع معاصر زنان را به اصول ثابتی مربوط کرده است ودر نتیجه این ارتباط، آن اصول ثابت در هر وضعی از اوضاع کنونی قانون فرعی خاصی را به وجود می آورد. سومین خصوصیت که به اسلام امکان انطباق تعالیمش با دنیای معاصر را میدهد، رعایت درجه مصالح موجود در دستورهای آن است . به عقیده او اسلام به کارشناسان اسلامی اجازه داده است که با سنجش اهمیت مصلحتها ی گوناگونی که در خلاف جهت یکدیگرپیرامون زندگی زنان پدید میآ یند و با توجه به راهنماییهای خود اسلام درباره این سلسله مراتب مصالح ، آن مصلحت را که مهم تر است انتخاب میکنند . و در نهایت آخرین ویژگی احکام اسلام ،مربوط به قوانینی است که ” حق وتو” دارند. این قوانین در وضعیتهای ضرری و حرجی زنان ، احکام ثابت زنان را تعلیق میکنند .

مطهری علاوه بر ویژگیهای مربوط به احکام به دو امرتاثیرگذار اساسی دیگردر مطالعات زنان اشاره میکند . نخست اختیارات حاکم اسلا می در مسایل و معضلات زن معاصر است و سپس اصل اجتهاد . مطهری در جای دیگر اجتهاد را به اجتهاد ممنوع و اجتهاد مشروع تقسیم میکند . با دقت در سخنان مطهری آشکار میگردد که اجتهاد ممنوع در نزد او ، همان قوانین و مقرراتی است که بر اساس احکام اسلام به یکی ازشیوههای فوق الذکر ، وضع نشده باشد . از این رو آموزههای فمنیستی غربی نمیتواند موجه باشد . اما اجتهاد مشروع ، در نزد او، کاربرد تدبر وتعقل در فهم ادله شرعی و با اتکای به یک دسته شایستگیهای علمی بدست میآید . بنابر این ، تعالیم جنسی و جنسیتی اسلام در نزد مطهری ضمن رکون به اقتضائات دنیای معاصر ، میباید به قوانین اسلام به صورت یکی از صورتهای ممکن منقاد باشد .

و…

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 45



برترین پکیج تحقیق دروس آمادگی ضرورت تشکیلات اسلامی 24 ص

دروس آمادگی ضرورت تشکیلات اسلامی;تحقیق در مورد دروس آمادگی ضرورت تشکیلات اسلامی;دانلود تحقیق دروس آمادگی ضرورت تشکیلات اسلامی;دانلود رایگان تحقیق دروس آمادگی ضرورت تشکیلات اسلامی;پروژه دروس آمادگی ضرورت تشکیلات اسلامی;کار تحقیقی دروس آمادگی

تحقیق دروس آمادگی ضرورت تشكیلات اسلامی 24 صفحه در قالب Word قابل ویرایش

توضیحات:

تحقیق دروس آمادگی ضرورت تشكیلات اسلامی 24 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

بخشی از متن :

ضرورت تشكیلات
مقدمه انسان، موجودی است سرشار از استعدادها ونیروهای خلاق، درعین حال، وجودی انسان مجموعه ای است از تمایلات انسانی و حیوانی هر دو.
روشن است كه آن استعدادها و این تمایلات (چه انسانی و چه حیوانی) باید درجهت صحیح قرار گیرند تا انسان موجودی با رورو مثبت باشد، و اگر وسیله ای برای پرورش استعدادها و جهت دادن به تمایلات مختلف انسان وجود نداشته باشد، چه بسا این موجود كه خدا او را بهترین مخلوقات میداند در مسیری قرار گیرد كه نه تنها منطبق با مسیر صحیح انسانیت نیست، بلكه با آن درتضاد هم هست.
فلسفه ارسال رسل از سوی خدای تعالی همین است. پیامبران كارشان این است كه انسان را در مسیر حق قرار می دهند و با شكوفا كردن استعدادهای او جهت دادن به تمایلاتش به او كمك می كنند تا همه نیروها و توانش را بر اساسی صحیح و متعادل و متناسب با آفرینش و قوانین الهی بكار گیرد و موجودی باشد قائو به قسط.
در ادامه راه پیامبران كسانیكه می خواهند انسانها همواره از حداقل توان و استعداد خود حداكثر بهره برداریها را به عمل آورند و نگذارند ذره ای از این نیروها هدر بروند باید بدنبال ابزاری باشند كه قدرت شكل دادن به نیروها را داشته باشد و بتواند ازكنار هم قرار دادن قطره ها دریایی پدید آورد زیرا كنده ها اجتماعی بسازد.این بس نیست كه به استعدادهای آدمی شكوفائی و به تمایلات انسانها جهت داده شود. باید استعدادهای شكوفا شده و تمایلات جهت داده شده را شكل داد و از مجموعه متشكل این استعدادها ونیروها كه همچون قطره های پراكنده هستند و از هر كدام جدا جدا كاری ساخته نیست دریایی بوجود آورد كه دشتهای تشنه را سیرب می كند و سیلی پدیدار كرد كه خروشان میرود و همه موانع را از سر راه انسان و تكامل جامعه بشری بر می دارد.
نقش هر مسلمان آگاه و متعهدی در هر زمان و هر مكانی اینست كه در ادامه راه پیامبران رسالت آنها را به عهده بگیرد و برای هدایت انسانهای دیگر و تبدیل نیروهای پراكنده آنها به نیرویی قوی و پر توان لحظه ای باز نایستد. بدین ترتیب، هر مسلمان متعهدی باید جذب تشكیلاتی شود كه قدرت جهت دادن و سازماندهی نیروهای انسانی را دارد و می تواند به این رسالت بزرگ عمل كند. و اگر چنین تشكیلاتی وجود نداشته باشد براینگونه افراد است كه در مورد بوجود آوردن آن باشند و اگر وجود دارد ضعیف است باید با تلاش و كوشش خود آن را تقویت و نارسائیهایش را برطرف سازند. به هر حال، رسالت انسانی و الهی هر مسلمانی ایجاب میكند كه همواره با پویایی در پی تحقق این هدف باشد و روشن است كه وقتی چیزی به عنوان رسالت شناخته شد ذره ای درنگ نسبت به آن جایز نیست.
بدین ترتیب،كارهای اساسی یك تشكیلات برای پی گیری به هدف عالی پیامبران در رساندن انسان به تكامل معنوی عبارتند از :
1- بالفعل كردن نیروهای بالقوه
2- جهت دادن به تمایلات انسانها
3- شتاب دادن به نیروهای راكد و كم و كار
4- جلوگیری ازانحراف و هدر رفتن نیروها
5- شناسائی نیروها و استعدادها
6- تبدیل نیروهای پراكنده و ایستا به نیروئی مجتمع و پویا و پرتحرك
برای اینكه روشن شود چنین بینشی بهیچوجه بریده از قانون طبیعت و آفرینش و حتی تشریع الهی نیست، لازم است ضرورت نظم و تشكیلات را در دو بخش از دو دیدگاه بررسی كنیم :
1- از دیدگاه قانون طبیعت و آفرینش
2- از دیدگاه قرآن و سنت
الف) تشكیل از دیدگاه قانون طبیعت و آفرینش
دریك نگرش ابتدایی، آنچه را كه در درون و برون از كران تا كران گیتی مشاهده می كنیم، آنچه را كه در سلولها و اتمها و در كهكشانها و … می بینیم نظم است و بس.
همه جا حركت است و دوام حركتها وابسته به نظم و حساب و شكلی است كه آن حركتها دارند.
به عنوان مثال باید اگر یك دانه اتم را در نظر بگیریم حركت الكترونها بدور هسته اتم دارای مداری مشخص و منظم است كه كوچكترین تخلفی از این مدار بوجود آید، سقوط الكترون هسته را به دنبال داشته و انفجار اتم حتمی است.
در نظام كهكشان ها این بحث كاملاً مصداق دارد و در رابطه با سلولها این قضیه صادق است. اگرسلولی كار خود را انجام ندهد، اگرگلبولی به وظیفه خود عمل نكند، اگر عضوی در مداری كه برایش تعیین شده حركت نكند و نظم حاكم را رعایت ننماید باعث به هم خوردن تعادل موجود گشته و انهدام را به دنبال خواهد داشت.
به خوبی روشن است كه نظم داشتن یعنی تبعیت از یك شكل خاص.
الكتروین شكلی دارد كه بر مبنای همان شكل حركت می كند، گلبولهای خود شكلی دارند كه بر مبنای همان شكل و نظم حركت می كند.
همه شكل و نظم موجود در جهان را به عنوان یك واقعیت قبول دارند. تشكل عبارتست از : ارتباط منظم دو پدیده یا بیشتر با یكدیگر و طبیعی است كه محصول این ارتباط علاوه بر اینكه خواص اجزاء تشكیل دهنده خود را داراست، ازخاصیت دیگری كه نتیجه همان ارتباط منظم می باشد نیز برخوردار است.
چند خط در ارتباط با هم متشكل می شوند و شكلی چون مربع را بوجود میآورند. مربع اینكه خواص خط را دارد خواص نقطه و خواص چهارضعلی و … را هم دارد.
نهادیكه محصول این تشكل می باشد، تشكیلات نامیده می شود و می بینیم كه جهان پدیده در كل، یك تشكل دقیق را بنمایش می گذارد.
تشكل در جهان خلفت
در طبیعت و در سراسر عامل خلفت نظم و همگونی و یك جهتی را به خوبی می یابیم به گونه ای كه جهان به صورت یك مجموعه مرتبط و متشكل و تسلیم امر مولاوخا نقش و در مسیر هدفی كه الله معین كرده و در حركت جریان دیده می شود.
ذالك تقدیر العزیز العلیم
اینكه در تمام جهان خلفت نظم و تشكل و ارتباط و حركت جهت دار برقرار است، نشانه آنست كه انسان نیز جزئی از این عالم می باشد باید در حركت خود از نظم و تشكل برخوردار باشد. زیرا اگر حركتش منظم و حساب شده و با نگرشی عمیق به ابعاد كار و مواقع و امكانات نباشد سخت با خطر شكست روبروست و هر انسان عاقلی می داند كه حركت منظم و حساب شده و جهت دار و هماهنگ سریعتر از هر حركت دیگری به نتیجه و موافقیت می رسد.
ب) تشكل از دیدگاه قرآن و سنت
تشكل یا تحزب، یعنی فعالیت وحركت هماهنگ نیروهای هم سو و هم جهت وهم هدف در چهار هدف یك تشكیلات و سازماندهی مشخص ضرورت چنین چیزی برای مردمی كه می خواهند آرمانهایشان را در جامعه ای كه در آن زندگی می كنند تحقق بخشند از بدیهیات اولیه است و نیازی به استدلال ندارد. اما بی نیازی از استدلال سبب بی نیازی از تذكر نمی شود. به همین جهت لازم است به چند نكته در این رابطه اشاره شود :
1- انسان موجودی است كه در ابتدایی ترین واحدهایش برای انجام ابتدایی ترین كارها به نظم و سازماندهی روی آور می شود. یك خانواده كه كوچكترین واحد بشری است برای بهتر اداره شدن به تقسیم كار بین افراد و وظیفه شناسی هر یك از آنان نیازمند است و افراد خانواده هم بطور طبیعی از چنین نظمی استقبال می كنند. شاید طبیعی بودن این مسئله برای انسانها به این جهت باشد كه فطرت بشر چیزی جدا از جهان آفرینش نیست و از آنجا كه در طبیعت و جهان خلفت چیزی جز نظم مشاهده نمی شود.
نیازی انسان به نظم و سازماندهی آنقدر عمیق است كه حتی دركارهای شخصی هم این نیاز بهچشم می خورد تا آنجا كه بخش عمده ای از سخنان ائمه اطهار علیهم السلام به همین مسئله اختصاص یافته و در حالت رسیده از آن بزرگان به این نكته توجه خاصی می شده است.
2- از محدوده كارهای شخصی و واحدهای كوچكی از قبیل خانوادهكه بگذریم و به محیطها و واحدهای بزرگتر و بازتر بیابیم با ضرورت گروهی كردن كارها و برخورداری از نظم و سازماندهی و اجتناب از كارهای فردی بنحو چشم گیرتری برخورد می كنیم، تا آنجا كه اصولاً در كارهای بزرگ بدون تقسیم كار و اداره براساس برنامه تنظیم شده و مشخصی به هیچوجه امكان پذیر نیست. چگونگی اداره كارگاهها، كارخانه ها، ادارات، بانكها و هر كار دیگراجتماعی به روشنی نشان میدهند كه انجام این امور به هیچوجه منهای سازماندهی امكان پذیر نیست برای اداره یك كارگاه اگر ده برابر افراد مورد نیاز آن كارگاه در آنجا جمع شوند امكان ندارد بتواند بدون سازماندهی و اینكه مشخص شود هركسی چه كاری را باید انجام دهد حتی از عهده یك صدم كاری كه آن افراد كم كارگاه با سازماندهی و نظم حاكم بر آنجا انجام میدهند برآیند.
3- در امور سیاسی هم مانند همه امور مربوط به شئون زندگی انسان مطلب به همین شكل است.اگر بهترین سیاسیتمداران جهان جدا از همدیگر بیشترین تلاشها را بكنندنمیتوانندجامعه رابه سوی هدفی كه در نظر دارند ببرند هر چند تعدادشان بسیار زیاد باشد. ولی اگرهمین افراد در كنار هم قرار بگیرند و براساس سازماندهی مشخصی حركت كنند بی تردید بیشترین موفقیت را به دست خواهند آورد. فلسفه تشكیل احزاب و ایجاد تشكیلات سیاسی در جهان هم در اصل همین بوده است. بگذریم از این كه بیشتر احزاب و گروهها و سازمانهای سیاسی جهان عملاً كارآیی های تشكیلاتی خود را در خدمت اهداف ناسالم قرار داده و از آن به نفع انسانیت و در جهت تكامل معنوی جوامع بشری بهره برداری نكردند. سخن ما این است كه علیرغم بهره برداریهای ناروائی كه تاكنون از قدرت و كارآئی تشكیلات در جهان شده است، ما باید از این وسیله پرتوان و كارساز به نفع اهداف اسلامی و انسانی خود بهره برداری كنیم تا هم جامعه بشری را به سوی تكامل معنوی سوق دهیم و هم ثابت كنیم كه نباید از نیروهای متشكل انسانها علیه آنها بهره گرفت، بلكه می توان و باید این قدرت زائیده از تشكل مردم را در خدمت رشد و تعالی خود آنها و به ثمر رسیدن آرمانهای انسانی به كار گرفت.
و…

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 24



برترین پکیج مقاله رهیافتهای تاریخی در اندیشه امام خمینی (ره)

مقاله رهیافتهای تاریخی در اندیشه امام خمینی (ره);تحقیق رهیافتهای تاریخی در اندیشه امام خمینی (ره)

مقاله رهیافت های تاریخی در اندیشه امام خمینی (ره) در 12 صفحه قابل ویرایش در قالب Word

مقاله رهیافت‌های تاریخی در اندیشه امام خمینی (ره) در 12 صفحه قابل ویرایش در قالب Word.

بخشی از متن :
مقدمه

علم تاریخ

می‌توان‌ گفت‌ که‌ علم‌ تاریخ‌ را تاریخی‌ طولانی‌ است. زیرا این‌ پرسش‌ که‌ “گذشته‌ و بخصوص‌ گذشته‌ بشری‌ چگونه‌ بوده‌ است؟” همواره‌ بعنوان‌ یک‌ سؤ‌ال‌ بزرگ‌ فراروی‌ انسان‌ هر عصری‌ قرار داشته‌ است.
حاکمی‌ که‌ می‌کوشید با پدید آوردن‌ یک‌ سنگ نوشته‌ بر دامنه‌ کوهی‌ یا تهیه‌ لوحی‌ زرین‌ و یا نگارش‌ ختم‌ نامه‌ای، خاطره‌ خویش‌ را جاودانه‌ سازد، شبیه‌ آنچه‌ کسانی‌ چون‌ آرشام‌ یا داریوش‌ و اردشیر و شاهپور در تاریخ‌ ایران‌ باستان‌ کرده‌اند. همچنین‌ مورخ‌ و نویسنده‌ای‌ که‌ هر چند خود در پیدایش‌ حوادث‌ عصرش‌ نقش‌ چندانی‌ نداشت، اما با ثبت‌ اخبار آن‌ حوادث، در جهت‌ جاودانگی‌ آن‌ می‌کوشید.

1- یروفه‌یف‌ ظهور علم‌ تاریخ‌ را در حدود سده‌های‌ هفتم‌ و هشتم‌ پیش‌ از میلاد در یونان‌ می‌داند
2- هرودوت‌ که‌ بعنوان‌ پدر علم‌ تاریخ‌ شناخته‌ شده‌ است‌ به‌ همان‌ عصر طلایی‌ یونان‌ باستان‌ تعلق‌ دارد، که‌ کتاب‌ او نیز خوشبختانه‌ باقی‌ است
3- گزنفون‌ مورخ‌ برجسته‌ یونان‌ باستان‌ و صاحب‌ آثاری‌ چون “آناباسیس” و “کوروپدی” از شاگردان‌ سقراط‌ بود و در کنار کسانی‌ چون‌ افلاطون‌ در محضر آن‌ استاد بزرگ‌ فلسفه‌ یونان‌ تلمذ می‌کرد و به‌ همین‌ جهت‌ در کنار آثار فلسفی‌ و تاریخی‌ خویش‌ کتاب‌ “خاطرات‌ سقراطی” را نیز به‌ پاس‌ حرمت‌ استاد خویش‌ نگاشت
4- علاوه‌ بر تمدن‌ یونان، در تمدنهای‌ روم‌ ایران‌ باستان، مصر، چین، هند و غیره‌ نیز علم‌ تاریخ‌ همواره‌ شکوفا بوده‌ و بزرگانی‌ را بر سر سفره‌ خود داشته‌ است

‌تاریخ‌ و اندیشمندان

دو تن از اندیشمندان تاریخ

1- آیت ا… مدرس:
در ابتدا به سخنان آیت ا… مدرس در مورد تاریخ نگاهی می اندازیم.
“تاریخ‌نویسان‌ ما باید همه‌ امکانات‌ را داشته‌ باشند که‌ کوله‌پشتی‌ خود را بردارند و در تمام‌ دنیا بگردند و ملل‌ موفق‌ و ناموفق‌ را مورد مطالعه‌ و تحقیق‌ قرار دهند. نقاط‌ قوت‌ و ضعف‌ آنان‌ را دریابند و بیاورند و با وضعیت‌ ملت‌ و مملکت‌ خودشان‌ مقایسه‌ کنند و بگویند و بنویسند”
“تاریخ‌ اسلام‌ مخصوصاً‌ تاریخ‌ اسلام‌ در ایران‌ باید با همت‌ علمای‌ مملکت‌ ما بازنویسی‌ شود. هزینه‌ یک‌ کرور یا صد کرور هم‌ مصرف‌ گردد مفید فایده‌ و مؤ‌ثر است”
آیت‌ا… مدرس‌ حاضر شد روزانه‌ هشت‌ ساعت‌ برای‌ بازرگانی‌ در نجف‌ کار کند تا او در ازای‌ آن، در ساعت‌ کتاب‌ “سفرنامه‌ شاردن” را که‌ هنوز به‌ فارسی‌ و عربی‌ ترجمه‌ نشده‌ بود برایش‌ بخواند.
آن‌ مجاهد خستگی‌ناپذیر که‌ به‌ اهمیت‌ دانش‌ تاریخ‌ در بالا بردن‌ سطح‌ آگاهی‌ متفکران‌ و عالمان‌ پی‌ برده‌ بود، می‌کوشید تا درس‌ تاریخ‌ را در ردیف‌ دروس‌ اصلی‌ حوزه‌های‌ علمیه‌ بگنجاند هر چند موفق‌ نگردید.

2- دکتر شریعتی:
مرحوم‌ دکتر شریعتی‌ نیز که‌ بخش‌ بزرگ‌ و اساسی‌ اندیشه‌ خود را مدیون‌ دانش‌ تاریخ‌ بود و در تمامی‌ آثار و نوشته‌ها از این‌ سرچشمه‌ غنی‌ سیراب‌ می‌گشت. با توجه‌ به‌ شناخت‌ تاریخی‌ گسترده‌ای‌ که‌ نسبت‌ به‌ تاریخ‌ تمدن‌ غرب‌ داشت‌ و از طرفی‌ نیز آشنای‌ با تمدن‌ اسلامی‌ بود، در مقام‌ مقایسه‌ آن دو و بخصوص‌ علل‌ انحطاط‌ مسلمین‌ و بر آمدن‌ غرب‌، نوشته‌های‌ سودمندی‌ دارد.

امام‌ خمینی(ره) و رویکرد تاریخی‌

تاریخ‌ در اندیشه‌ والای‌ امام‌ خمینی بعنوان‌ یک‌ مجتهد علوم‌ دینی‌ و فیلسوف‌ و عارف‌ و از طرفی‌ شخصیتی‌ برجسته‌ و انقلابی‌ و مصلح‌ چه‌ جایگاهی‌ را دارا بوده‌ است؟ آیا امام‌ رویکردی‌ به‌ تاریخ‌ داشته‌اند؟! در چه‌ سطح‌ و به‌ کدامین‌ عصر و دوره‌ تاریخی؟ آیا تنها به‌ تاریخ‌ اسلام‌ نظر داشته‌ است‌ یا تاریخ‌ ایران، جهان‌ و کشورهای‌ اسلامی‌ هم‌ مورد توجه‌ او قرار می‌گرفته‌ است؟
علم‌ تاریخ‌ در اندیشه‌ امام‌ خمینی از جایگاه‌ بلند مرتبه‌ای‌ برخوردار بود و ایشان‌ علیرغم‌ اشتغالات‌ به‌ فقه، اصول، فلسفه، عرفان‌ و غیره‌ به‌ دانش‌ تاریخ‌ نیز توجه‌ فراوانی‌ داشته‌اند. درست‌ همانگونه‌ که‌ چهره‌ ادبی‌ امام‌ بر عموم‌ مردم‌ تا رحلت‌ ایشان‌ پنهان‌ بود و کسان‌ محدودی‌ از اشعار گرانبهای‌ ایشان‌ با خبر بودند، می‌توان‌ گفت‌ که‌ تاریخ‌ اندیشی‌ امام‌ نیز تا حدود بسیاری‌ بر همگان‌ پوشیده‌ مانده‌ است.

قبلاً‌ بایستی‌ به‌ این‌ سؤ‌ال‌ پرداخت‌ که‌ امام‌ خمینی(ره) چگونه‌ با تاریخ‌ پیوند خورده‌ است؟

الف‌- فایده‌ و عبرت‌آموزی‌ تاریخ‌
امام(ره) به‌ دانش‌ تاریخ‌ بعنوان‌ یک‌ سرگرمی‌ یا قصه‌ و افسانه‌ نمی‌نگریست‌ بلکه‌ تاریخ‌ در اندیشه‌ ایشان‌ عامل‌ رشد و آگاهی‌ است‌ و مایه‌ عبرت‌ می‌باشد.
“تاریخ‌ و آنچه‌ که‌ به‌ ملتها می‌گذرد این‌ باید عبرت‌ باشد برای‌ مردم‌ از جمله‌ تاریخ‌ عصر حاضر، ببینیم‌ که‌ چه‌ شد که‌ یک‌ چنین‌ قدرتی‌ از بین‌ رفت. دولتها ببینند که‌ برای‌ چه‌ این‌ طور منهدم‌ شد یک‌ چنین‌ قدرتی و دولتی”
امام، تاریخ‌ را سرمشق‌ و الگوی‌ زندگی‌ و مبارزه‌ می‌دانست:
“وظیفه‌ ماست‌ که‌ این‌ مطالب‌ را تذکر بدهیم، طرز حکومت‌ اسلامی‌ و روش‌ زمامداران‌ اسلام‌ را در صدر اسلام‌ بیان‌ کنیم. بگوییم‌ که‌ دارالامارة‌ او در گوشه‌ مسجد قرار داشت‌ و دامنه‌ حکومتش‌ تا انتهای‌ ایران‌ و مصر و حجاز و یمن‌ گسترش‌ داشت. متأسفانه‌ وقتی‌ حکومت‌ به‌ طبقات‌ بعدی‌ رسید طرز حکومت‌ تبدیل‌ به‌ سلطنت‌ و بدتر از سلطنت‌ شد. باید این‌ مطالب‌ را به‌ مردم‌ رسانید و آنان‌ را رشد فکری‌ و سیاسی‌ داد”

‌‌ب- امام‌ و تاریخ‌ اسلام‌
از جمله‌ دوره‌های‌ تاریخی‌ که‌ امام‌ خمینی عنایت‌ وافری‌ بدان‌ داشته‌اند، تاریخ‌ اسلام‌ و تحولاتی‌ است‌ که‌ در آن‌ عصر پدید آمده‌ است. امام‌ مبنای‌ قیام‌ خویش‌ را، قیام‌ رسول‌ اکرم و شمشیر زدن‌ آن‌ حضرت‌ در راه‌ تبلیغ‌ پیام‌ الهی‌ خود و زدودن‌ موانع‌ آن‌ منتسب‌ کرده‌اند. بنظر می‌رسد که‌ نامه‌ امام‌ به‌ گورباچف‌ نیز بی‌ تأثیر از نامه‌نگاری‌ پیامبر به‌ سران‌ دولت‌های‌ بزرگ‌ عصر خویش‌ نبوده‌ است.
امام‌ به‌ پیدایش‌ جریان‌ انحراف‌ در تاریخ‌ اسلام‌ و افتادن‌ قدرت‌ بدست‌ امویان‌ وقوف‌ کامل‌ داشت‌ و بر آن‌ تأسف‌ بسیار می‌خورد و در موارد متعددی‌ به‌ این‌ انحراف‌ می‌پرداخت‌ و به‌ گمان‌ ما این‌ سخن‌ امام‌ که‌ “مبادا انقلاب‌ بدست‌ نا اهلان‌ افتد” ناظر به‌ همان‌ انحراف‌ در تاریخ‌ اسلام‌ می‌باشد.
امام‌ در رابطه‌ با علی‌ بن‌ ابیطالب(ع) و علت‌ سکوت‌ نخستین‌ آن‌ حضرت‌ پس‌ از رحلت‌ پیامبر و قیام‌ بعدی‌ ایشان‌ جهت‌ تشکیل‌ حکومت‌ اینچنین‌ اظهار نظر کرده‌اند.
“از اول‌ ظهور اسلام، مسلمین‌ حافظ‌ دین‌ مبین‌ اسلام‌ بوده‌اند. حتی‌ برای‌ حفظ‌ دین‌ از حق‌ خود می‌گذشتند. حضرت‌ امیرالمؤ‌منین‌ با خلفا همکاری‌ می‌کردند چون‌ ظاهراً‌ مطابق‌ دستور دین‌ عمل‌ می‌نمودند و تشنجی‌ در کار نبود تا موقعی‌ که‌ معاویه‌ روی‌ کار آمد و از طریقه‌ و روش‌ خلفا منحرف‌ گشته‌ و خلافت‌ را مبدل‌ به‌ سلطنت‌ نمود. در این‌ موقع‌ حضرت‌ ناچار شد قیام‌ کند زیرا روی‌ موازین‌ شرع‌ و عقل‌ نمی‌توانستند معاویه‌ را یک‌ روز بر مقام‌ خلافت‌ پایدار ببینند”
امام‌ خمینی(ره) درباره‌ امام‌ حسن(ع) و صلح‌ آن‌ حضرت‌ با معاویه‌ نیز فرموده‌اند:
“معاویه‌ یک‌ سلطانی‌ بود در آن‌ وقت، حضرت‌ امام‌ حسن‌ بر خلافش‌ قیام‌ کرد. در صورتی‌ که‌ آنوقت‌ همه‌ با آن‌ مردک‌ بیعت‌ کرده‌ و سلطانش‌ حساب‌ می‌کردند، حضرت‌ امام‌ حسن‌ قیام‌ کرد تا آن‌ وقتی‌ که‌ می‌توانست. وقتی‌ که‌ یک‌ دسته‌ علاف‌ نگذاشتند که‌ کار را انجام‌ دهد با آن‌ شرایط‌ صلح‌ کرد که‌ مفتضح‌ کرد معاویه‌ را. آنقدر که‌ حضرت‌ امام‌ حسن‌ مفتضح‌ کرد معاویه‌ را به‌ همانقدر بود که‌ سیدالشهدأ یزید را مفتضح‌ کرد”
قیام‌ امام‌ حسین(ع) و حادثه‌ عاشورا نیز بطور گسترده‌ مورد توجه‌ امام‌ قرار گرفته‌ است. اما برخلاف‌ توجه‌ معمول‌ دیگر روحانیون‌ به‌ این‌ حادثه‌ (که‌ جهت‌ ذکر مصیبت‌ بدان‌ می‌پردازند) امام‌ همواره‌ می‌کوشد تا از این‌ حادثه‌ درس‌ گرفته‌ و آن‌ را نیز مبنای‌ درک‌ خویش‌ از رفتار ائمه‌ و قیام‌ انقلابی‌ خود قرار دهد و در ضمن‌ به‌ برخی‌ نظرات‌ موجود دربارة‌ آن‌ حضرت‌ پاسخ‌ گوید:
“سیدالشهدأ به‌ حسب‌ روایات‌ ما و به‌ حسب‌ عقاید ما از آن‌ وقتی‌ که‌ از مدینه‌ حرکت‌ کرد می‌دانست‌ که‌ چی‌ دارد می‌کند. می‌دانست‌ که‌ شهید می‌شود. قبل‌ از تولد او اطلاع‌ داده‌ بودند به‌ حسب‌ روایات‌ ما. وقتی‌ که‌ آمد مکه‌ و از مکه‌ در آن‌ حال‌ بیرون‌ رفت‌ یک‌ حرکت‌ سیاسی‌ بزرگی‌ بود که‌ در یک‌ وقتی‌ که‌ همه‌ مردم‌ دارند به‌ مکه‌ می‌روند، ایشان‌ از مکه‌ خارج‌ میشود. این‌ یک‌ حرکت‌ سیاسی‌ بود. تمام‌ حرکاتش‌ حرکات‌ سیاسی‌ بوده‌، اسلامی‌ سیاسی‌ بود که‌ بنی‌امیه‌ را از بین‌ برد”

فهرست

مقدمه 2
تاریخ و اندیشمندان 3
امام خمینی و رویکرد تاریخی 4
فایده و عبرت آموزی تاریخ 4
امام و تاریخ اسلام 4
امام و تاریخ ایران 6
امام و تاریخ معاصر 6
نتیجه گیری 10
فهرست منابع 11

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 12



برترین پکیج تحقیق در مورد اصول دین اسلام و مذهب شیعه 16 ص

تحقیق اصول دین اسلام و مذهب شیعه;فایل ورد اصول دین اسلام و مذهب شیعه;تحقیق ورد اصول دین اسلام و مذهب شیعه ;دانلود تحقیق اصول دین اسلام و مذهب شیعه ; مقاله اصول دین اسلام و مذهب شیعه

تحقیق در مورد تحقیق اصول دین اسلام و مذهب شیعه 16 صفحه در قالب Word قابل ویرایش

توضیحات :

تحقیق در مورد تحقیق اصول دین اسلام و مذهب شیعه 16 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

بخشی از متن :

(( اصول د ین اسلام و مذهب شیعه ))

گیر و بندهائ د ین اسلام، که آنها را “اصول د ین اسلام” می نامند، بد ین قراراند: توحید، نبوت و معاد.برائ مذهب شیعه دو گیره (اصل) د یگر، عد ل و امامت، هم، با آن سه اصل، اضافه شده است.

متولیان اسلام براین گمان هستند، که اسلام بر اصول د ین استوار بوده و چنانچه یکی از این اصول محکم باشد، ایمان شخص، در نتیجه اسلام سرنگون می گردد. این برداشت نا درست است چون ایمان به اسلام، به کردارانسان در این تنگ حصار، امکان پذ یر نمی باشد، ولی اسلام با تحریفات ذهنئ گوناگون در بین مسلمانان ادا مه دارد.

اسلام از همان ابتدا بر ناآگاهئ مردم و بر منطقی خلا ف خرد آگاه انسان، بنیاد یافته است. اسلام هر اند یشه ای را که خارج از حصارهای تعیین شده باشد، چه از مسلمان و چه از نامسلمان تحمل نمیکند.

هر مسلمانی هم به یک ” اصول دین اسلام” که در ذهن خود پرورانده است اعتقاد دارد، ولی نه به آن “اصول دین اسلام” که محمد نبی بر آنها عرضه داشته است. با این وجود پیشرفت اجتماعئ، و فرهنگئ مسلمانان در تنگ حصارهای د ین اسلام محد ود مانده است.

د ین اسلام که در قرن هقتم میلادی بوسیلهء محمد ابن عبدالله بر قبیله هائ عرب عرضه شده، افکاری هستند، که از د ینها، سنتها و خرافات مرسوم قبیله هائ اطراف مکه گرفته شده، و محمد در طول 23 سال نبوتش بر حسب نیازهای تازیان آن دوران و موقعیت خود، ترکیب کرده است. این افکار را با شعارهائ اخلا قی و اجتماعی، و برانگیختن طمع تازیان برائ بد ست آورد ن غنیمت (دارایئ نامسلمانان)، گسترش ترس از الله، وبا زور شمشیر نومسلمانان، بر قبیله هائ دیگر تحمیل کرده است. محمد باورهائ مرمان با فرهنگ آن زمان را هم، تا اندازه فهم کم رشد آن تازیان مسخ کرده و به رنگ اسلام خودش برگردانده است، تا در اصول د ینش گنجانده شوند. برای نمونه: پری که در فرهنگ ایران مهرزاد، مهر گستر، زیبا، شادی بخش، دوستدار و دایهء انسان است، به جن تبدیل گشته(1) است. و یا رام زنخدای باد و موسیقی و آورندهء سروش ، در اسلام بصورت حربه ای در دست الله درآمده که، برای نابودئ و تهدید مرمانی که او را تأیید نکرده یا تأیید نکنند، بکار می رود. جانشینان محمد هم که دیگر طعم قد رت را چشیده بودند، با سرسختی و ستمکارئ سنتئ خود، د ین اسلام را با زور شمشیر و شعار “الله و اکبر” به مرمان سرزمینهائ د یگر تزریق کرد ند.بهرحال بندهایی را که متولیان اسلام، به نام “اصول د ین” به مردم می فروشند، قیدهایی هستند که اندیشهء مسلمانان از حرکت و جستجو باز می دارد. در محدودهء این حصارها، خرد آگاه هر فرد خشک، نازا و ناتوان می گردد. به مسلمانی که اند یشه اش از این اصول تجاوز کند مرتد می گویند. در اسلام نه تنها ریختن خون مرتد آزاد است، بلکه مرتد حقی بر دارایی خود هم ندارد و چون در اسلام زن بخشی از اموال مرد بحساب می آید، زن شخصی که مرتد خوانده شده، می تواند به تصرف مسلمانان درآید.

این به آن معنی هم نیست، که هر کس اند یشهء خود را از ایمان گسست، بطور خود بخودی به آزاد اند یشی می پیوندد. چه بسا رهایی از این قید و بندها، گرفتاری در زندان و یا مردابی دیگر را به دنبال داشته باشد.

آزادی از هر دامی بدون خرد آگاه و زاینده انسان تنها آرزویی است که در آغار خود می ماند.

این هست (واقعیت) و جز این هم می تواند باشد (آرزو و روء یا)

شک ورزی، گستاخی و جویند گئ انسان است که خرد را می انگیزد، خرد میزان سنجش خدایان است، نه آنطور که الله در اسلام محتوی و محد وده عقل را از پیش و برائ هر زمان و مکان تعیین نموده است، بلکه آنطور که فردوسی، در مورد خردی که انگیخته نشود، سخن می سراید:

خرد تیره و مرد روشن روان نباشد همی شاد مان یک زمان

چه گفت آن خرد مند مرد خرد(2) که دانا ز گفتار او بر خورد

کسی کو خرد را ندارد ز پیش د لش گردد از کردهء خویش ریش

حافظ هم طریقت خرم د ینان را کوتاه و زیبا بیان داشته است:

مباش در پئ آزار و هر چه خواهی کن که در طریقت ما غیراز این گناهی نیست در فرهنگ زنخدایی ایران، هرگز اند یشه ای را خاموش نمی کنند، بلکه در روند همپرسی و همیاری با خرد، اند یشهء انسان را به زایند گی و سازند گی می انگیزند (1).

در این نوشته اصول (بندها) د ین اسلام را بطور کوتاه بررسی می کنیم.

توحید: یکتا پرستی “لا اله الا الله” یعنی: نیست الهه ای بجز الله.

این بر عکس آنچه که در افکار عمومی تحریف شده، اولین شرط پذ یرش اسلام نیست، بلکه پذ یرفتن و اطاعت از اولین تا اخرین اوامر یک قدرت نا پیدا و مخوف است. الله تنها خالق است، از نیستی به هستی خلق می کند او خالق همه چیز است، هر نیکی و هر بدی، هر ملک (فرشته) و شیطان، تاریکی و نور، مردمان گناه کار و مسلمانان با ایمان، خرد مند و اند یشمند یا موءمن و با تقوا. این خالق حدود هزار و چهارصد سال پیش، بوسیلهء محمد “رسول الله” به قبیله هائ عرب معرفی شده است، با خشم و قهر، الله پیشین و د یگر خدایان مردم عربستان و کشورهائ اطراف را در خود نابود ساخته، و به سرعت جائ همگان را به تنهایی به اسم “الله” (3) تصاحب کرده است. الله با یهوه خدائ یکتائ یهود یها چندان فرقی ندارد، فقط نمی تواند یا نمی خواهد آنطور که او بی واسطه با موسی کلام می رانده است، با محمد هم سخن بگوید. این است که اوامر خود را بوسیله جبرییل بصورت “وحی” بر او نازل می کرده است. در کردار جبرییل رسول الله یا پیامبر است و محمد سخنگوئ آنهاست.

با وجود اینکه الله می باید یکتا باشد، ولی مفهوم “لا اله الا الله” در نهاد خود الله، و رسولش یا کسانی که ایمان می آورد ند، درست جا نیافتاده بوده، چون به تکرار و جهد تأکید می کرد ند که “الله و اکبر” یعنی الله بزرگتر است. اگر هیچ الهه ای، بجز الله نباید وجود داشته باشد، پس الله از کدام خدا، یا چه چیز بزرگتر است؟ تضاد “لا اله الا الله” با “الله و اکبر” آنقد ر آشگارا است، که متولیان اسلام می کوشند، این اختلا ف روشن را بصورتی مغشوش کنند، می گویند که “الله و اکبر” به این معنا ست، که الله از آنچه که در فکر، ناقص مسلمانان، تصور بشود بزرگتر است. شاید این بیان بتواند از پیشرفت و گسترش فکر موءمن جلو گیری کند، ولی مشکل تضاد را حل نمی کند. چون کسی که یکتایی الله را باور کرده باشد، چگونه می تواند به اندازهء بزرگی یا کوچکئ او بیاند یشد؟، اصولا سنجش هر چیز تنها با معیاری هم جنس خود ش امکان پذ یر است،”الله و اکبر” وقتی معنی دارد که با “خدایان” د یگر سنجیده شود. هرچه هست الله، ژرفبینی، دوراند یشی و آینده نگری نداشته و نمی توانسته که آگاهان عمل کند، و می خواهد که انسان اشتباهات او به زور و از ترس جبران کند. الله انسان را گناهکار ، ذ لیل و نادان خلق کرده که بایستی بوسیلهء فرستاد گانش به اجرائ اوامر او تن در دهند.

چرا او انسان را چون پرورگار مهر (زنخدای ایران) به بینش و خرد مجهز نکرده تا خود بتواند، بهی را بجوید؟ وخود پژوهندهء نیکی باشد؟. الله می گوید: او انسان را از لجن خون (علق) خلق کرده و با این ادعا انسان را پست، حقیر و ذ لیل می شمرد تا برد گی و شرمسارئ انسان را تحمیل کند. بر خلا ف الله، در فر هنگ زنخدایی ایران، انسان از گوهر خدایان آفریده شده؟ ارزند گی و مینوئ انسان در اند یشه و فرهنگ ایران چنین تعریف شده است.

خدا در انسان نیست، بلکه خدایان با هم آمیخته و با هم یگانه شده تخم( مینوی) انسانند. انسان گیاهیست که از” تخم خدایان” میروید، در هر زنده ای، پنج خدا است (آرمیتی + رام + ماه + گوش + هومن) ولی “هومن”تخم یا مینوئ واحد، ولی نا پیدائ هر زنده ایست. (منوچهر جمالی4)

ببینیم اهوا مزدا یا “خداوند جان و خرد” چگونه انسانی را آفریده است.

و…

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 16