برترین پکیج تحقیق در مورد اکسپرسیونیسم در نقاشی

تحقیق در مورد اکسپرسیونیسم در نقاشی;فایل تحقیق اکسپرسیونیسم در نقاشی;تحقیق در مورد اکسپرسیونیسم در نقاشی;مقاله اکسپرسیونیسم در نقاشی;دانلود تحقیق اکسپرسیونیسم در نقاشی

تحقیق در مورد اکسپرسیونیسم در نقاشی فایل تحقیق اکسپرسیونیسم در نقاشی تحقیق در مورد اکسپرسیونیسم در نقاشی مقاله اکسپرسیونیسم در نقاشی دانلود تحقیق اکسپرسیونیسم در نقاشی

توضیحات :

تحقیق در مورد اکسپرسیونیسم در نقاشی در 43 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

فهرست مطالب:
مقدمه 3
حالت نمایی 3
اکسپرسیونیسم 4
آلبوم آثار ارنست آدویچ 11
آلبوم آثار ادوارد مونش 15
آلبوم آثار ویسلی کاندیسکی 22
آلبوم آثار هنری ماتیسه 26
نقاشان 30
کورو 30
کارل اپل 30
پابلو پیکاسو 31
ولادیمیر تاتلین 32
آلبرتو جاکومتی 32
سالوادور دالی 33
پل سزان 34
واسیلی کاندینسکی 35
پل گوگن 35
پل سزان 36
آنتونی کارو 37
پل کله 38
هانری ماتیس 38
هنری مور 39
پیت موندریان 40
کلود مونه 41
امیل نولده 42
ونسان ونگوگ 42
ریچارد همیلتون 43

بخشی از متن :
مقدمه
(حالت نمایی):
اکسپرسیونیسم، اصطلاحی که عمدتا در هنر های تجسمی به کار می رود، عبارت از بهره گیری از کژنمایی و مبالغه برای ابراز و متجلی ساختن عواطف درونی هنرمند است. این اصطلاح، در دلالت عام و گسترده اش، می تواند به هر نوع آفرینش هنری اطلاق گردد که بیشتر بر نمایاندن احساس درونی و ذهنی تاکید ورزد تا مشاهده ی عینی و بیرونی. اکسپرسیونیسم به یک تعبیر، تحریف و اغراق آمیز کردن پیکر انسان به منظور بیان احساسات و عواطف شدید است.
اکسپرسیونیسم در عکاسی پیشینه ای طولانی دارد، مبنای بنیادین آن ارج نهادن به فردیت هنرمند و توانایی حیات درونی او است. که به گونه ای جاندار بیان بصری یافته است.اکسپرسیونیستها بر این باورند که پایه ی آفرینش هنری تجربه ی پرشور هنرمند است و بینندگان باید اثر هنری را بر اساس شدت احساساتی که در وجودشان بر می انگیزد ارزیابی کنند. تاکید آنان بیشتر بر هنرمند است تا بر جهان، و از نظر اکسپرسیونیستها ، شور و شدت بیان از صحت بازنمایی حیاتیتز و اساسی تر است.
عبارت اکسپرسیونیسم در متون مربوط به نقاشی و زیبا شناسی بیش از ادبیات عکاسی رواج دارد. بنا بر این « تصویر گرایی» در عکاسی رایج تر است. و جنبش تصویر گرایی در عکاسی در چارچوب معیار های اکسپرسیونیستی می گنجد. تصویر گرایان عکاسی را هنر قلمداد می کردند و با جهد و تلاشی سخت می کوشیدند مرتبه اش را به پای نقاشی برسانند. تصاویر تصویر گرایانه غالبا با استفاده از عدسی ملایم کننده ، کاغذ بافت دار ، دست کاری با قلم مو، روایت های تمثیلی ، لباس های مخصوص و ابزار و ادوات کمکی پدید می آمدند، و بعضی اوقات هم با چندین نگاتیو کولاژهایی تصویری به وجود می آوردند. بسیاری از تصویر گران مشخصا از نقاشیهای ترنر، ویستلر، دگا و مونه متاثر شده بودند. تصویر گرایی در اواسط دهه ی 1920 روی به انحطاط گذاشت و زیبایی شناسی « مستقیم» به میزان گسترده جایگزینش شد و آ« را تحت الشعاع خویش قرار داد، لیکن توجه نسبت به زیباشناسی و تصویر گرایانه («عکاسی دستکاری شده») بار دیگر در دهه ی 1970 ظاهر شد، و این سنت امروز هم پرتوان و سر زنده ادامه حیات می دهد.
*اکسپرسیونیسم
در شیوه های که تا کنون به آنها اشاره کرده ایم معمولاً چگونگی ترکیب رنگ تنظیم اشکال ، تناسب سطوح ، خطوط و به طور کلی جنبه های عینی و ظاهری آثار هنری رامورد توجه قرار دادهایم. در امپرسیونیسم رنگ و نور ،در نئوامپرسینیسم فرم ورنگ ، درفوویسم رنگ در کوبیسم شکلهای هندسی و تناسب آنها نقش اول را در تابلو نقاشی بازی می کنند. در همگی این شیوه ها ضبط و ثبت جلوه ها و نمودهای آنی مناظر ، ونمای ظاهری اشکال و جنبه صوری موضوعات نقاشی مورد نظر است ، که از بعضی نظرها تا حدودی با هنر یونان وروم باستان و برخی از نقاشی های دوره رونسانس مطابقت دارد در مقابل ، شیوه دیگری قرار دارد که تکیه اش بر مضامین اجتماعی و قدرت عاطفی و بیان احساسات شور انگیز است . این شیوه (( اکسپرسیونیسم )) یا حالت گراییی نامیده میشود که از غمها و مصیبتهای انسانی ، خصوصاً در دورانهای بحرانی تاریخی و سیاسی
حکایت می کند . هنر مندان بکمک این شیوه ، عواطف و احساسات درونی خود را بهنمایش در می آورند.این شیوه متعلق به اوایل قرن بیستم است ، اما هنر مندانی چون ماتیاس گرانوالد آلمانی(1528-1475 م) ، پیتر بروگل هلندی (1525-1569 م) و فرانسسکو گویا اسپانیایی(1746-1828) نمونه هایی از هنرمندان پیشین هستند که به نوبه خود کوشیده اند تا باروش های منحصر به فرد ، مفاهیم اجتماعی را با بیانی نیرومند به معرض نمایش در آورند.از این نظر آثار آنها دارای جلوه های اکسپرسینیتی است . در هنر گوتیگ نیز پیکره ها وبنا ها دارای خصوصیتی اکسپرسیونیستی بودند . برای شناختن کامل شیوه نقاشی اکسپرسیونیسم ، باید به سراغ نقاشیهای اروپای شمالی ومرکزی برویم ، زیرا این شیوهبیشتر با روحیه مردم اروپای شمالی سازگار گردیده است . برخی اکسبرسیونیسم راعکس العملی در برابر امپرسیونیسم و شیوه های جدید تر که تاکید بر فرم و رنگ دارند،قلمداد کرده اند.هنرمندان این شیوه با تکیه بر نیروی روانی خویش و عواطف و احساست فردی ، جهانی رابه تصویر در میآورند امپرسیونیسم از آن گریزان بودند. از لحاظ تکنیک و شکل و فرم ظاهری به سختی ممکن برای اکسپرسیونیسم اصولی را مشخص کرد،تنها نکته ای که خصوصیت آن را مشخص رمی کند ،محتوا و پیامهایی است که در تابلوهای نقاشان اکسپرسیونیست وجود دراد . این شکل از هنر غالباً در مناطقی بوجود آمده که انسان به علت های مختلف دچار اضطراب و ناراحتیها و مصیبتهای گوناگون بوده است. به همین جهت در کشورهای اروپای شمالی بیش از هر جای دیگری ، این شیوه را می توان دید.در مناطق گرم استوایی ، آفریقا و کشورهایی که گرفتار محرومیتها و ستمهای اجتماعی ومبارزات سیاسی و مذهبی بودهاند، آثار هنری اکسپرسیونیستی به وفور مشاهده می شوددر همین مورد چنین میخوانیم :(… اکسپرسیونیسم زاییده موقعیتهای حساس روحی است .گوئی به هنگام بروز تحولات و انقلابهای سیاسی-اجتماعی و مذهبی تبلور می یابدو برای مثال در آثار ال گرگو و یا در نقاشیهای فرانسسکو گویا در دوران جنگ و انقلاب که منجر به سقوط استبداد مطلقه گردید، اهمیت اکسپرسیونیسم در هنر مدرن بدان جهت است که در حقیقت بیانگر صفات انسان منزوی در جامعه امروزی است . از قرن بیستم به عنوان (( قرن اضطراب )) نام برده می شود، انسان امروزی محروم و درمانده ازهر نوع پشتیبانی جامعه ، افراد و ایمان و اعتقادات مذهبی است . و برای مقابله با تحولات و تغییرات بی سابقه ، منحصراً به قدرت و اطلاعات خویش متکی است، و میکوشد تا به نحوی اظهار وجود نماید ، مانند آنچه که در آثار وان گوگ ، تحت عنوان اکسپرسیونیسم شناخته ایم . این جریانی است که هنرمند مدرن را وادار می کندتا به کمک آن ، خویشتن را از تنهایی ، ترس و اضطراب حاصل از انزوا برهاند)). جایگاه اصلی اکسپرسیونیسم آلمان بود ، اما در فرانسه نیز نقاشانی به این شیوه کار میکردند . در این میان از ونسان وان گوگ هلندی ، به عنوان مکتشف و پیشرو شیوه اکسپرسیونیسم نام برده می شود. نقاشی های او در ابتدا از لحاظ تنوع رنگ کم مایه ومعمولاً سیاه و سفید بود ، اما با مهاجرت وی و تاثیر پذیری او از نقاشان امپرسیونیست رنگهای شفاف و پر فروغ جای رنگهای قبلی را در آثارش گرفتند. از آن پس وی با قلمی بی تاب ، دیوانه وار رنگها را بر روی بوم نقاشی قرار می داد . وان گوگ در این مرحله تابلوهایی بوجود آورد که رنگ در آن حکومت می کرد و از این نظر در ردیف پیشگامان فوویسم ، قرار گرفت . اما از لحاظ انتخاب مضامین و موضوعات نقاشی ،آثارش با همه نقاشان فرنسوی همزمانش متفاوت بود . موضوعات نقاشی او را اکثراً زحمتکشان و طبقاتمحروم جامعه تشکیل می دادند . آثار وی بیانگر زندگی و کار طاقت فرسای کارگران معادل زغال سنگ و نیز زندگی کشاورزان فقیر و تنگ دست محیط اطرافش می باشد .ژرژ روئو (1871-1958) که یکی از نقاشان فوویست به شمار می آید ، به علت خصوصیت آثارش، چه از نظر شکل و قالب و چه از نظر محتوا و مفاهیم ، – در زمره نقاشان اکسپرسیونیست قرار می گیرد . اکثر آثار وی دارای مضامین مذهبی و اجتماعی بودند و هنر در دست او بصورت وسیلهای برای بیان عشق و علاقه اش نسبت به خدا و انسان قرار داشت.روئو در آغاز کار به مدت ده سال پنجره کلیساهای قرون وسطی را تعمیر و نقاشی می کرد . خصوصیت طراحی خشن و رنگ آمیزی شدید رنگین (ویترای) قرون وسطاییی واثرات ان ، روحیه او را سخت تحت تاثیر قرار داده بود، به نحوی که تا آخر عمر مذهبی و اجتماعی را ترک نکرد ، و در این زمینه آثاری گویا و پر محتوا بوجود آورد. از آثار معروف او تصاویری است که جهت کتاب بینوایان اثر ویکتور هوگو طراحی نمود . وی دراواخرعمر نقاشی شیشه های رنگین کلیساهای متعددی را به وجود آورد. نقاشیهای روئو
متشکل از خطوط سیاه وکلفت ، با رنگ های تابنده به شیوه رنگ آمیزی های نقاشان فوویست بود. او برای راحی صورتهای غمزده و هیکلهای رنج دیده ، از خطوط مبالغه آمیز و خشن استفاده می کرد ، بدین وسیله صحنه های غمناک زندگی مردم ، خصوصاً کارگران و محرومان را به نمایش در می آورد . در همان زمانی که ژرژ روئو نقاشیهای پر محتوای خود را می کشید ، نقاشان دیگر فانسه محو جلوه های ظاهری طبیعت و شیفته.
رنگهای خوشایند و ترکیب اشکال و احجام هندسی به شیوه کوبیسم و تجریدی خود بودند و ندرتاً به مضامین اجتماعی روی می اوردند. از جمله استثنائات می توانیم به اثر معروف پیکاسو به نام ((گرینا)) اشاره کنیم که از لحاظ شکل و ترکیب بندی بر اساس شیوه کوبیسم پایه ریزی شده ، ولی از نظر محتوا ، حاوی بیانی اکسپرسیونیستی است. یکی دیگر از معروفترین نقاشان اکسپرسیونیست ، ادوراد مونش نروژی (1836-1944م) است که نقاشان آلمانی را تحت تاثیر قرار داد. خود او از نقاشان ((نبی)) و گوگن درسهایی گرفته، خصوصیات روحیش نیز همانند وان گوگ بود. وی به علت حوادث ناگواری که در زندگی اش رخ داد ، به صورت هنرمندی انزوا طلب و عصبی در آمد . در مورد زندگی او چنین نوشته شده است : ( … دوران کودکی او با مرگ زود گذر مادر و رفتار مستبدانه پدر همراه بود . نوعی احساس عدم امنیت و تنزل خاطر در وی بوجود آورد.مونش همواره از مشاهده زنان محروم و مصیبت زده ، مرگ و نیروهای بنیان کن طبیعت در رنج بود … آثار مونش دردسر و فضاحت بسیار وی به ارمغان آورد . طی سالیان دراز که او در آلمان به سر می برد ، آثارش به جرم((آثار مضر)) توسط نازیها ضبط و مصادره گردید . وی در دوران اشغال نروژ توسط آلمانیها ، در انزوا بدرود حیات گفت)). ادوارد مونش اگر چه چند سالی در کنار امپرسیونیستهای فرانسوی زندگی کرده بود اما هیچ گاه مانند آنها شیفته نمای ظاهری موضوعات و جلوه های مجرد نور و رنگ نگردید. وی همراه با قلمی تند و سریع، و با صراحت تمام مضامین اجتماعی را مصور می ساخت . در خلال سالهایی که او در آلمان به نقاشی مشغول بود گروهی را به نام ((پل)) تشکیل داد ، سپس نقاشان دیگری از جمله کاندینسکی مارکه ، ماک،پل کله و گروه دیگری تحت عنوان(( سوار آبی)) بوجود آوردند که همگی می کوشیدند تا از نقاشی نتایج روانشناسی بگیرند . هدف آفریده های آنها ، نشان دادن حالات درونی و رویدادهای روحی به وسیله معنی اشکال و رنگ ها بود .
یکی دیگر از نقاشان اکسپرسیونیست جیمز انسور بلژیکی (1860-1945) است که ابتدا به شیوه امپرسیونیستها کار می کرد . وی در ترکیب رنگها ظرافت و دقت فراوان داشت . او نیز همچون مونش هنرمندی گوشه گیر بود و برخی از آثارش نشانه هایی از اندیشه های (بوش) و(بروگل)را دارد . امیل نولد کیرشنر آلمانی و کوکوشکا اتریشی نیز در زمره بهترین نقاشان اکسپرسیونیت محسوب می شوند .کائیم سوتین (1894-1943م )نقاش روسی الاصل مقیم فرانسه ، در حالت انزوا و مخفی از چشم نازی ها به نقاشی مشغول بود و آثارش بهترین معروف شیوه اکسپرسیونیسم است . سوتین موضوعات نقاشی خود را با حالاتی خشمگین و نا آرام با فرم های مواج و حرکت های خشن که نمایانگر روحیه بی قرار و ترس و وحشت و گرفتاری اش در زندگی بوجود می آورد مارک شاگال (متولد 1887) نیز از نقاشان روسی الاصلی است که میهن خود را ترک کرد و از سال (1914) در پاریس اقامت گزید .مضامین آثار وی- که به شیوه اکسپرسیونیستی ترسیم شده اند –سرشار از دلتنگی ،جدایی و دوری از وطن می باشد . از نظر سبک او را می توان به شیوه های جدیدتر و به خصوص سوررئالیسم متعلق دانست . معمولاً نقاشانی که مضامین انقلابی و اجتماعی را برای خود انتخاب می کردند . برای بیان گویا تر و کوبنده تر به شیوه اکسپرسیونیسم روی می آوردند. به همین جهت در برخی از کشورها – که گرفتار مصیبتهای اجتماعی و محرومیت های سیاسی بوده اند- شیوه اکسپرسیونیسم بیشتر مقبول افتاده ، ضمناً رشد یافته است . برای نمونه می توانیم از کشورهای آمریکای لاتین و خصوصاً مکزیک . برزیل نام ببریم. از میان هنرمندان مکزیک نوابغی در این زمینه بوجود امدند از جمله می توان به (ریورا ، اوروزکو و سیکیروس اشاره کرد.)

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 43



برترین پکیج تحقیق آشنایی با هنرهای سنتی

تحقیق آشنایی با هنرهای سنتی ;مقاله آشنایی با هنرهای دستی;آشنایی با هنرهای سنتی

تحقیق در مورد آشنایی با هنرهای سنتی در 78 صفحه در قالب Word قابل ویرایش

توضیحات:

تحقیق در مورد آشنایی با هنرهای سنتی در 78 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

فهرست مطالب :

پیشگفتار ……………………………………………………………………………………………………………………………………3
نگاهی به خطوط ششگانه (اقلام ستّه ) …………………………………………………………………………………………4
اختراع نوشتن ……………………………………………………………………………………………………………………………..6
تاریخچه پیدایش خط و الفبا -3 …………………………………………………………………………………………………..9
سلطانعلی مشهدی ……………………………………………………………………………………………………………………15
یاقوت مستعصمی ……………………………………………………………………………………………………………………..16
خط شکسته نستعلیق ………………………………………………………………………………………………………………..17
میرعماد حسنی …………………………………………………………………………………………………………………………18
تاریخچه خط 2 ………………………………………………………………………………………………………………………..19
تاریخچه خط 1 ………………………………………………………………………………………………………………………..23
خوشنویسی ………………………………………………………………………………………………………………………………23
مکتب سقاخانه و تأثیر آن بر نوآوری در خطاطی ………………………………………………………………………….25
مدرنیستها و اقلام قدی …………………………………………………………………………………………………………….26
خط ناخنیگونه‌ای ……………………………………………………………………………………………………………………..27
تاریخچه انجمن ……………………………………………………………………………………………………………………….27
تكامل خوشنویسی در ایران ………………………………………………………………………………………………………34
سیر تکامل خوسنویسی در ایران …………………………………………………………………………………………………36
مدخلی بر اطلس چهارده قرن هنراسلامی ……………………………………………………………………………………39
قاعده ی نسبت ………………………………………………………………………………………………………………………..43
فهرست و خلاصه ی قواعد كلّی خطّ ………………………………………………………………………………………….56
چگونگی گتراشیدن قلم …………………………………………………………………………………………………………..63
تراشیدن قلم ……………………………………………………………………………………………………………………………64
چهار مرحله تراش قلم ………………………………………………………………………………………………………………65
کوبیسم cubism ………………………………………………………………………………………………………………….74
سمبولیسم: Symbolism …………………………………………………………………………………………………….75
منابع ……………………………………………………………………………………………………………………………………….78

بخشی از متن :
پیشگفتار
انجمن خوشنویسان ایران از سال 1329 با همت استادان بزرگواری چون زنده یاد سید حسین میرخانی و دیگر استادان والامقام نظیر شادروانان علی اکبر کاوه ، ابراهیم بوذری و سید حسن میرخانی ، با اهتمام زنده یاد دکتر مهدی بیانی محقق و استاد دانشگاه و تنی چند از عالی همتان فرهنگ خواه ، با همکاری وزارت فرهنگ و هنر وقت تاسیس و راه اندازی شد و نام کلاسهای آزاد خوشنویسی زینت بخش این خانه عشق و دلدادگی گردید. این نهاد اصیل و مردمی بنیاد نامه رسمی خود را با نام انجمن خوشنویسان ایران در تاریخ 19 شهریور ماه 1346 اخذ و فعالیتهای درخشان و تاثیر گذار خود را پی گرفت. انجمن خوشنویسان ایران به تدریج و در آغاز دهه سوم حیات پربار خود دوره رونق و گسترش را تجربه کرد و در مواجهه با رویکرد وسیع و پرشور اقشار مختلف جامعه به ویژه جوانان و نوجوانان اقدام به تاسیس فراگیر شعب در سراسر کشور نمود که این روند همچنان ادامه دارد.
سر گذشت پیدایش خط در دوران قبل از اسلام بحث دیگری دارد ، ولیکن در دوره اسلامی و مقارن قرنهای اول و دوم هجری برپایه خطی موسوم به نبطی و حجازی ، خط کوفی شکل گرفت ودر دوره های بعد به ترتیب و تدریج خطوط سته ، ثلث ، نسخ ، ریحان ، رقاع ، محقق ، و توقیع ، و سپس ، خط تعلیق به دست هنرمندان ایرانی ابداع شد ، تا نوبت به قرن هشتم و ظهور خط نستعلیق رسید ، این قلم از تلفیق خط نسخ و تعلیق و نوعی خط تحریر که در بین مردم ایران رایج بود و به وجود آمد و اندکی بعد ، در قرن دهم خط شکسته نستعلیق پدیدار شد. خطوط رایج در ایران اسلامی عبارتند از ثلث ، نسخ ، نستعلیق و شکسته نستعلیق ، این خطوط از مواریث گرانقدر ملت با فرهنگ ایران به شمار آمده و در موزه های بزرگ دنیا چون جواهرات بی نظیر نگهداری می شوند که موجب افتخار و نشانه ظرافت طبع ملت کمال طلب و هنردوست و هنر آفرین ایران است.
هنر خوشنویسی و نستعلیق ویژگی هنر ناب را در ساختار هندسی خود دارد و با نمود بارز خود در منزلت و جایگاهی قرار گرفته است که نهضت امپرسیونیزم و آبستره می خواهد به آن برسد و ساختار هندسی و ریاضی هنر خوشنویسی و وجود تناسبهای ایزدی و طلایی در این هنر ویزگی ها و امتیازات خاصی به این هنر بخشیده است ، میدان و محتوای هنر خوشنویسی که مبتنی بر دستاوردهای ملی و دینی است از طرفی در ذهن و قلب مردم جاری است و مردم با آن آشنایی بصری وسیع دارند و این نگرش قداست خاصی برای این هنر ایجاد کرده است.
نگاهی به خطوط ششگانه (اقلام ستّه )
اقلام ستّه (شش قلم) شامل ثلث، نسخ، محقق، توقیع، رقاع و ریحان است. این اقلام توسط یاقوت مستعصمى از بین اقلام مختلف انتخاب شد. وى در زیبا کردن این خطوط ابتکاراتى بخرج داد و در واقع این خطوط توسط وى ظهور کرد. این اقلام به خطوط اصول نیز مشهورند.
کوفی
ریحان
توقیع
رقاع
ثلث
نسخ
محقق
کوفى
نخستین نوع خوشنویسى که قرآن به آن نوشته شد کوفى بود. بعد از ظهور اسلام در ایران، این خط نیز رواج یافت.
با تأسیس شهرهاى کوفه و بصره در دومین دههٔ شکوفایى اسلام، دانشمندان گرانقدرى بوجود آمدند که توجه زیادى به زبان و خط عربى داشتند و کوفه نقش تعیین‌کننده‌اى در خط مکّى – مدینه‌اى داشت؛ و خط جدیدى پدید آمد که بنام خط کوفى مشهور شد.
خط کوفى در نیمه دوم قرن اول هجرى به اوج خود رسید و سه قرن دوام یافت.

بطورکلى خط کوفى در دو نوع ظاهر شده است. یکى تحریری، کتابتی، ساده و تزئینى و موشّح و دیگرى کوفى بنّایى ومعقّلی.
خط کوفى تزئینی، از قرن دوم هجرى عامل بسیار مهمى در هنر اسلامى براى سوره‌هاى قرآن مجید، نوشته‌هاى روى سکه‌ها و لوحه‌هاى یادبود بشمار مى‌آمد. اما مهم‌ترین جلوۀ خط کوفى تزئینى را باید در قرن چهارم هجرى در کتیبه‌هاى سلجوقى که در اواخر حکومت خلفاى عباسى فعالیت داشتند، جست‌وجو کرد. از قرن چهارم به بعد خط کوفى به تنهایى شکل تزئینى یافت و این تحول تا اواخر قرن پنجم هجرى ادامه یافت. از این زمان به بعد خط کوفى عملکرد اصلى خود را از دست داد و صرفاً تزئینى گشت.
خط بنایى یا معقلى خطى است بدون دور و متکى بر سطح. خط بنایى تشکیل شده از خطوط مستقیم عمود برهم که زوایایى را بوجود مى‌‌آورد.
اصل و منشأ خط کوفى از خط سریانى است. خط کوفى ایرانى نیز براساس نتایج برخى پژوهندگان معاصر در آثار بازمانده کشف شده است. این خط کوفى شیوهٔ خاصى داشته با حروف منفصل که با خاطى مویین به یکدیگر پیوسته و در آن شباهتى با خط اوستایى و پهلوى یافت شده است که آن را کوفى شیوهٔ ایرانى نامیده‌اند.
خط کوفى در ایران تا مدت پنج قرن معمول بوده است که بیشتر در کتابت قرآن و تزئین ابنیه و کتب، ظروف و … بکار مى‌رفته است.
ثلث
خط ثلث با ساختارى ایستا و موقر، بیشتر در تزئین کتاب‌ها و کتیبه‌ها بکار مى‌رفته است. انواع گوناگون ثلث تزئینى توسط ابن‌بواب و یاقوت ابداع شده که براى کتابت قرآن و دیگر کتب مذهبى بکار مى‌رفته است. ابن‌بواب زیبایى و ظرافت را با خط ثلث همراه کرد.
خط ثلث در ایران براى نوشتن عنوان سوره‌هاى قرآن کریم، پشت جلدنویسی، سرلوحه‌ها، و بخصوص در کتیبه‌ها و کاشى‌کارى‌ها بکار رفته است و هنوز نیز رایج مى‌باشد.
ریحان
خط ریجان از خط نسخ مشتق شده است؛ اما از خط ثلث نیز بهره گرفته است ولى از آن ظریف‌تر است. خط ریحانى بسیار نزدیک به خط محقق است. این خط از ابداعات على ابن – عبیدالله ریحانى است و به همین دلیل نام ریحانى گرفته است. برخى نیز آن را به ابن‌بواب نسبت مى‌ٔهند، زیرا براى این خط و زیباسازى آن تلاش‌هاى شایانى کرده است.
برخى نیز خط ریحان را مشتق از خط محقق مى‌دانند که سال‌ها پس از آن پدید آمده است. این خط همهٔ محاسن و ویژگى‌هاى خط محقق را دارد. ولى ظریف‌تر از آن نوشته مى‌شود و به ظرافت و لطافت ممتاز است
اختراع نوشتن

Hieroglyphs یا حروف تصویری در مصر باستان
با اختراع نوشتن بود که بشر به کمک آن توانست تاریخ به یادگار بگذارد و دانسته های خود را محفوظ نگاه دارد و پیشرفت کند.
اما نیاکان ما چگونه فن نوشتن را فرا گرفتند؟ حدود شش هزار سال قبل مردمی که سریعتر از همه، جاده تمدن را در می نوردیدند، ظاهرا سومری ها و مصری ها بودند که به ترتیب در بین النهرین (وادی بین دجله و فرات) و دره نیل به سر می بردند، این مردمان در کار ابداع فن نوشتن بودند.

شش هزار سال قبل دهقانهای مصری که مکلف بودند سبدی چند از فراورده غله خود را به تحصیلدار مالیاتی تحویل دهند، تصویر زمخت سبد را بر دیوار کلبه خود می کندند و کنار آن به تعداد سبدهایی که داده بودند علامت می گذاشتند.
بله، نخستین طرز نوشتن بدین صورت بود، یعنی نوشتن با عکس (شکل نگاری)، این شکل از نوشتن مصور آنقدر بود که تقریبا همه اقوام ابتدایی از آن استفاده می کردند.
مدتها پیش عده ای از سرخ پوستان امریکایی با پنج زورق و به رهبری سردار قبیله خود شاه ماهیگیران ظرف سه روز از دریاچه سوپریور عبود کردند و به سلامت پای به خشکی گذاشتند و چون می خواستند یاد این رویداد مهم جاوید بماند، تصویر یادگاری آن را بر دیواره یک صخره ، نقش کردند.
در اینجا تصویری که از روی آن کشیده شد، نقل می شود، ساختن یک تصویر زمخت، مثل تصویر افرادی که در زورق نشسته اند آسان بود، اما ترسیم یک اندیشه یا تصور، یا گذران سه روز بنظر دشوار می نمود.

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 78



برترین پکیج تحقیق در مورد راز و رمز نماد در هنر اسلامی

معماری اسلامی;نماد در هنر ;نمادپردازی هنر اسلامی;هندسه هنر اسلامی;تحقیق در مورد راز و رمز نماد در هنر اسلامی

معماری معماری اسلامی نماد نماد در هنر نمادپردازی هنر اسلامی هندسه هنر اسلامیتحقیق در مورد راز و رمز نماد در هنر اسلامی

توضیحات :

تحقیق در مورد راز و رمز نماد در هنر اسلامی در 11 صفحه درقالب Word قابل ویرایش.

بخشی از متن :

چکیده:
بسیاری از شاعران و نویسندگان در اشعار و حکایات خود، از مفاهیم عمیق و اندیشه های بلند عرفان اسلامی و حکمت الهی ایران باستان بهره گرفته اند. هنرمندان مسلمان نیز از این خوان نعمت بی نسیب نبوده، آن ها هم از جلوه هایی رمز گونه از حکمت و عرفان ایرانی – اسلامی را در آثار هنری خویش متجلی نموده اند. در گذشته استادانی که خود اهل سیرو سلوک بودند، به تعلیم و راهنمایی هنرمندان می پرداختند. هنرمندان در محضر آنان آیین و اسرار رمز آموزی را در پوشش آداب مذهبی آموخته و از طریق همین ارتباط روحانی، نظریه های جهان شناختی و متافیزیکی را که مبنای نمادپردازی هنر اسلامی است فرا می گرفتند. بررسی این بعد از هنر اسلامی در مقایسه با ابعاد تاریخی و سیر تحول تکنیکی آن، کمتر مورد بحث و موشکافی قرار گرفته است. به همین دلیل مفاهیم نمایدن بخش عظیمی از آثار هنر ایران همچون لوحی در هم پیچیده باقی مانده است. در این مقاله سعی خواهد شد بطور مختصر به بیان جلوه هایی از معنا و مفهوم، که در قالب نقش های نمادین در آثار هنر اسلامی ایران تجسم پیدا کرده است، اشاره شود.

راز و رمز نماد در هنر اسلامی
بشر از زمانی که خود را شناخت، به دنبال کمال و آفرینش زیبایی بوده است. حتی در ابتدایی ترین آثار به دست آمده از انسان، به طور مثال در ظروف سفالین، سعی در ایجاد فرم های متقارن و ایجاد رنگ ها و تناسبات زیبا به چشم می خورد. بشر به مرور زمان، سعی خود را در گسترش این زیبایی در زمینه های متنوع به کار بست به طوری که در ساخت مسکن، فرم ها و فضاهایی به وجود آورد که هر چند ابتدایی اما در عین حال دارای تناسبات و ارتباطات کاربردی و زیبایی بودند. در میان سرزمین هایی که آثار زندگی گذشته را در خود حفظ کرده اند، فلات ایران موقعیت ممتازی دارد. در سراسر مغرب پارت، مجموعه های گوناگون از آیین ها و خدایان سامی، بازار گرمی داشتند. آیین های بدوی پرستش کوه ها، آب ها، رودها، دریاچه ها، درخت ها و سنگ ها و به خصوص آنها که یونانیان baetyla می نامیدند، رواج داشت.
تنوع معماری دینی دورۀ اشکانی، بازتابی از تعداد ادیان و مذاهب در دورۀ مزبور است. پارتی ها زمانی که با سکاها معاشر بودند، آفتاب، ماه و ستاره ها را می پرستیدند، سپس که با پارس ها و مادی ها معاشر شدند، اهورمزدا را پرستش کردند و چون در ایران، پرستش مهر و ناهید رواج داشت، پرستش آنها هم در معتقدات پارتی ها داخل شد. پس از ورود اسکندر به ایران، پرستش برخی ارباب و انواع یونانی نیز، جزو مذهب شاهان اشکانی گردید. مجسمه های کوچک پیدا شده در مغرب ایران، نمودار بسیاری از این خدایان است. در راستای این تغییر و تحولات، در زمینۀ معماری نیز پیشرفت هایی صورت گرفت. ایوان که یکی از عناوین معماری پارتی است نقش ارتباط بخش هایی از ساختمان را بازی می کند، همچنین فضایی مناسب برای اجرای کارهای تزئینی و نماسازی می باشد.
با رواج گچ و آهک، معماران پارتی توانستند طاق زنی را به اوج قدرت برسانند و آن را همچون تاجی برسر ایوان ها برافرازند. در طاق های گوشوارهای نخستین گام به سوی گنبد سازی ساسانیان برداشته شد و استعداد تزئینات و گچ کاری، پایه ای شد برای کاشی سازی که بعدها از هنرهای غرورآفرین ایرانیان گشت.
آتشکده ها با روش چهار طاقی بنا می گشتند، با آمدن اسلام و با تغییراتی جزیی این آتشکده ها تبدیل به مسجد گشتند. به این ترتیب که آتشگاه را برداشته شد و چهارطاقی را تبدیل به محراب می کردند. سپس با استفاده از تزیینات هنر اسلامی، رنگ و بوی جدیدی به بنا می بخشیدند.
در واقع قبل و بعد از اسلام، تزیینات نقش مهمی در معماری ایران ایفا کرده است. با بررسی تکنیک ها و شیوه های تزیینی در دوره های مختلف، می توان به هدف استفاده از تزیینات پی برد. به طور مثال در دورۀ هخامنشی این تزیینات بیشتر در خدمت نمایاندن قدرت و اقتدار شاهان هخامنشی (آنچنان که در تخت جمشید دیده می شود) بوده است. استفاده از سرستون هایی به شکل سر گاو، در این دوره هم جنبۀ تزیینی داشته هم جهت برپا داشتن تیرها بر روی ستون ها، دارای کاربرد سازه ای بوده است. البته تقدس این جانور به عنوان یک جانور، توتمیک ریشه های اعتقادی این صورت را نیزبر می تاباند. هم چنین به کاربردن شکل هایی از گیاهان همچون درختان سرو بر دیوارهای سنگی تخت جمشید، بیانگر احترام و توجهی است که ایرانیان باستان برای اطراف و پیرامون خود قائل می شدند. این گونه استفادۀ توتمیک از طبیعت پس از اسلام، جلوه ای دیگر یافت و جهت تمرکز حواس انسان به سوی ذات اقدس الهی، گرفته شد. این المان های تزیینی، همان گونه که قبل از اسلام دارای عملکرد سازه ای نیز بودند، پس از اسلام نیز، کاربردی و متحد با دیگر عناصر –و المانها عملکرد داشته اند.
طراحی اسلامی و به خصوص معماری، تزیینات مهمترین عنصر وحدت بخش محسوب می گردد. معمولاً یک نوع خاص تزیینات برای نوع خاصی بنا یا متنوع به کار برده نمی شود. در مقابل اصول نظری تزیینات وجود دارد که شامل هنر تمامی موضوعات در اسلام و قابل کاربری برای تمامی ساختمان ها و در تمامی زمان ها می باشد. از اینجاست که به رابطۀ تنگاتنگی بین معماری و هنرهای وابستۀ به وجود می آید.
ایران در همۀ اشکال خود، همیشه تزیینی بوده هنرهایی که در مغرب زمین «صغیر» نامیده بودند، در ایران به قدری مورد توجه قرار گرفته اند که به سطح هنرهای عمده رسیده اند. در معماری ایران، علاقه به سطوح تزیینی با علاقه به اشکال و فرم های ساختمانی برابر است. یکی از اصولی که در هنر تمامی جهان اسلام به چشم می خورد، کاربردی بودن هنر است. در واقع در تفکر هنرمندان اسلامی «هنر برای هنر» وجود ندارد و این همان تفکری است که همیشه، حتی قبل از ورود اسلام، در معماری ایران به وضوح دیده می شود.
یکی از خصوصیات طرح های اسلامی، سیّالیت و روانی فضا می باشد. به دلیل اینکه در زندگی روزمرۀ اسلام، تزیینات و اسباب بسیار کمی در نظر گرفته شده، این نوع تزیینات به صورت لایه هایی در سقف، کف و دیوارها ظاهر می گردند. پیچیدگی اثرات هنری این لایه ها و سطوح تزیینی با استفاده از فرش ها و کوسن ها، که معمولاً دارای ارتباط نزدیکی با طرح های تزیینی دیوار ها و سقف ها هستند، غنی تر می گردد. گاهی اوقات برای ایجاد فضایی سیال و روان از طرح های گیاهان و طبیعت استفاده می شود. به طور مثال در مقبرۀ اعتمادالدوله، کف مرمری حکاکی شده ای وجود دارد که کاملاً به فرش های همدورۀ این بنا، شباهت داشته و تداعی کنندۀ طبیعت می باشد.

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 11



برترین پکیج تحقیق رنگ و ارتباط آن با معنویت در هنر

تحقیق رنگ و ارتباط آن با معنویت در هنر;دنلود مقاله رنگ و ارتباط آن با معنویت در هنر; رنگ در اساطیر یونانی رنگ در هنر;رنگ در یهودیت و مسیحیت;رنگ و ارتباط آن با معنویت در هنر; مقاله رنگ و ارتباط آن با معنویت در هنر

تحقیق رنگ و ارتباط آن با معنویت در هنر 10 صفحه در قالب Word قابل ویرایش

توضیحات :

تحقیق رنگ و ارتباط آن با معنویت در هنر 10 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

بخشی از متن :

چکیده:
هنر نقشی قطعی در تحول همه ی دین های جهان داشته است. هنر با دیدار کردن تجربه ها، قصه ها و آرزوها، معنای انسان بودن را به تصویرهایی قابل مشاهده ترجمه می کند، در حالی که دین در مقام الهاحی معنوی برای خلاقیت و فرهنگ بشری، انسانیت و اولوهیت را از طریق آیین و اسطوره به هم پیوند می دهد. در اجرای آیین ها و روایت ها اسطوره ها دین و هنر هم در نظر و عمل با هم قرین میشوند. آثار هنری می توانند معنای این آیین یا تجربه ی دینی را «بگیرند» و یا انتقال دهند در صورت امکان تکرار (احتمالی) آیین اصلی یا تجربه ی دینی را بدهند.

مقدمه:
در طول قرن ها رنگ برای اشخاص مختلف معانی مختلف داشته است. دنیایی که نظاره گر آن هستیم از 2 عنصر مهم تجسیمی یعنی «فرم» شکل و رنگ که ضمناً هر کدام لازم و ملزوم یکدیگرند تشکیل گشته است. هر موجودی که در این دنیا به چشم می آید نخست از لحاظ شکل و اندازه، و پس به واسطه ی پوشش رنگی آن مورد توجه قرار می گیرد و رنگ علامت مشخصه هر شی طبیعی است. رنگ نیز مانند آب هوا بخشی از دنیایا ماست. هیچ چیز بدون رنگ شکل مادی – قابل رویت نیست نه معماری، نه هنر و نه طراحی و مد.
رنگها همواره در رابطه با طبیعت و اشیاء به چگونگی تابش نور و وضعیت بینایی است. در قرن 17 میلادی نیوتون موفق شد با تجزیه ی نور سفید رنگ های طیف را بدست آورد به نظر ایزاک نیوتون رنگ انرژی نوری است، برای سنت اگوتسین انعکاس افلاطونی خدا بود برای ولفانگ فون گوته یک ادراک زمینی و برای جان لاک کیفیتی از اشیایی که می بینیم. اما برای الکساندر اسکرمابین رنگ تمثیل رهبری موسیقی، برای سود یک اشتاین و در درجه اول یک مسله معنای و برای واسیلی کاندنیکی یک شیوه بیان روح بود.
رنگ اینکه شامل همه دین هاست برای یفتن یک جهان بینی خاص و راهی برای بیان احساس خود امری ذاتی است و می توانیم با اطمینان بگویم که رنگ برای بشریت طیف تقریباً نامحدودی از تأثیرات ظریف فراهم می کند و حامل اطلاعات اولیه و ابزاری قدرتمند است که برای هنرمند یک ستاره شناس و هرکس دیگر ارتباط برقرار می کند به یک اندازه اهمیت دارد.

پیشینه تاریخی رنگ
هنگامی که به آثار و هنر باستانی مصر، هند، چین و یونان و آمریکای مرکزی و ایران باستان توجه می کنیم از احساس بشر اولیه نسبت به رنگ شگفت زده می شویم.
فرض نادرست این است که بشر اولیه در زندگی خود به نوعی محتاج زیبایی بوده و خود ر با رنگ های فریبنده در شکل های مختلف هنری همچون معماری، نقاشی، آذین بندی، مجسمه سازی، نساجی و سرامیک محصور می کرده است. حال آنکه مردم باستان نسبت به رنگ دیدی مذهبی داشته اند و برخورد آن ها با طیف رنگ از زیباشناسی صرف فرسنگ ها فاصله داشته است.

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 10



برترین پکیج تحقیق در مورد امپرسیونیسم در نقاشی

تحقیق در مورد امپرسیونیسم در نقاشی

تحقیق در مورد امپرسیونیسم در نقاشی در 23 صفحه قابل ویرایش در قالب Word

توضیحات :

تحقیق در مورد امپرسیونیسم در نقاشی در 23 صفحه قابل ویرایش در قالب Word.

بخشی از متن :

مقدمه
همگان می دانند نقاشی که شاخه ای از هنر های تجسمی است سبک ها و شیوه ها مختلفی از جمله امپرسیونیسم و … است شناخت و بررسی این سبک ها کمک بسزایی در بالا بردن توانایی های عقلی و عملی خواهد داشت.هدف از بررسی سبک امپرسیونیسم تاریخچه آن که چه قرنی بوجود آمده و از کجا سرچشمه گرفت و به کجا ختم می شود. امپرسیونیسم مهمترین پدیده هنر اروپایی در سده ی نوزدهم و نخستین جنبش نقاشی سبک ها روبروست. امپرسیونیسم مکتبی است که به سبب برخی نظرات مشترک و به منظر و عرضه مستقل آثارشان در کنار هم قرار گرفت هسته اولیه جنبش رامنه، رنوآر، سیلی شکل دادند این هنرمندان با چند تن از هنرمندان دیگر گروهی را تشکیل دادند که به آنها انجمن بی نام هنرمندان نقاشی، پیکره ساز و چاپگر گویند و نمایشگاهی برگزار کردند در همین نمایشگاه عنوان یکی از نقاشی های منه (امپرسیون : طلوع آفتاب) بهانه ای شد که لویی لورا – روزنامه نگار نشریه ی ساری واری- آنان را به مشخره(امپرسیونیست) خواند این عنوان از سوی اعضای گروه پذیرفته شد .
منظور از مطالعه و تحقیق این شیوه آشنایی با سبک ها و روش کار آنهاست که ما به خلاصه ای از شیوه ی کار امپرسیونیسم در اینجا اشاره کردیم و هنر بطور کلی، قدرتمند ترین شیوه ی بیانی است که انسان بوجود آورده است تا از طریق آن درباره ی جهان، انسان یا درون خود مفهومی را بیان کند. آثار هنری نتیجه و احساس بشر هستند و احساسات و ادراکات او را نسبت به جهان نمایان می کند.

پیدایش سبک امپرسیونیسم
مهمترین پدیده هنر اروپایی در سده نوزدهم و نخستین جنبش نقاشی مدرن به شمار می آید. امپرسیونیسم مکتبی با برنامه و اصول معین نبود بلکه تشکل آزادانه ی هنرمندانی بود که به سبب برخی از نظرات مشترک و به منظور عرضه ی مستقل آثارشان در کنار هم قرار گرفتند. اینان نظام آموزشی متداول و هنر آکادمیک را مردو د می شمردند و نیز با این اصل رمانتیسم که مهمترین مقصود هنر انتقال هیجان عاطفی هنرمند است ، مخالف بودند. اما برعکس این نظر رئالیست ها را می پذیرفتند که مقصود هنر باید ثبت پاره هایی از طبیعت و زندگی به مرد روحیه علمی و فارغ از احساسات شخصی باشد. بر این اساس
می توان امپرسیونیسم را ادامه منطقی رئالیسم صده نوزدهم دانست.
هنرمندان این سبک
هسته ی اولیه ی این جنبش را منه، نوآر، سیسلی و بازی شکل دادند. آنان پس از تشکیل«انجمن بی نام هنرمندان نقاش، پیکره ساز و چاپگر» آارشان را در عکاسخانه نادر به معرض دید عموم گذاشتند.
در همین نمایشگاه عنوان یکی از نقاشیهای منه{امپرسیون: طلوع آفتاب} بهانه ای شد تا لویی لروا- رونامه نگار نشریه شاری واری- آنان را به مسخره «امپرسیونیست» بخواند.
تنوع آثار این نقاشان باعث شده است که امپرسیونیسم را نه چون یک سبک متمایز بلکه حساسیت مشترک هنرمندان مزبور نسبت به روح زمانه بدانند.
در واقع، مشخصات سبک امپرسیونیسم را در منظره های اولیه رنوآر، و در آثار منه، پیسارو، سیسلی و مریزو می توان باز شناخت.

فلسفه امپرسیونیستی
زیباشناسی در عصر امپرسیونیسم به اوج بسط و کمال خود می رسد و معیارهای خاص آن، یعنی نگرش منفعل و فکورانه به زندگی، زودگذری و ناپایداری و احساس گدائی متبنی بر لذت جوئی است. مرم درباره اسرار هستی و عمق روح بشری یاوه می سرایند، یزهایی معقول را لوس و بی مزه می دانند و می خواهند در چیزهای ناشناخته کندو کاو کنند.
نسبت به آرمانهای زاهدانه و چشم پوشی از جهان اظهار اعتقاد و اخلاص می کنند.
امپرسیونیسم به عنوان آخرین سبک معتبر هنری در پایان قرن به بایگانی هنر خوانده می شود. در حالی که متفکران آن مردمی مایوس و دست از جان شسته اند. که با همه قطع رابطه کرده اند. گروهی دائم الخمرند و برخی خانه به دوش و دربدر، وان گوگ و چند تن دیگر مدتی را در تیمارستان می گذرانند و بیشتر عمرشان را در قهوه خانه و سالنهای موسیقی و فاحشه خانه ها و بیمارستانها می گذرانند این فلسفه، جهان متمدن را به منزله کارگاه بزرگ هنرمند و خود هنرمند را به چشم بهترین کارشناس می نگرد.«دالامبر» وقتی گفته بود:«روا به حال هنری که تنها در چشم هنرمندان زیبا باشد»!
فلسفه زیبا شناخت امپرسیونیسم حاوی مقدمه جریان کامل تولید برای مصرف خانواده هنر است. امپرسیونیسم دو نوع هنرمند جدید را پرورش می دهد که در دو قطب مخاطب، از جامعه بیگانه شده اند:
قلمزران جدید و کسانی که برای گریز از تمدن غرب به سرزمینهای دور و بیگانه پناه می برند. یک امپرسیونیست راستین در پی آن بود که دریافت بصری آنی از یک صحنه- به خصوص منظره طبیعی را ثبت کند.
از این رو، او به نقاشی در دامان طبیعت- که نقاشان باربیزن آن را قبلا آزموده بودند- روی آورد. بدین سان، منظره نگاری به هنری بدل شد که در آن نقاش می کوشید تصویر منعکس شده بر روی شبکیه چشم را از نو بسازد، و معادل کیفیت زنده چشم انداز تابناک را به مدد رنگها بیافریند. او فامهای خالص را در هم می آمیخت ولی از رنگ های موضعی نیز یکسره چشم نمی پوشید.
سایه ها را نه با رنگهای خاکستری و سیاه، بلکه به مرد مکمل رنگهای اشیا نشان می داد.
با حذف خطهای مرزی، خصلت بارز شکل اشیا از میان رفت؛ و نقاشیهای امپرسیونیست به تصاویری از نور و جو، و بازیهای رنگ مستقیم و انعکاسی بدل شد. منه، پیسارو، و سیسلی به تکمیل تجربه های رنوآور پرداختند. مانه- محتملا با پافشاری مریزو و منه- نقاشی هوای باز را پذیرفت و رنگامیزی طیفی رنوآور را با نقاشی تابناک خود در آمیخت. در سالهای بعد، منه تجزیه و تحلیل دریافتهای بصری را با دقت تمام ادامه داد.
پسیارو و تحت تاثیر سرا به نظریه نئوامپراسیونیسم جلب شد. ولی رنوآر با تاکید بر طراحی خطی، به اسلوبی لطیف در پیکرنگاری زنان برهنه دست یافت.
عادت نقاشی کردن در زیر آفتاب تابان، استفاده از فامهای خالص برای انتقال روشنایی طبیعت، و کار بست تکضبربه های قلم بر روی بوم، از ویژگی های منظره نگاری امپرسیونیسم بودند(سرا وسایدنئو امپرسیونیست ها کوشیدند پایه ای علمی برای این دستاوردهای بیابند)منه تنها هنرمندی بود که همواره به این اصول وفادار ماند.

پیدایش امپرسیونیست در اروپا
در دهه 1890، امپرسیونیسم سراسر اروپا را فرا گرفت، و سپس به آمریکا راه یافت. ولی مقارن با تثبیت اصول امپرسیونیسم، واکنشهایی نیز علیه آن بروز کرد. اشتیاق به ثبت واقعگرایانه دریافتهای لحظه یی، حذف جنبه های تمثیلی و ادبی از نقاشی، نفی برخورد عاطفی با موضوع و دلبستگی به عینیت، تمرکز بر حالتهای گذرا و اتفاقی به بهای نادیده گرفتن شناختی بعدی در اروپا، تاریخ تلاش برای بازگردانیدن«معنا» به اثر هنری بود. حتی، نسلی که در دامان امپرسیونیسم پرورش یافت، کوششهایی را برای آزادسازی رنگ و خط از کارکرد بازنمایی صرف آغاز کرد؛ در پژوهشهای خود به راههای استفاده از ارزشهای عاطفی یا نمادین این عناصر دست یافت. با این حال کمتر نظریه هنری مدرن را می توان شناخت که بر اساس کشف رنگ امپرسیونیست ها استوار نبوده باشد.
و…

فهرست مطالب :

مقدمه 2
پیدایش سبک امپرسیونیسم 3
هنرمندان این سبک 3
فلسفه امپرسیونیستی 4
پیدایش امپرسیونیست در اروپا 6
تاثیرات نور در امپرسیونیست 9
عناوین دیگر امپرسیونیست 10
نتیجه 21
منابع 22

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 23



برترین پکیج تحقیق در مورد نگارگری در دوره ساسانیان

مقاله نگارگری ساسانیان;تحقیق در موره نگارگری ساسانیان;تحقیق در مورد نگارگری;تحقیق ورد نگارگری ساسانیان;نگارگری در دوره ساسانی

تحقیق در مورد نگارگری در دوره ساسانیان در 23 صفحه در قالب Word قابل ویرایش

توضیحات :

تحقیق در مورد نگارگری در دوره ساسانیان در 23 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

بخشی از متن :

دودمان ساسانی از قرن سوم تا میانه قرن هفتم میلادی درایران پادشاهی کردند . اتحاد مجدد ایران باری دیگری از ایالت پارس واقع در جنوب غربی محلی که شهر قدیمی پاسارگاد هخامنشیان قرار داشت آغاز گشت .

ساسان نام « مغی » بود که در معبد الاهه ناهید (آناهیتا) خدمت می کرد . وی به خاندان سلطنتی فارس وابسته بود و مقام مهمی داشت . پسر او پاپک حاکم استخر و دارای لقب پادشاه بود . کار اردشیر نواده ساسان و پسر پاپک که از مساعدت محافل روحانی و بخشی از اعیان برخوردار بود بالا گرفت و به تدریج متصرفات خویش را با تسخیر اراضی مجاور توسعه داد و چنان نیرومند گشت که بزرگترین فرمانروای پارس را شکست داد و سرنگون ساخت .
اردشیر همدان و آذربایجان و گرگان و ابرشهر و مرو را تصرف کرد و متصرفات او تاحدود بلخ و خوارزم رسید و پادشاهان کوشان و توران خود را تابع او خواندند .

به موجب کتیبه سه زبانی شاپور اول شاپور اول در کعبه زردشت ، پارس و خوزستان و بین النهرین و عربستان و ارمنستان و آذربایجان و گرجستان و اران و مازندران و ماد و گرگان و مرو و خراسان و سیستان و بلوچستان و مکران ودره سند و کوشان و سغد و عمان ازجمله متصرفات او بوده است . این متصرفات در زمان خسرو انوشیروان تا سواحل دریای سیاه و شهر انطاکیه و یمن نیز کشیده شد و سوریه و آسیای صغیر در زمان خسروپرویز به تصرف ایران درآمد .

ساسانیان که خود را وارث هخامنشیان می دانستند قدرتی مرکزی ایجاد کردند و زمام اختیار را از دست فئودالها گرفتند و آنها را ودار ساختند که به اوامر حکومت مرکزی گردن نهند .

یین زردشت ، که ظاهرا از اواخر حکومت اشکانیان در سراسر ایران بسط و توسعه یافته بود در آن دوره به صورت دین ملی و رسمی کشور درآمد . در این دوره بسیاری از عناصر یونانی که با محیط اجتماعی ایران سازگاری نداشت طرد گردید و یا رنگ ایرانی به خود گرفت .
برای شناخت و پژوهش درباره نگارگری این دوره همان گونه که پیش از این نیز اشاره شد ، می توان به کتب و سفرنامه ها و خاطرات افرادی که در این دوره مطالبی نوشته اند و یا به آثار باقی مانده از این دوران مراجعه کرد .

درباره نگارگری دوره ساسانی ضمن بررسی کتب تاریخی و جهانگردانی که از ایران پس از تصرف اسلام دیدن کردند ، خصوصا اعراب و عرب زبانانی که اشعاری سروده اند و در آن به نگارگری اشاره داشتند می توان به شاعر سده سوم هجری «ابوعباده بحتری » اشاره کرد .
بحتری در آغاز چکامه خود می گوید : « به دیدار (مداین کسری ) رفتم تا با نگریستن بر آنها عبرت آموزم و بار غمی را که بر دلم نشسته است سبک کنم . پس از آن به توصیف یک تابلو نقاشی که تا روزگار او (270 هـ ) بر دیوار ایوان نگاریده و از آسیب زمانه در امان مانده بود می پردازد . در این تابلو جنگ خسرو اول انوشیروان و سپاهیان پیروزمند ایران نشان داده شده بود که شهر انطاکیه را در شام گرد فرو گرفته اند و خود خسرو فرماندهی سپاه را به دست دارد . نقاشی چنان زیبا و زنده بوده است به گفته بحتری ، گفتی سربازان زنده اند اما چون مردم لال با اشاره سخن می گویند .

اجازه دهید شرح تصویر را از زبان خود بحتری بیاوریم :

آن « ایوان» از شگفت کاری های ملتی با تو سخن می گوید که همین بنا در شگفتی کاری ایشان شکی نمی گذارد چون بر تصویر انطاکیه بنگری خود را در میانه روم و ایران می بینی ، آنجا که مرگ فرو می بارد و انوشیروان زیر درفش کاویان رده ها را می آراید . انوشیروان در جامه سبز و بر سمندی سوار است که گفتی در آب گلرنگ می خرامد مردان جنگی در پیش روی او خاموش و بی صدایند چشم چنین می پندارد که به راستی زنده اند اما چون لالان با اشاره سخن می گویند .

همچنین شعرای دیگری نیز به طرحها و نقشهایی بر دستمالها و پارچه ها و کاسه ها و پیاله و … اشاره کرده اند که از این میان می توان به حسن ابی هانی اهوازی معروف به ابونواس اشاره داشت که در سده دوم هجری می زیسته است .

علی بن حسین مسعودی در کتاب التنبیه و الاشراف به کتبی اشاره می کند که نزد یکی از بزرگان فارس دیده است که در آن رخساره شاهان ساسانی تصویر شده بود وی در صفحه 92 و 93 کتاب یاد شده که در سال 1938 در قاهره چاپ شده است چنین می گوید : به سال 303 هجری در شهر استخر فارس نزد یکی از خاندانهای بزرگ ایرانی کتاب بزرگی دیدم حاوی اگاهیهای بسیاری از دانشهای ایرانیان و سرگذشت شاهان ایشان و ساختمان هایی که هر یک برآورده و جلوه گیریهای که کرده بود ، که هیچ کدام از آنها را در هیچ یک از کتابهای ایرانیان مانند خداینامه و آییننامه و گهنامه و دیگرها ندیده بودم .

در این کتاب از چهره شاهان ایران از دودمان ساسان بیست و هفت رخساره کشیده شده بود ؛ بیست و پنج مرد و دو زن ، رخساره هر کدام از روزی که در گذشته ، پیر یا جوان با زیورها و تاج و خط ریش و ویژگی های رخ کشیده بودند و اینکه اینان چهارصد و سی و سه سال و هفت روز شاهی کرده اند …

در تاریخ کتاب نوشته بود :« نوشته شده ا زچیزهایی که از خزانه شاهان ایران به دست آمده در سال 113 هجری برای هشام بن عبدالملک بن مروان از فارسی به عربی برگردانیده شد .

«نخستین شاه ایشان در آن کتاب اردشیر بود ، جامه روی او سرخ دارای نقش دینارگون ، شلوار آسمانی رنگ و تاجش سبز در زر ، ایستاده ، نیزه ای در دست .

انجامین شاه یزدگرد پور شهریارپور خسرو پرویز بود . جامه رویی سبز نقشدار ، تاجش سرخ ، ایستاده ، نیزه ای در دست و بر شمشیر خود تکیه زده است .

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 23



برترین پکیج تحقیق نشانه شناسی بازیگر تاویل کنش

دانلود تحقیق نشانه شناسی بازیگر تکویل کنش;نشانه شناسی بازیگر تکویل کنش

دانلود تحقیق نشانه شناسی بازیگر تأویل كنش 103 صفحه قابل ورایش در قالب Word

توضیحات :

دانلود تحقیق نشانه شناسی بازیگر تأویل كنش 103 صفحه قابل ورایش در قالب Word.

فهرسـت مطالب:
فصل 1: مقدمه نشانه شناسی و خاستگاه فلسفی
1-1 نشانه چیست ؟
1-2 نشانه شناسی
1-3 ساختارگرایی و نشانه شناسی ( دیدگاه سوسور)
1-4 خاستگاه فلسفی
1-5 طبقه‌بندی پیرس
1-6 نشانه‌های طبیعی و نشانه‌های مصنوعی
1-7 هدف نشانه‌ها
1-8 نظریه‌ی نشانه شناسیك

فصل 2: ملاحظات نظری
2-1 در مكتب پراك
2-2 فرایند نشانه شدن ابژه
2-3 Semiotics
2-4 نشانه از دید سوسور
2-5 نشانه از دید پیرس
2-6 تكامل دسته‌بندی پیرس
2-7 دیگر تقسیم‌بندی‌ها
1-2-7 مثلث معنایی آگرن وریچاردز
2-2-7 الگوی متز
3-2-7 الگوی معنایی فرگر
4-2-7 مربع نشانه شناسی گریماس
5-2-7 الگوی كریستال
2-8 دلالت صریح و ضمنی
2-9 روابط همنشینی و جانشینی
2-10 رمزگان
1-2-10 دسته‌بندی ژان پل سیمون
2-2-10 دسته‌بندی امبرتواكوا
3-2-10دسته‌بندی بارت

فصل 3: طبقه‌بندی نظام‌های نشانه‌ای
3-1 طبقه‌بندی كوزان
3-2 طبقه‌بندی اسلین
3-3 پرسشنامه‌ی پاویس

فصل 4: بازیگر
4-1 نشانه‌ای شدن روی صحنه
4-2 روابط مكانی
4-3 بازیگر و شخصیت
4-4 بازیگر پل ساز

فصل 5: كنش
5-1 6عامل سازنده كنش
5-2 الگوی كنشی گرماس
1-5-2 الگوی كنشی گرماس / سجودی
2-5-2 الگوی كنشی گرماس / پرویز
3-5-2 الگوی كنشی گرماس / آلن آستین و جرج ساونا
5-3 اهمیت الگوی كنش و محدودیتها
5-4 انواع كنش از دید كرالام
5-5 كنش گفتار
1-5-5 تفاوت مكالمه‌ی دراماتیك از معادل روزمره
2-5-5 طبقه بندی آستین از كنش‌های غیر بیانی
3-5-5 تئودورف، گزاره و ؟؟؟
5-6 نیت و هدف
5-7 زمان كنش
5-8 حركت و نظام نشانه‌های حركت
1-5-8 اصول حركت
2-5-8 كاركردهای حركت
3-5-8 سیگنال حركتی
4-5-8 سه نوع اصلی صحنه‌ای
5-9 دستگاه مختصات سه بعدی كنش
5-10 الزامات ذهنی كنش

فصل 6: تأویل كنش
6-1 تأویل
6-2 تأویل در مباحث مدرن
6-3 نیت مولف
6-4 گفتگو با متن
1-6-4 سه درجه‌ی معنا
2-6-4 پایگان معانی از نظر دانته
3-6-4 انسجام معنایی
4-6-4 انتقاد به نشانه‌ شناسی – دریدا
6-5 ارتباط رقمی یا قیاسی
1-6-5 عناصر ارتباط كلامی
2-6-5 الگوی ساده‌ی ارتباط تئاتری
6-6 عملیات تفسیری
6-7 تفسیر سه لایه‌ای
6-8 نشانه شناسی لایه‌ای
6-9 لنگر نشانه‌ها
فصل 7: ارزیابی فرضیه و نتیجه‌‌گیری
فهرست منابع

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 103



برترین پکیج تحقیق در مورد میناکاری

تحقیق میناکاری ;فایل ورد میناکاری;تحقیق میناکاری;مقاله میناکاری;تحقیق ورد میناکاری

تحقیق در مورد میناکاری 19 صفحه در قالب Word قابل ویرایش

توضیحات :

تحقیق در مورد میناکاری 19 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

بخشی از متن :

پیش گفتار
پروفسور ارثر ابهام پوپ در کتاب بررسی هنر ایران درباره ی میناکاری چنین اظهار عقیده نموده است: مینا کاری هنر درخشان آتش و خاک است.
و از زمانی که من با مینا آشنا شدم دقیقاً این نکته در ذهنم ایجاد شد که مینا نیز مانند سفال می تواند هنر آتش و خاک باشد و برایم جالب بود تا با لعاب مینا و روش کار آن آشنا شوم و تفاوت و شباهت آن را با سرامیک و کاشی مقایسه کنم ولی از آنجا که این دو هنر هر دو کاملاً حساس و پر از نکته است امکان بررسی هردو و مقایسه آن در یک ترم نبود و از این رو تصمیم گرفتم که اول مینا را بررسی کرده و بعد از آنجا که رشته ام سفال و سرامیک است می توانم به مرور این دو موضوع را بررسی کنم و امیدوارم که این تحقیق بتواند مرا در آینده به نتیجه ی خوب و مناسبی برساند چرا که در طی این تحقیق مسائلی همچون کمبود منابع کتابخانه ای و کمبود زمان لازم برای بررسی میدانی و سردی بیش از حد هوا مانع از این شد که بتوانم به مراکز بیشتری رجوع کنم و همین چند مرکزی هم که مراجعه نمودم فقط چند تا از آن ها مرا یاری نمودند و اکثر استاد کاران پاسخ سوالاتم را به سازمان صنایع دستی رجوع می دادند و از جواب تفره می رفتند. ولی از طرفی نیز استادانی همچون استاد فولاگر و استاد فیض الهی با تمام وجود مرا در رسیدن به نتیجه ای مطلوب یاری کردند و حال امیدوارم که این تحقیق و این تلاشم مورد قبول خالق همه ی زیبایی ها واقع شود.

میناکاری
مقدمه:
هنر میناکاری که درواقع یک هنر آزمایشگاهی محسوب می شود. این هنر بر اساس شواهد به دست آمده برخاسته از ایران است و سابقه ی آن به هزاره ی دوم قبل از میلاد می رسد ولی رونق و جان گرفتن آن از زمان صفویان بوده است و در دوره ی پهلوی به اوج خود می رسد و امروزه نیز از رونق خوبی برخوردار است و تولید آن بیشتر در اصفهان و تهران رونق دارد که مرکز اصلی آن اصفهان است.
“کلیه مصنوعات فلزی از جنس طلا، نقره، مس، برنج، و برتر که به وسیله لعاب سفید و یا رنگی پوشیده شده با رنگ های مختلف خطوط و نقوشی توسط حرارت بر روی آن ایجاد شده باشد، در زمره ی محصولات میناکاری قرار دارد.”

ظرف زیر ساخت :
امروزه ظرف زیرساخت اکثراً از جنس مس است و به ندرت از نقره و طلا نیز برای ساخت زیرساخت استفاده می شود ولی نکته ی مهم در جنس زیر ساخت این است که فلز آن باید دارای خلوصی بالا باشد و نقطه ی ذوب آن بیشتر از نقطه ی جوش رنگی باشد که روی آن قرار است کار شود.
1.” روش چکش کاری: در این روش بدون استفاده از قالب و با استفاده از انواع چکش میل قلوه، انبر و سندان اشیاءرا به اشکال مورد نظر تهیه می کنند و پی از دربار عمل چکش کاری قطعه را در آتش قرار می دهند و مجدداً آن را چکش کاری می کنندتا کاملاً به شکل مورد نظر درآید”. البته محصول حاصل از این کار بسیار نازک است چون سازنده ی زیرساخت می خواهد ظرف را فرم دهد مجبور است ورقه ی فلز را نازک بگیرد تا راحت تر حالت بگیرد و در این کار ظروفی مثل گلدان از چند قسمت جداگانه تشکیل شده که این قسمت ها بعد از ساخت به هم وصل می شوند و لحیم می شوند و سپس دست هنرمند میناکار می دهند. البته امروزه این روش دیگر کاربردی ندارد و امروزه از روش پرس و یا خم کاری استفاده می کنند و چون در این روش دستگاه خود طرف را می سازد ظرف یک تکه و بدون لحیم کاری است و ضخامت ظروف ساخته شده در این روش بیشتر است که این ضخامت بین 0/6 تا 1 میلی متر است.
2. روش خم کاری: “در این روش قالب مخصوص بشقاب، گلدان و یا هر شی دیگر مورد نظر را به دستگاه تراش متصل کرده و ورقه ی فلز مورد نظر را بین قالب و گیره دستگاه قرار می دهند در حین چرخیدن ورقه به وسیله میله ای که سرآن کاملاً گرد است با فشار، ورقه را بر روی قالب خم می کنند.”
امروزه بیشتر ظروف بعد از ساخت و قبل از لعاب توسط دستگاه پرس یا قلم زن نقش برجسته می شود و بعد روی آن مینا کار می شود.
برداشت آلودگی های مختلف از سطح زیرساخت: سطح فلز برای بهتر چسبیدن لعاب مینا باید کاملاً تمیز باشد در غیر این صورت رنگ روی آن پوستر می شود بنابراین باید از هرگونه چربی پاک باشد به همین دلیل قبل از لعاب باید ظرف را تمیز کرد. در گذشته برای تمیز کردن روی ظرف اط بزاق دهان استفاده می کردند که کمی از بزاق دهان را روی کار می کشیدند بعد روی کار را لعاب می زند ولی امروزه برای این کار از سرشیوم استفاده می شود. سرشیوم چسب مورد استفاده در خاتم کاری است که بوی بد و تندی دارد هنرمند سرشیوم را که به یک پارچه نمدار زده که بوی خیلی کمی هم داشته باشد وروی کار می کشد. دراین موقع سرشوم چربی ظرف را می گیرد و هم به عنوان چسب باعث بهتر قرار گرفتن لعاب روی کار می شود ولی اگر زیاد سرشوم بزنیم موقع بوم زدن روی کار می ماند و رنگ هم سرشوم را جمع می کند و در پخت روی کار جوش می زند.
لعاب کاری:
لعاب کاری به دو روش انجام می گیرد
1. روش دستی یا دوغابی: در این روش ابتدا دوغاب را آماده کرده و پشت کار می ریزند و ظرف را دوران میدهند تا کاملاً یک دست شود بعد می گذارند لعاب دونم (حتما کار باید دو نم شود واگر خشک شد وبعد روی کار را لعاب زدیم لبه های کار که لعاب روی هم می رود لایه لایه می شود) شود. بعد روی کار را داخل پارچه ای ریخته و روی کار تکان می دهیم تا پودرها ذره ذره روی کار بریزد و بر اثر سرشوم موجود روی کار بجسبد. بعد می گذاریم کار خشک شود و در کوره می گذاریم.
2. روش اسپری به وسیله پیستوله: در این روش اتاق کوچکی که به آن اتاقک اسپری گفته می شود وجود دارد که دیواره های آن پلاستیک است و صفحه مدور گردانی داخل اتاقک وجود دارد که کار را روی آن قرار داده با پیستوله لعاب را روی کار می زنند و یا لعاب زدن چند کار رنگ روی نایلون ها را جمع کرده و دوباره استفاده می کند.
البته روش دستی کیفیت بیشتری دارد و درآن هنرمند از لعاب های با رنگ های مختلف فیروزهای، کرمی، یشمی، خاکی، شتری نیز استفاده می کند ولی در روش پیستولهه کار به حرفه تر و سرعت کار بیشتر و یک دست تر است و چون لعاب کار با پیستوله کار می کند و مجبور می شودبرای لعاب های با رنگ های مختلف پیستوله و اتاقک را تمیز می کند. همه لعاب ها را یک رنگ یعنی سفید بزند و بعد روی لعاب را رنگ کند. امروزه دیگر کسی لعاب رنگی کار نمی کند و همه از لعاب سفید و روی پیستوله استفاده می کند..
بعد از دوبار لعاب کاری می گذارند خشک شود و آن را در کوره می پزند. دمای پخته کوره همواره ثابت ورودی 800 درجه است و فقط زمان پخت کار تغییر می کند و زمان پخت کار تغییر می کند و زمان پخت لعاب حدود 4-7 دقیقه است که بسته به ضخامت مس و ضخامت لعاب تغییر می کند که هر چه ضخامت بیشتر باشد مدت زمان پخت بیشتر است و کلاً 2-3 بار هر ظرف لعاب کاری می شود. در قدیم اول روی کار را یک لایه لعاب نازک و به عنوان لایه پای صفر می زدند بعد دولایه لعاب اعلا با ضخامت بیشتر روی آن کار می کردند به همین دلیل زمانه کوره رفتن دولایه آخر بیشتر بود ولی امروزه فقط یک نوع لعاب وجود دارد که آن را دوبار با ضخامت بیشتر روی آن کار می کردند به همین دلیل زمانه کوره رفتن دولایه آخر بیشتر بود ولی امروزه فقط یک نوع لعاب وجود دارد که آن را دوبار با ضخامت یکسان روی ظرف زده در کوره می برند و حتماً باید بعد از هربار لعاب کاری بگذاریم کار خشک شود بعد در کوره بگذاریم وگرنه لعاب می ریزد و کار خراب می شود.

فهرست مطالب
چکیده 2
پیشگفتار 3
مقدمه 4
ظرف زیرساخت 4
روش چکش کاری 4
روش خمکاری 5
لعاب کاری 5
روش دستی یا دوغابی 6
روش اسپری به وسیله پیستوله 6
آماده سازی لعاب 7
مینای سه بعدی 7
مینای شکرپاشی 7
مینای حجره ای یا خانه بندی 8
مینای زمینه برجسته 9
مینای نقاشی 9
زهکاری 11
چندنکته 11
نتیجه گیری 13
منابع 19
کتاب شناسی 19

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 19



برترین پکیج تحقیق در مورد آرم لوگو و تبلیغات 80 ص

تحقیق در مورد آرم لوگو و تبلیغات ;مقاله درباره آرم;کار تحقیقی درباره آرم ;مقاله لوگو ;تحقیق درباره لوگو

تحقیق در مورد آرم لوگو و تبلیغات 80 صفحه در قالب Word قابل ویرایش

توضیحات :

تحقیق در مورد آرم لوگو و تبلیغات 80 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

بخشی از متن :

آرم لوگو و تبلیغات
مقدمه
امروزه یكی از وظایف گرافیست طراحی آرم یا نشانه ست.
هر سازمان یا شركتی در زمان تآسیس در صدد برمیاد كه برای خودش یك آرم طراحی كنه تا به این وسیله بتونه هویت و شخصیت اجتماعی خودشو به دیگران معرفی كنه.
چون اصولا آرم مشخصه اصلی هر سازمانیه و حكم امضا و مهر اون رو داره.
مردم هم وقتی از یك محصول شناخت پیدا میكنند و یا با خدماتی آشنا میشن، به محض اینكه نشانه آن سازمان را می بینند اطمینان خودشونو نسبت به اون كالا بدست میارند.
برای همین، آرم، یه فرم و یا یه تصویر گذرا نیست بلكه ممكنه كه سالیان زیادی در خدمت یك سازمان قرار بگیره.
بنابراین وقتی میخوایم یك آرم رو طراحی كنیم باید تمام جنبه های اونو بررسی كنیم.
عموما” لوگو ها مخفف اسم یا هدف اون سازمان یا شرکته
چون یك پوستر یا بروشور یا یك صفحه روزنامه یك زمان كوتاهی رو به خودش اختصاص میده و بعد یك تصویر دیكه جای اونو میگیره ولی آرم یك زمان مشخص و معین نداره.
مشخصه های یك آرم:
سادگی، زیبایی، انسجام، وحدت شكل، قابلیت كارآیی در اشكال مختلف(یعنی بشه به شیوه های مختلف اجراش كرد مثلا بصورت حجمی، روی سردر، بصورت رومیزی و….)، عدم تشابه با علائم دیگه، بسادگی در خاطره سپرده بشه، گویا باشه، دارای اجرای دقیق و صحیح باشه.
پس می بینیم كه آرم در عین سادگی، دارای ویژگیهای زیادیه كه باید به طور دقیق در قالب یك تصویر بوجود بیاد.
در ضمن مهمترین نکته در طراحی آرم یا لوگو اینه که حتما” حتما” حتما” طراحی شخص طراح باشه و نه سر هم کردن SHAPهای موجود در نرم افزارهای گرافیکی
مشتریان اغلب به آرم شرکت‌ها توجه زیادی نشان می‌دهند، زیرا این علامت‌ها بر “ارزش” محصولات و خدمات می‌افزایند. گاه این “ارزش” به مهم‌ترین عامل تحریک کننده‌ مشتریان برای خرید و استفاده ‌از محصولات و خدمات ، تبدیل می‌شود.

این جا است که علامت تجاری و یا آرم معنایی گنگ می‌یابد. قبل از هر چیز این “ارزش” دقیقا به چه معنا است؟
ارتباط نوع محصول و نام شرکت و ارزش مطروحه نیز بسیار با اهمیت است. حرفه‌ای‌های بازاریابی، همه‌ این موارد را تبلیغات می‌نامند.مشتریان عاشق تبلیغات هستند، بنابراین آرم ها را نیز دوست دارند. خبرگان در امر بازاریابی، انتخاب یک آرم یکدست و کامل را کلید همه مشکلات بازاریابی می‌دانند.
حال، راز طراحی موفق یک آرم چیست؟
قبل از پاسخ به این سؤال، بیایید سه رویکرد رایج بسیاری از بازاریابان را در توسعه وطراحی آرم، با کمک گرفتن از انس های تبلیغاتی مشاورین و مؤسسات طراحی آرم، بررسی کنیم.
البته این نظریات اغلب پایه واساس درستی ندارند و از نظر من این افراد تاکنون نتوانسته اند علامت تجاری موفقی طراحی کنند. به هر حال این سه رویکرد عبارتند از:
1- دکوراسیون
2- الحاق
3- Golem
در روش اول این طور به نظر می رسد که تمایز، عاملی برای جلوه بیش تر است. متخصصین با اشاره به نام‌ها و نشانه‌های طراحی شده اظهار می کنند: “ما آرم‌هایی متمایز از رقیبان خود، طراحی می کنیم، به این ترتیب مشتریان، ما را از بقیه تمیز می‌دهند.”
این روش، رویکردی کاملا ابتدایی است و برای افزایش اعتبار باید آن را با عواملی از دو رویکرد دیگر تلفیق کرد.

روش”الحاق”، ارزش‌های مربوط به آرم و سایر مفاهیم مورد نظر را به اسم، نشانه و هم‌چنین موضوعات مربوط به رویکرد قبلی اضافه می کند. روند منطقی این جریان به این طریق پیش می رود:
مشتری، آرم و “ارزش” های افزوده به آن را که به شکلی زیبا تصویر شده، در پیغام های الکترونیکی دیده، بلافاصله احساس می کند که این علامت تجاری نیازهای اورا برآورده می‌کند. طرفداران طراحی آرم های احساساتی ادعا می‌کنند، آن ها نیز تقریبا از این روش استفاده می کنند. (مثلا آنها در تبلیغات، احساسات را برانگیخته و آن را تحریک می کنند).

در رویکرد سوم، بازاریابان، سعی می کنند، تبلیغات‌شان با هویت انسانی و شخصیت پردازی همراه باشد. به این ترتیب مشتری با آرم ارتباط برقرار می‌کند.
به عقیده نویسنده، این سه نگرش، شرکت ها را به بیراهه کشانده، موجب شده پتانسیل و نیروی لازم برای طراحی آرم را ندیده بگیرند.

اما رویکرد دیگری هم وجود دارد، که به نظر من سودمند‌ترین روش است. کارآمدی این روش را تحقیقات و نظریات روان شناسانه و جامعه شناسانه ثابت کرده‌اند.
منطق توسعه‌ طراحی آرم با “ارزش” افزوده، به نحو شگفت‌انگیزی مشابه منطق توسعه‌ تولیدات است. در هر دو مورد، ابزار یا وسیله ای تولید می‌شود که به درد مشتری بخورد. برای رفع احتیاجات مشتری، دانستن نوع این احتیاجات اهمیت زیادی دارد. از دید من، تصمیم مصرف کننده برای خوشحال بودن، استراحت، سرگرمی، تقویت اعتماد به نفس، خیال پردازی یا هر مورد روحی دیگر؛ همان “احتیاجات” او را تشکیل می‌دهند.
مصرف‌کنندگان، هنگام دست یابی به اهداف و امتیازات تجربی، احساسی، روانی و اجتماعی درست مانند تلاش برای دست‌یابی به اهداف حقیقی و ملموس، مصمم و هدف‌مند هستند. علامت‌های تجاری توأم با “ارزش”‌ های افزوده، ابزاری برای کمک به مصرف‌کنندگان در دست‌یابی به این اهداف هستند. این ابزار، عوامل کمکی و به زبان دیگر، عوامل کمکی اجتماعی هستند.
و…

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 80



برترین پکیج تحقیق شیوه بازیگری با توجه به سیستم استانیسلاوسكی

شیوه بازیگری با توجه به سیستم استانیسلاوسكی;تحقیق در مورد شیوه بازیگری با توجه به سیستم استانیسلاوسكی;دانلود تحقیق شیوه بازیگری با توجه به سیستم استانیسلاوسكی;دانلود شیوه بازیگری با توجه به سیستم استانیسلاوسكی

شیوه بازیگری با توجه به سیستم استانیسلاوسكیتحقیق در مورد شیوه بازیگری با توجه به سیستم استانیسلاوسكیدانلود تحقیق شیوه بازیگری با توجه به سیستم استانیسلاوسكیدانلود رایگان تحقیق شیوه بازیگری با توجه به سیستم استانیسلاوسكیپروژه شیوه بازیگری با ت

توضیحات :

تحقیق شیوه بازیگری با توجه به سیستم استانیسلاوسكی دارای 41 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

بخشی از متن :

(شیوه بازیگری با توجه به سیستم استانیسلاوسكی)
1- «رئالیست» چیست؟
نام رئالیسم و قواعد مكتب آن را نخست «شانفلوری» در اولین نوشته های خود بتاریخ 1843 به میان آورد. در «مانیفست رئالیسم» چنین نوشت: «عنوان «رئالیست» به من نسبت داده میشود، همانطور كه عنوان «رومانتیك» را به نویسندگان و شاعران سال1830 اطلاق می كنند.»
رئالیست و برون گرایی:
رئالیسم در درجة اول بصورت مشف و بیان واقعیتی می شود كه رومانتیسم یا توجهی به آن نداشت و یا آن را مسخ می كرد. در این دوران سلطة علم و فلسفه اثباتی رمان نمی تواند وجود خود ار توجیه كند مگر با كنار گذاشتن وهم و خیال و توسل به مشاهده. فلوبر می گوید: «رمان باید همان روش علم را برای خود برگزیند.» و تن می گوید: «امروز از زرمان انتقاد و از انتقاد تا رمان فاصلة زیادی نیست. هر دو تحقیق و مطالعه ای در بارة انسان هستند.» همة آن چیزهایی كه در رومانتیسم، چیزی غیرواقعی را جایگزین واقعیت می كرد: (از قبیل ماوراءالطبیعه، فانتزی، رؤیا، افسانه، جهان فرشتگان، جادو و اشباح) حق ورود به قلمرو رئالیسم ندارند.
البته توجه به سرزمین های دیگر و به زمان های دیگر (سفر در مكان و سفر در زمان) كه از مشخصات رومانتیسم بود، هیچكدام از ادبیات رئالیستی حذف نشده اند. اما جای خیالبافی در بارة سرزمین های دوردست را سفر واقعی و مشاهدة آن سرزمین ها گرفته است: فلوبر پیش از نوشتن «سالامبو» به «تونس» سفر می كند و طبعاً چون سفر در داخل هر كشور آسانتر از سفر به كشورهای دوردست است رمان های نویسندگان رئالیست بیشتر شرح و تحلیل شهرها و محله های سرزمین خودشان را در بر دارد. (بعنوان مثال: استكهلم در آثار استریندبرگ، نورماندی در آثار فلوبر و موپاسان، «بری» در آثار ژرژساند، «سیسیل» در آثار ورگا و رومانی در آثار امینسكو جای مهمی را اشغال كرده اند.
تاریخ نیز الهام بخش آثار رئالیستی متعددی است. از سالامبوی فلوبر گرفته تا رمان های «هنریك سینكویچ» كه لهستان بین سالهای 1648 و 1672 را بازسازی می كند. اما رمان نویس رئالیست تاریخ را هم زمینه ای برای آگاهی های دقیق تلقی می كند نه سرچشمه ای برای خیالبافی. از اینرو گذشته ای كه در آثار رئالیستی مطرح می شود بیشتر گذشتة نزدیك جامعه ای است كه خود نویسنده متعلق به آن است. شانفلوری در سال 1872 رئالیسم را چنین تعریف می كند: «انسان امروز، در تمدن جدید.» و در سال 1887 موپاسان صورت دیگری از این تعریف را می آورد: «كشف و ارائة آنچه انسان معاصر واقعاً هست.» خلاصه اینكه نبوغ نویسندة رئالیست در خیالبافی و آفریدن نیست، بلكه در مشاهده و دیدن است.
نمی توان رومانتیسم و رئالیسم را بعنوان دو مكتب «غیرواقعی» و «واقعی» در برابر هم قرار داد. رومانتیسم جهان محسوس را كشف كرده است و در واقع، سرآغازی برای رئالیسم است. اما رومانتیسم وقتیكه واقعیت را در بر می گیرد، با شتاب و با ذهنیت به آن می پردازد. رئالیسم همان جایگزین رومانتیسم
می شود كه تجزیه و تحلیل جای تركیب را می گیرد و كشف و جستجوی دقیق جانشین الهام یكپارچه می شود. رئالیسم طرفدار تشریح جزئیات است. وقتی بالزاك می نویسد: «تنها تشریح جزئیات می تواند به آثاری كه با بی دقتی «رمان» خوانده شده اند ارزش لازم را بدهد.» و وقتی «استاندال» از «حادثة كوچك واقعی» حرف می زند در واقع هر دو از رئالیسم خبر می دهند.
«واترلو»ی هوگو در «بینوایان» رومانتیك است و واترلوی «استاندال» در «صومعة پارم» رئالیستی است.
این طرفداری از آگاهی عینی و دقیق كه بر رئالیسم غربی حكمفرماست زائیده شرایط فكری و اجتماعی خاصی است. عصر، عصر علم و فن است. همة متفكران بزرگ زمان می كوشند به روش آگاهی و روش عمل دقیقی دست یابند: شناختن دنیا برای تغییر دادن آن. در بارة این شناخت و نتیجة این آگاهی ها هم به هیچوجه خیالبافی و پناه بردن به عالم رؤیا جایز نیست. علوم، روشهای دقیق خود را دارند. و قوانینی كه در زمینة واقعیت بدست آمده است – از قبیل مفید بودن، تحول، انتخاب طبیعی و مبارزة طبقاتی – در عین حال كه بما امكان عمل در بارة دنیا می دهند، ما را از اینكه در خارج از حدود آن ها اقدام كنیم منع می كنند و به یك پذیرش عمقی مجبورمان می سازند.
این نیز درست نیست كه بگوئیم عصر رئالیست بعد از دوران رمانتیك، بدبینی سرخورده ای است كه بدنبال یك دوره امید و ایمان آمده است.
تیبوده منتقد و فیلسوف فرانسوی رمان رئالیستی را فرو نشستن یك هیجان می خواند. رئالیسم را نتیجة نوعی سرخوردگی می شمارند كه بدنبال سال 1848 و زایل شدن رویاهای بزرگ حاصل شده است. البته شكی در این نیست كه نوعی بدبینی رئالیستی وجود دارد. «رنان» می گوید كه حقیقت اندوهبار است و «نیچه» حقیقت را مرگبار می خواند. رومانتیسم فرانسه با «نبوغ مسیحیت» اثر شاتوبریان آغاز می شود كه بیانگر ایمان است اما پاسخ رئالیسم به این دوران، اثر انتقادی «تاریخ منابع مسیحیت» اثر «رنان» است كه بر شك و تردید مبتنی است. در برابر خوشبینی سیاسی ویكتور هوگو و لامارتین، نهیلیسم اجتماعی «فلوبر» و دیگران به میان می آید. اما عكس قضیه هم می تواند صادق باشد. آیا رومانتیسم در موارد متعددی حاكی از نومیدی و سرخوردگی نیست؟ از نظر داستایوفسكی انسان رومانتیك كسی كه بر باطل بودن ارزشهای قرن هیجدهم پی برده است، ارزشهایی كه در آن قرن، بر ضد ارزشهای سنتی كلاسیك علم شده بود. بنظر داستایوسكی رسالت قرن او این است كه با ایمان (مذهبی و اجتماعی) نوساخته ای با اندوه فردی كه بایرون و لرمانتوف بیانگر آنند مقابله كند.
ادبیات رئالیستی طبعاً موضوع خود را جامعة معاصر و ساخت وسائل آن قرار می دهد: یعنی چنین جامعه ای وجود دارد و اثر ادبی را مجبور می سازد كه به بیان و تحلیل آن بپردازد. ادبیات رومانتیك ادبیات اشرافی و فردی بود، خوانندگان ثابت و مشخصی نداشت. اما در اواسط قرن نوزدهم جامعة همرنگی متشكل شد. بورژوازی بطور قاطع جای اشرافیت را گرفت و ادارة نهضت صنعتی را بدست گرفت و هم این طبقه بود كه كتاب می خرید و می خواند و موفقیت نمایشنامه ها را در تئاترها تضمین می كرد. دنیای معاصر زمینة آثار ادبی بود، اما طبعاً این آثار به لو دادن نقاط ضعف همن جامعه می پرداخت و ارزشهای جا افتادة آن را بباد انتقاد می گرفت. برجسته ترین آثار ادبی حاكی از مخالفت بودند. كینه نسبت به بورژوازی برای «فلوبر» و برادران «گنكور» دلیل زندگی است.
ایبسن، استریندبرگ، تورگینف و تولستوی در آثارشان بورژوازی عصر خود را متهم می كنند. یا بهتر بگوئیم خود بورژوازی است كه نقاط ضعف خود را برملا می سازد. كتاب «سرمایه» و یا «سرگذشتهای یك شكارچی» را كارگران و زحمتكشان ننوشته اند. ادبیات اجتماعی، اصلاح طلب یا انقلابی، حاصل كار نویسندگان بورژوا است.
همچنین «رمان عامیانه» كه در اواخر دوران رومانتیك ظهور كرده است: از قبیل پاروقی های «اوژن سو»، «هوگو»، «دیكنز»، «بالزاك»، از مردم و برای مردم حرف می زنند. و نیز برای بورژوازی عصرشان از مردم كوچه و بازار از اعماق اجتماع لندن و پاریس حرف می زنند و در واقع با كشف و شناساندن تیره روزی های موجود، بورژوازی را برابر مسئولیت خود قرار می دهند.

و…

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 41