برترین پکیج تحقیق درباره خاندان امام رضا (ع) و بنی عباس در دوران امام رضا

تحقیق درباره خاندان امام رضا (ع) و بنی عباس در دوران امام رضا ;مقاله درباره امام رضا;تحقیق درباره اصل ونسب امام رضا ;فایل ورد خاندان امام رضا;تحقیق اصل و نسب امام رضا

تحقیق درباره خاندان امام رضا (ع) و بنی عباس در دوران امام رضا مقاله درباره امام رضا تحقیق درباره اصل ونسب امام رضا فایل ورد خاندان امام رضا پروژه اصل و نسب امام رضا

تحقیق درباره خاندان امام رضا (ع) و بنی عباس در دوران امام رضا

قالب فایل : ورد Word قابل ویرایش

تعداد صفحات :64

فهرست مطالب :

مقدمه 2
فصل اول خاندان امام رضا 3
آشنایی مقدماتی با امام رضا (ع) 3
خلاصه شجره نامه بنی هاشم و امام رضا : 5
خلاصه تاریخ زندگی امام رضا علیه السلام 6
زندگینامه نجمه خاتون، مادر امام رضا (ع) 7
شرح مختصری زندگینامه امام موسی الکاظم(ع)/ پدر امام رضا 9
مختصری از زندگینامه امام جواد(ع) فرزند امام رضا (ع) 11
خواهر وبرادران امام رضا (ع) 13
امام‌ رضا علیه السلام چند فرزند داشتند؟ 14
همسر/همسران امام رضا علیه السلام 16
نگاهی گذرا بر زندگینامه حضرت معصومه (س) خواهر امام رضا 17
فصل دوم 24
نگاهی اجمالی بر زندگی امام رضا (ع) و خاندان بنی عباس 24
زندگی امام در مدینه: 25
امامت حضرت رضا (علیه السلام): 25
اوضاع سیاسی: 26
سفر به سوی خراسان: 27
حدیث سلسلة الذهب: 27
اخلاق و منش امام: 29
مختصری از کلمات حکمت‌آمیز امام: 31
شهادت امام: 31
تدفین امام: 31
امام رضا (ع)در زمان هارون: 32
جریان جانشینی هارون و سرانجام او: 33
چرا عباسیان و عربها طرفدار امین بودند؟ 36
جنگ بین امین و مأمون آغاز می شود: 37
حالات و رفتار امین: 39
شخصیت واعتقادات مأمون: 40
اهداف مأمون: 46
چرا امام ولایتعهد را پذیرفت؟ 51
سیره ی مبارزاتی ائمه اطهار(ع): 52
دلائل پذیرش ولایتعهد توسط امام: 54
چرا امام رضا(ع)مانند امام حسین (ع)مقاومت نكرد؟ 57
مأمون در صدد رفع مانع اصلی و شهادت امام: 58
شهادت حضرت در 29 صفر سال 203 اتفاق افتاد. 60
منابع

بخشی از متن :

امام رضا (ع) به عنوان یک انسان نمونه و کامل از جمله همان افراد برگزیده ای هستند که مسلمانان و شیعیان با مطالعه و تحقیق در سیره ی اخلاقی ایشان در ابعاد گوناگون زندگی ایشان می توانند راه سعادت حقیقی را پیدا کرده و به کمال مطلوب نائل آیند. اصولاً از آن جا که ائمه ی اطهار مورد تایید خداوند متعال بوده و همواره آنها از فیوضات ویژه الهی برخوردار بوده اند رفتار و منش آن بزرگواران می تواند راهگشای خوبی جهت سعادت و خوشبختی جوامع انسانی تلقی می شود.

فصل اول

آشنایی مقدماتی با امام رضا (ع)

امام هشتم شیعیان حضرت علی بن موسی الرضا (ع) روز یازدهم ذیقعده سال 148 هـ. ق در مدینه دیده به جهان گشود. دوران امامت آن حضرت 20 سال بود که با سه تن از حکمرانان مستبدّ عباسی، یعنی هارون، امین و مأمون معاصر بود. مامون به فکر آن افتاد که با طرح واگذاری خلافت یا ولایتعهدی به شخصیتی مانند امام رضا علیه السلام، پایه های لرزان حکومت خود را تثبیت کند. امام رضا علیه السلام با ظرافت عملی بی مانند، روشی اتخاذ کرد که هم خواسته ی مامون تامین نشود، و هم سراسر بلاد پهناور اسلام به حق نزدیک شوند.

امام رضا علیه السلام هشتمین امام شیعه اثنا عشری است و پیامبر(ص) نام وی را به صراحت ذکر فرموده: علی فرزند موسی، فرزند محمد، فرزند علی، فرزند حسین، فرزند علی، فرزند ابوطالب که درود خدا بر همه آنان باد.

کنیه اش ابوالحسن است.

برخی از لقبهایش عبارتند از رضا، صابر، زکی، ولی.. .

نقش انگشتریش: حسبی الله، یا به روایت دیگر ماشاء الله، لا قوة الا بالله.

زادگاهش در مدینه به سال 148 هجری بود. یعنی در همان سالی که جدش امام صادق(ع) در گذشت و این نظر بیشتر علما و تاریخ نویسان است.

تاریخ وفات امام رضا(ع)، بنا به گفته علمای و مورخان بزرگ، سال 203 هجری در طوس بوده است.

خلاصه شجره نامه بنی هاشم و امام رضا :

عبد مناف پسری به نام هاشم داشت، هاشمی پسری به نام عبدالمطلب داشت،عبدالمطلب پسرانی به نام های عباس، ابوطالب، عبدالله و حمزه و …. داشت.

عبدالله، پدر پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) بود؛ ابوطالب پدر جعفر، عقیل و حضرت علی (علیه السلام).
از جعفر، عبدالله بن جعفر و از عقیل، حضرت مسلم و ازحضرت علی، امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) بودند.

البته در هر گروه فرزندان دیگری نیز بودند که به مهم ترین آنان اشاره شد.

خلاصه تاریخ زندگی امام رضا علیه السلام

148 قمری: میلاد با برکت حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام در مدینه.

170 قمری: آغاز خلافت هارون الرشید.

179 قمری: زندانی شدن امام موسی کاظم علیه السلام برای بار دوم به دستور هارون الرشید.

183 قمری: شهادت امام موسی بن جعفر علیه السلام، پس از چند سال حبس در زندان هارون الرشید، و آغاز امامت امام رضا علیه السلام.

194 قمری: اختلاف و درگیری امین و مأمون.

195 قمری: تولد امام جواد علیه السلام در مدینه؛ درگیری سپاه مأمون به فرماندهی طاهر بن حسین با لشکر امین به فرماندهای علی بن عیسی و پیروزی طاهر و مرگ علی بن عیسی.

198 قمری: آغاز خلافت مأمون؛

200 قمری: نخستین سفر امام جواد علیه السلام همراه پدر بزرگوارش به مکه برای زیارت خانه خدا؛ احضار امام رضا علیه السلام به مرو از سوی مأمون و هجرت امام از مدینه به مرو از راه بصره.

201 قمری: معرفی امام رضا علیه السلام به عنوان ولیعهد از سوی مأمون؛ هجرت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام از مدینه به سوی خراسان و بیماری حضرت در ساوه و رحلت او در قم.

203 قمری: شهادت امام رضا علیه السلام، در خراسان به دست مأمون.

فرمت فایل: docx

تعداد صفحات: 64



برترین پکیج شق القمر معجزه ای از معجزات پیامبر (ص)

شق القمر معجزه‏اى از معجزات پیامبر(ص);معجزه پیامبران;معجزه پیامبران اولوالعزم;معجزه پیامبران الهی;معجزه پیامبران چه بود;معجزه پیامبران غیر اولوالعزم;معجزه پیامبران در قرآن;معجزات پیامبران اولوالعزم به ترتیب;معجزات پیامبران الهی;معجزات پیامبران در قرآن;معجزه پیامبر;معجزه پیامبر اکرم چه بود;معجزه پیامبر اسلام چیست;معجزه پیامبر چیست

شق القمر معجزه‏اى از معجزات پیامبر(ص) در اینكه این معجزه در زمان رسول خدا(ص)و در مكه انجام‏شده اختلافى در روایات و گفتار محدثین نیست و مسئله‏اجماعى است،ولى در مورد تاریخ آن اختلافى در روایات‏و كتابها بچشم مى‏خورد

شق القمر معجزه‏اى از معجزات پیامبر(ص)

1-تاریخ وقوع این معجزه

در اینكه این معجزه در زمان رسول خدا(ص)و در مكه انجام‏شده اختلافى در روایات و گفتار محدثین نیست و مسئله‏اجماعى است،ولى در مورد تاریخ آن اختلافى در روایات‏و كتابها بچشم مى‏خورد.

از مرحوم طبرسى در اعلام الورى و راوندى در خرائج نقل شده كه گفته‏اند این داستان در سالهاى اول بعثت اتفاق افتاد (1) ولى‏مرحوم علامه طباطبائى در تفسیر المیزان در دو جا ذكر كرده كه‏این ماجرا در سال پنجم قبل از هجرت اتفاق افتاد (2) و در یك‏جاى آن از پاره‏اى روایات نقل كرده كه:

این داستان در آغاز شب چهاردهم ذى حجه پنج‏سال قبل ازهجرت اتفاق افتاد.و مدت آن نیز اندكى بیش نبود.

2-چگونگى ماجرا

در روایات مختلفى كه در تواریخ شیعه و اهل سنت ازابن عباس و انس بن مالك و دیگران نقل شده عموما گفته‏اند:

این معجزه بنا بدرخواست جمعى از سران قریش و مشركان مانندابو جهل و ولید بن مغیره و عاص بن وائل و دیگران انجام شد،بدین‏ترتیب كه آنها در یكى از شبها كه تمامى ماه در آسمان بود بنزدرسول خدا(ص)آمده و گفتند:اگر در ادعاى نبوت خود راستگو وصادق هستى دستور ده این ماه دو نیم شود!رسول خدا(ص)

بدانها گفت:اگر من اینكار را بكنم ایمان خواهید آورد؟

گفتند:آرى،و آنحضرت از خداى خود درخواست این معجزه راكرد و ناگهان همگى دیدند كه ماه دو نیم شد بطورى كه كوه‏حرا را در میان آن دیدند و سپس ماه به هم آمد و دو نیمه آن به هم‏چسبید و همانند اول گردید،و رسول خدا(ص) دوبار فرمود:

«اشهدوا،اشهدوا»یعنى گواه باشید و بنگرید!

……………………

اینها و امثال اینها معجزاتى است كه در قرآن كریم آمده وروایات صحیحه اثبات آنها را تضمین كرده كه از آنجمله است‏معجزه معراج جسمانى و«شق القمر»و در برابر آنها نمى‏توان باتئوریها و فرضیه‏هائى همچون‏«محال بودن خرق و التیام درافلاك‏»و هیئت‏بطلمیوسى كه سالها و قرنها بعنوان یك قانون‏مسلم علم هیئت مورد قبول دانشمندان بوده و امروزه بطلان آن به‏اثبات رسیده و بصورت مضحكه‏اى در آمده دست‏بتاویل و توجیه‏این آیات و روایات زد،چنانچه برخى در گذشته و یا امروزمتاسفانه اینكار را كرده‏اند.

و اساس این توجیهات و تاویلات آن است كه ظاهرا اینان‏معناى صحیح‏«نبوت‏»و«وحى‏»و ارتباط انبیا را با عالم غیب و حقیقت جهان هستى ندانسته و یا همه را خواسته‏اند با فكرمادى و عقل ناقص خود فهمیده و تجزیه و تحلیل كنند،و قدرت‏لا یزال و بى انتهاى آفریدگار جهان را از یاد برده‏اند و در نتیجه به‏چنین تاویلاتى دست زده‏اند و گرنه بگفته‏«ویلیم جونز» (15) :

-آن قدرت بزرگى كه این عالم را آفرید از اینكه چیزى از آن‏كم كند یا چیزى بر آن بیفزاید عاجز و ناتوان نخواهد بود!

و بگفته آن دانشمند دیگر اسلامى‏«دكتر محمد سعیدبوطى‏» (16) اطراف وجود ما و بلكه خود وجودمان را همه گونه‏معجزه‏اى فرا گرفته ولى بخاطر انس و الفتى كه ما به آنها پیداكرده‏ایم براى ما عادى شده و آنها را معمولى مى‏دانیم درصورتیكه در حقیقت هر كدام معجزه و یا معجزاتى شگفت‏انگیزاست.

مگر این ستارگان بى‏شمار،و حركت این افلاك،و قانون‏جاذبه زمین و یا ستارگان دیگر،و حركت ماه و خورشید،و این‏نظم دقیق و حساب شده،و خلقت اینهمه موجودات ریز و درشت‏بلكه خلقت‏خود انسان-كه آن دانشمندان بزرگ او را موجودناشناخته نامیده-و گردش خون در بدن،مسئله روح،و مسئله مرگ و حیات،و هزاران مسئله پیچیده و مرموز دیگرى كه دروجود انسان و خلقت‏حیوانات و موجودات دیگر بكار رفته وموجود است معجزه نیست!

با اندكى تامل و دقت انسان به اعجاز همگى پى برده و همه‏را معجزه میداند ولى از آنجا كه مانوس و مالوف بوده براى ماصورت عادى پیدا كرده و از حالت اعجازى آنها غافل شده‏ایم.

یك تذكر پایانى

همانگونه كه گفتیم:در مسئله معراج و شق القمر هر چه رابراى ما از نظر قرآن و حدیث صحیح به اثبات رسیده مى‏پذیریم،و اما پاره‏اى از روایات غیر صحیح و به اصطلاح‏«شاذ»ى را كه دركتابها دیده مى‏شود،مانند آنكه در مسئله شق القمر نقل شده كه‏ماه به دونیم شد و بگریبان رسولخدا رفت و سپس نیمى از آستین‏راست و نیمى از آستین چپ آنحضرت خارج شد و دوباره به‏آسمان رفت و بیكدیگر چسبید.نمى‏پذیریم و بلكه اینگونه نقلهارا مجعول مى‏دانیم.و بگفته ابن كثیر این گفته برخى‏قصه پردازانى است كه هیچ اصلى ندارد و دروغى آشكار است‏كه صحت ندارد (17) .

و یا پاره‏اى از خصوصیات و روایاتى كه در داستان معراج ومشاهدات رسولخدا صلى الله علیه و آله در آسمانها و بهشت ودوزخ آمده و روایت صحیح و نقل معتبرى آنرا تایید نكرده مانمى‏پذیریم و اصرارى هم به قبول آن نداریم.

پى‏نوشتها:

1.بحار الانوار-ج 17-ص 354 و 357.

2.المیزان-ج 19-ص 69 و 72.

3.بحار الانوار-ج 17-ص 347-363،سیره ابن كثیر-ج 2-ص 113-121.

4.به صفحه 350 از جلد 17 بحار و پاورقى آن مراجعه شود.

5.مجمع البیان-ج 9-ص 186.

6.بحار الانوار-ج 17-ص 357.

7.مفاتیح الغیب-ج 29-ص 28.

8.بحار الانوار-ج 17-ص 349.

9.سیرة النبویة-ج 2-ص 114.

10.فقه السیره-ص 150.

11.«و اوحینا الى موسى اذا استسقى قومه ان اضرب بعصاك الحجر،فانبجست منه‏اثنتا عشرة عینا…»(سوره اعراف-آیه 160) .

12.«قال الذی عنده علم من الكتاب انا آتیك به قبل ان یرتد الیك طرفك…»(سوره‏نمل-آیه 40).

13.«فالقى عصاه فاذا هی ثعبان مبین‏»(سوره شعرا-آیه 32).

14.به آیات مباركه سوره بقره-آیه 50 و سوره طه-آیه 77 و سوره شعرا-آیه 63 و سوره‏دخان-آیه 24 مراجعه شود.

15.و 16.فقه السیره-ص 150-151.

17.سیره النبویه ابن كثیر-ج 2-ص 120-121.

درسهایى از تاریخ تحلیلى اسلام جلد 3 صفحه 247

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 13



برترین پکیج تحقیق در مورد معاد و زندگی پس از مرگ

مرگ چیست معادچیست;تحقیق معاد;تحقیق زندگی بعد از مرگ;تحقیق در مورد مرگ;برهان حکمت;برهان عدالت;برهان حقیقت;معاد چیست;ضرورت معاد چیست

در قرآن كریم به صدها آیه برمی‌خوریم كه به نحوی از انحاء دربارة عالم پس از مرگ، روز قیامت، كیفیت حشر اموات، میزان، حساب، ضبط اعمال، بهشت و جهنم، جاودانگی عالم آخرت و سایر مسائلی كه به عالم پس از مرگ مربوط می‌شود بحث كرده است ولی در دوازده آیه رسماً پس از ایمان به خدا از «ایمان به روز آخر» یاد كرده است قرآن كریم در مورد عالم قیامت تعبیرات مختلفی

    عناوین

    • برهان حكمت
    • برهان رحمت
    • برهان حقیقت
    • برهان عدالت
    • تجردروح انسان
    • اشتیاق به زندگی جاوید
    • معاد از اركان جهان بینی اسلامی
    • منبع و منشا ایمان به حیات اخروی
    • ماهیت مرگ
    • پس از مرگ
    • عالم برزخ
    • قیامت كبری
    • رابطه پیوستگی زندگی این جهان وآن جهان
    • تجسم و جاودانگی اعمال و مكتبات انسان
    • وجود مشترك و وجود متفاوت زندگی این جهان و آن جهان
    • استدلالهای قرآنی
    · مقدمه : معاد
    · ادله وجودمعاد

    انسان در قرآن

    قرآن كریم هدف والای رسالت پیامبران را تهذیب نفس و تزكیة جان انسان می‌داند[1] و این مهم جز با شناخت روح میسر نیست زیرا بدون معرفت نفس چگونه می‌توان در تهذیب آن كوشید و در تزكیه آن مجاهدت ورزید. بنابراین نمی‌توان پذیرفت كه این كتاب كه مبین تمام معارف بشری است در باب معرفت روح ساكت بوده و چیزی روشن در این زمینه نیاورده باشد زیرا اگر انسان خود را نشناخت چگونه می‌تواند جهان خارج از خود را بشناسد؛ و اگر قرآن انسان را به خودش معرفی نكرده باشد چگونه می‌تواند جهان هستی را به وی بشناساند؛ به همین جهت پیامبر اكرم(ص) فرمود: من عرف نفسه عرف ربه، هر كس خود را شناخت خداوند خویش را هم شناخته است و فرمود: اعرفكم بنفسه اعرفكم بربه، هر كس خود را بهتر بشناسد پروردگار خویش را بهتر شناخته است؛ چه اینكه هر كس خدا را فراموش كند خود را نیز فراموش خواهد كرد: نسوا الله فانسیهم انفسهم[2]، خدا را فراموش كردند خداوند هم آنها را از یاد خودشان برد.


    معاد از اركان جهان‌بینی اسلامی

    یكی از اصول جهان‌بینی اسلامی كه از اركان ایمانی و اعتقادی دین اسلام است، اصل ایمان به زندگی جاوید و حیات اخروی است. ایمان به عالم آخرت شرط مسلمانی است، یعنی اگر كسی این ایمان را از دست بدهد و انكار كند از زمرة مسلمانان خارج است.

    پیامبران الهی – بدون استثناء- پس از اصل توحید، مهمترین اصلی كه مردم را به آن متذكر كرده‌اند و ایمان به آن را از مردم خواسته‌اند، همین اصل است كه در اصطلاح متكلمان اسلامی به نام «اصل معاد» معروف شده است.

    در قرآن كریم به صدها آیه برمی‌خوریم كه به نحوی از انحاء دربارة عالم پس از مرگ، روز قیامت، كیفیت حشر اموات، میزان، حساب، ضبط اعمال، بهشت و جهنم، جاودانگی عالم آخرت و سایر مسائلی كه به عالم پس از مرگ مربوط می‌شود بحث كرده است. ولی در دوازده آیه رسماً پس از ایمان به خدا از «ایمان به روز آخر» یاد كرده است.

    قرآن كریم در مورد عالم قیامت تعبیرات مختلفی دارد و هر تعبیری بابی از معرفت است، یكی از آنها «الیوم الآخر» است. قرآن كریم با این تعبیر خود دو نكته را برای ما


    البته علاوه بر راه وحی الهی كه وسیلة پیامبران به بشر ابلاغ شده است یك عده راههای دیگر، و لااقل قرائن و علائم دیگر، برای اعتقاد و ایمان به معاد وجود دارد كه نتیجة تلاشهای فكری و عقلی و علمی خود بشر است و حداقل، تأییدی برای صحت سخن پیامبران در امر معاد و عالم آخرت شمرده می‌شود. آن راهها عبارتند از:

    1-راه شناخت خدا

    2-راه شناخت جهان

    3-راه شناخت روح و نفس انسان

    فرمت فایل: doc

    تعداد صفحات: 45

    

    برترین پکیج تحقیق ضرورت معاد

    تحقیق ضرورت معاد;ضرورت معاد چیست;امکان و ضرورت معاد چیست;ضرورت بحث از معاد چیست;ضرورت معاد;ضرورت معاد در پرتو عدل الهی;ضرورت معاد دینی دهم;ضرورت معاد براساس عدل الهی دینی دهم;دلایل ضرورت معاد در قران

    تحقیق ضرورت معاد

    تحقیق ضرورت معاد

    از موضوعات بسیار مهم و سرنوشت‌ساز انسان، معاد است. مهم‌ترین منبع ایمان به معاد، وحی الهی است که به وسیله پیامبران به بشر ابلاغ شده است. انسان پس از آنکه خدا را شناخت و به صدق گفتار پیامبران ایمان آورد، به روز قیامت که همه پیامبران ایمان به آن را سرلوحه تبلیغ و دعوت خود قرار داده اند، ایمان پیدا می‌کند. این خود نوعی برهان بر اثبات معاد است، ولی از آنجا که معرفت تفصیلی، در تقویت و تحکیم ایمان مؤثر است و نیز از سوی دیگر، قرآن کریم با دلایل روشن عقلی، قطعی بودن جهان پس از مرگ و برانگیخته شدن انسانها را در روز قیامت اثبات نموده است، در این مقاله ضرورت معاد را از نگاه قرآن و متکلمان بررسی می‌کنیم.

    فهرست مندرجات

    ۱ – ضرورت معاد از نگاه قرآن
    ۱.۱ – هدفمندی آفرینش
    ۱.۲ – عدل خداوند
    ۱.۳ – رسیدن انسان به کمال
    ۱.۴ – معاد مقتضای ربوبیت
    ۱.۵ – تحقق وعده‌های الهی
    ۱.۶ – معاد هدف نهایی آفرینش
    ۲ – ضرورت معاد از نگاه متکلمین
    ۲.۱ – برهان حکمت
    ۲.۲ – برهان رحمت
    ۲.۳ – برهان عدالت
    ۲.۴ – برهان فطرت
    ۲.۵ – برهان تجرد نفس
    ۳ – پانویس
    ۴ – منبع

    ضرورت معاد از نگاه قرآن


    حکما و متکلمان دلائل زیادی بر ضرورت معاد اقامه کرده‌اند که منبع و منشأ همه این دلائل را می‌توان در آیات قرآن جستجو کرد. در این فصل به برخی از دلایل قرآنی اشاره می‌کنیم:

    ←هدفمندی آفرینش

    دلیل اول این که خداوند حق است و به همین خاطر فعل او نیز حق بوده، منزّه از هر لغو و باطلی است. خلق انسان بدون وجود حیات جاودان در حقیقت امری لغو و بیهوده است. چنانکه خدا می‌فرماید:
    «افحسبتم انما خلقناکم عبثاً و انکم الینا لاترجعون»۱

    «آیا گمان بردید که شما را بیهوده خلق کردیم و به سوی ما باز نمی‌گردید.»

    ←عدل خداوند

    دلیل دوم اینکه عدل الهی ایجاب می‌کند که با نیکوکاران و گنهکاران در مقام جزا یکسان معامله نشود. ۲

    به عبارت دیگر تحقق اجرای عدالت کامل و اعطای ثواب و عقاب در این حیات دنیوی ممکن نیست. از طرف دیگر، برای بعضی از اعمال خوب و بد، جزایی مقرر است که در وسع این عالم نمی‌گنجد، لذا ناگزیر از وجود عالمی دیگر است که در آن عدل الهی به طور کامل محقق شود؛ خداوند به این دلیل چنین اشاره می‌فرماید:
    «ام نجعل الذین آمنوا و عملوا الصالحات کالمفسدین فی الارض ام نجعل المتقین کالفجار»

    فرمت فایل: docx

    تعداد صفحات: 13

    

    برترین پکیج تحقیق در مورد اذان

    تحقیق اذان;تحقیق اذان و اقامه;تحقیق درباره اذان;تحقیق درمورد اذان;تحقیق راجب اذان;تحقیق درباره صدای اذان;تحقیق درباره فرق اذان و اقامه;مقاله درباره اذان و اقامه;مقاله درباره اذان

    اذان معنی لغوی آن آگاهی دادن،آگاهانیدن و خبر به گوش رساندن است در دین اسلام، ندایی است برای اعلام وقت نماز با الفاظ مخصوص

    اذان معنی لغوی آن آگاهی دادن،آگاهانیدن و خبر به گوش رساندن است. در دین اسلام، ندایی است برای اعلام وقت نماز با الفاظ مخصوص.

    در عربستان پیش از اسلام به ندا دادن و جمع کردن مردم برای خبرها و کارهای مهم، اذان گفته می‌شده‌است [نیازمند منبع]. نمازهای روزانه مسلمانان در ساعات مشخصی ادا می‌شوند که به این زمانها اوقات شرعی می‌گویند. از آنجا که به یاد داشتن زمان دقیق داخل شدن به وقت نماز کار آسانی نیست در محله‌ها و شهرهای مختلف گفتن اذان با صدای بلند در مسجدها رواج داشته و دارد. اذان را مؤذن در جایی بلند مانند گلدسته مسجد می‌خواند. خواندن اذان واجب نیست اما مستحب است که پیش از شروع هر نماز، ابتدا اذان و سپس اقامه خوانده شود. در صدر اسلام، پیامبر اسلام در چندین مورد برای اعلام خبر (مانند فراخوانی برای جنگ بدر) از اذان استفاده کرده‌است.

    پیروان مذهب مالکی الله اکبر ابتدای اذان را به جای چهار بار فقط دوبار می‌گویند.
    عبارت «اشهد انّ علیّا ولی الله» فقط توسط شیعیان خوانده می‌شود. با این حال شیعیان اذعان دارند که این جمله جزو اذان و اقامه نیست و خواندن آن نیز واجب نیست بلکه مستحب و مستحسن است. گاهی بعضی از شیعیان عبارت دیگری را نیز به آن اضافه می‌کنند مانند «اشهد انّ مولانا امیرالمؤمنین علیّاً و ابناؤه المعصومین حجج الله» «گواهی می‌دهم که سرور ما امیر مؤمنان علی و پسران معصوم او حجّت و برهان‌هایی برای خدا(در زمین) هستند».

    جمله «الصلوة خیرمن النّوم» به معنی «نماز از خواب بهتر است» را فقط اهل سنّت در اذان صبح (فجر) می‌خوانند و معتقدند که نخستین بار بلال حبشی در زمان پیغمبر این عبارت را به اذان افزوده‌است. هر چند بر اساس بحارالانوار، افزودن این جمله به اذان از بدعت‌هایی است که عمر بن خطاب وارد در دین نموده‌است. بعضی دیگر از این بدعت ها را عثمان وارد دین کرده است با این استنباط که اگر نماز خیر العمل باشد دیگر کسی به جنگ ها نمی آید، بهتر از خواب است، را وارد کرد.

    فرمت فایل: doc

    تعداد صفحات: 6

    

    برترین پکیج مقاله اسلام و دموکراسی از نگاه برنارد لوئیس

    اسلام;اسلام و دموکراسی از نگاه برنارد لویس;تحقیق درباره اسلام و دموکراسی از نگاه برنارد لویس;دانلود تحقیق درباره اسلام و دموکراسی از نگاه برنارد لویس;درباره دموکراسی;نگاه تحقیق درباره اسلام و دموکراسی از نگاه برنارد لوئیس

    مقاله اسلام و دموکراسی از نگاه برنارد لوئیس

    توضیحات :

    مقاله اسلام و دموکراسی از نگاه برنارد لوئیس در 25 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

    بخشی از متن :

    اسلام و دموکراسی از نگاه برنارد لوئیس

    مقاله “اسلام و لیبرال دموکراسی” برنارد لوئیس، اگر چه سالها پیش نوشته شده است، اما حاوی نکاتی قابل تأمل در رابطه با این مسأله مورد مناقشه است. ممکن است بسیاری با نقطه نظرات وی موافقت چندانی نداشته باشند، اما باید اعتراف نمود که برنارد لوئیس بر نقاط حساسی در فرهنگ سیاسی مسلمانان انگشت نهاده است (همچون آزدی و عدالت، شهر و شهروندی و غیره).

    اسلام و لیبرال- دموکراسی ، مروری تاریخی

    برنارد لوئیس،

    مجله دموکراسی، شماره 7. 2 (1996)

    در یک گفتگوی مختصر درباره مسائلی مهم، به راحتی می شود بوسیله کاربرد و یا تفسیر غلط کلمات کسی گمراه شد. بنابراین ابتدا باید بگویم که منظورم از “اسلام” و “دموکراسی لیبرال” چیست.

    این روزها دموکراسی کلمه ای است که بسیار مورد استفاده و یا سوء استفاده قرار می گیرد. این کلمه معانی بسیاری دارد و در مکانهای عجیبی ظهور کرده است- اسپانیای جنرال فرانکو، یونان کلونلها، پاکستان جنرالها، اروپای شرقی کمیسرها- معمولاً همراه با پیشوندی کیفی از قبیل “هدایت شده”، “بنیادی”، “سازمانی”، “مردمی” و ازآن قبیل که معنای کلمه را رقیق، گمراه و حتی وارونه می سازد.

    تعریفی دیگر از دموکراسی توسط کسانی پشتیبانی می شود که مدعی اند اسلام خود تنها دموکراسی واقعی است. این ادعا کاملاً مطابق با واقع است اگر کسی معنای دموکراسی را مطابق فرض طرفداران این تعریف بپذیرید. بدلیل آن که این تعریف مطابق با تعریفی که من از دموکراسی در این مبحث مبنا قرار داده ام نیست، آن را به جهت بی ارتباط بودن با هدف حاضر کنار می گذارم.

    نوع دموکراسی که من از آن سخن می گویم هیچ یک از اینها نیست. عجالتاً منظورم از دموکراسی لیبرال روش معمول انتخاب یا برکناری دولتها است که در انگلیس تکامل یافت و سپس میان ملتهای انگلیسی زبان و دیگران گسترش یافت.

    در سال 1945، فاتحان جنگ جهانی دوم، دموکراسی پارلمانی را بر سه قدرت مهم محور تحمیل کردند. این دموکراسی در تمام آنها- شاید در یکی از آنها کج دار و مریز- دوام یافت. هنوز در هیچ کدام از آنها این دموکراسی به بحران واقعاً عمده ای برنخورده است. در میان متحدان، بریتانیا و فرانسه مدل دموکراسی مختص خویش را، با موفقیت متفاوت در زمان عقب نشینی از امپراطوری پس از جنگ به مستعمره های پیشین خویش انتقال دادند.

    شاید بهترین روش تجربی برای تشخیص وجود آن نوع دموکراسی ای که منظور من است تقریر هانتینگتون باشد که زمانی می توانید کشوری را دموکراتیک بنامید که در آن، دولت در دو دوره متوالی به صورت صلح آمیز از طریق انتخابات آزاد تغییر کرده باشد. با انحصار به دو انتخابات، هانتینتون رژیم هایی که مطابق نظر آگاهان از روش “یک فرد، یک رأی، یک بار” پیروی می کنند را از رده خارج می کند. بنابراین من دموکراسی را به این معنا می دانم که حاکمان کشوری از طریق انتخابات تغییر کنند؛ در مقابل کشوری که انتخابات به وسیله حاکمان تغییر کند.

    آمریکایی ها مایلند دموکراسی و پادشاهی را دو کلمه متقابل بدانند. اما در اروپا اتفاقاً دموکراسی در پادشاهی های مشروطه بهتر از جمهوری ها است. بسیار سودمند است که فهرستی از آن دسته کشورهای اروپایی تهیه شود که در آنها دموکرسی پیوسته و بی وقفه در دوره ای دراز مدت رشد یافته است و از هر منظری می توان گفت که در آینده قابل پیش بینی نیز ادامه خواهد یافت. فهرست این کشورها کوتاه است و تمام آنها به جز یکی پادشاهی است. سوئد، تنها استثنا مانند ایالات متحده است از این جهت که موردی ویژه به دلایل شرایطی ویژه است. در جمهوری فرانسه که از طریق انقلاب بیش از دو قرن پیش شکل گرفت حرکت دموکراسی با وقفه ها، عقبگردها و انحرافاتی همراه بوده است. این رکورد در اکثر جمهوری های دیگر اروپا و به همان علت در باقی دنیا به صورت غیر قابل مقایسه ای بدتر است.

    در تمام اینها، ممکن است درسهایی برای خاورمیانه باشد که هنوز در آن اصول حکومت موروثی به شدت قدرتمند است. عربستان سعودی به عنوان خالص ترین عرب و مسلمان کشورهای خاورمیانه نام و هویت خویش را از سلسله بنیانگزار و حاکم خویش دارد. امپراطوری عثمانی به عنوان موخرترین و طولانی ترین امپراطوری اسلامی نیز چنین بود. حتی رهبران انقلابی تندروی مانند حافظ اسد در سوریه و صدام حسین در عراق تلاش می کنند جانشینی فرزندان خویش را بیمه نمایند. در یک فرهنگ سیاسی ای که رشته مشروعیت سلسله ای قدرت بسیار دارد، احتمالاً دموکراسی در آنجا که با آن فرهنگ همراه است سهل الوصول تر باشد تا آنجا که مقابل آن است.

    در رابطه با واژه دیگرمان”اسلام” چطور؟ این واژه نیز دارای معانی فراوانی است. اسلام در یک معنا حاکی از یک دین (نظامی از اندیشه، عبادات، عقاید، ارزشها و ایده ها) است که به خانواده ادیان یکتاپرستی و اهل الکتاب تعلق دارد که شامل یهودیت و مسیحیت نیز می شود. به معنای دیگر، اسلام یعنی تمام تمدنی که تحت حمایت آن دین رشد یافته است: چیزی شبیه آنچه از واژه مشترک پیشین “مسیحیت” (Christianity) مستفاد می شود.

    در غرب هرگاه ما از هنر مسیحی صحبت می کنیم منظورمان هنر متعهد و دینی است. اما هرگاه از هنر اسلامی سخن می گوییم منظور هر هنری است که توسط مسلمانان یا حتی غیر مسلمانان در داخل تمدن مسلمانان تولید شده است. به واقع هنوز می توان از نجوم اسلامی و شیمی اسلامی و ریاضیات اسلامی سخن گفت، به معنی نجوم، شیمی و ریاضیاتی که تحت حمایت تمدن اسلامی رشد یافت. هیچ معادلی برای نجوم یا شیمی و یا ریاضیات مسیحی وجود ندارد. هرکدام از این واژه ها، اسلام به معنای یک مذهب و اسلام به معنای یک تمدن خود موضوع تفاسیر بیشمار است. اگر از اسلام به عنوان یک پدیده تاریخی سخن بگوییم، از جامعه ای سخن به میان می آوریم که اکنون بیش از یک ملیارد جمعیت دارد که اکثر آنان در طول منحنی وسیعی به وسعت ده هزار مایل از مراکش تا میندانائو گسترده اند و صاحب چهارده قرن تاریخ است و شاخص تعریف بیش از پنجاه و سه کشور است که در حال حاضر عضو سازمان کنفرانس اسلامی(OIP) می باشند. به دلایل روشن، بسیار دشوار است (گر چه غیر ممکن نیست) که حکمی عام و قابل قبول درباره واقعیتی به این عمر، حجم و پیچیدگی صادر نمود.

    حتی اگر خود را به اسلام به عنوان دین محدود کنیم باید شاخص های مهمی را لحاظ نماییم. ابتدا آن چیزی است که مسلمانان خود آن را اسلام اصلی و ناب قرآن و حدیث (گفتار و کردار پیامبر) می خوانند، پیش از آلوده شدن به انحرافات نسل های بعدی. دوم اسلام فقهاست که حاصل ساختار پیشرفته عقلانی فقه و کلام اسلام کلاسیک است. در دوران اخیر، اسلامی نو وجود دارد که متعلق به اصولگرایانی است که افکار آنها با قرآن و حدیث و عقاید کلاسیک این مذهب سنخیتی ندارد.

    مشخصاً این آخرین قرائت از اسلام با دموکراسی لیبرال ناسازگار است، چه بسا که اصولگرایان خود اولین کسانی خواهند بود که بگویند آنها لیبرال دموکراسی را به عنوان شکلی فاسد و فساد انگیز از حکومت خوار می شمارند. این عده در بهترین حالت حاضرند آن را چون جاده ای برای قدرت ببینند، اما جاده ای یک طرفه.

    و…

    فهرست مطالب :

    اسلام و دموکراسی از نگاه برنارد لوئیس

    اسلام و لیبرال- دموکراسی ، مروری تاریخی

    تاریخ و سنت

    طبقه بندی ابتدایی رژیمها

    مسلمانان خارج از خاور میانه

    دین و دولت

    نگاه خصمانه و توهین آمیز غرب نسبت به اسلام

    نتیجه گیری:

    فهرست منابع:

    فرمت فایل: doc

    تعداد صفحات: 25

    

    برترین پکیج تحقیق درباره زندگینامه امام زمان 95 صفحه فایل ورد

    تحقیق کامل امام زمان; فایل ورد امام زمان ;تحقیق کامل زندگینامه امام زمان; تحقیق و فایل ورد زندگی حضرت مهدی

    تحقیق کامل امام زمان فایل ورد امام زمان تحقیق کامل زندگینامه امام زمان تحقیق و فایل ورد زندگی حضرت مهدی

    توضیحات :

    تحقیق درباره زندگینامه امام زمان 95 صفحه فایل ورد قابل ویرایش.

    بخشی از متن :

    زندگینامه:

    نام:همنام پیامبر(محمد)

    پدرومادر:امام حسن عسکری ونرجس

    شهرت:مهدی موعود،امام عصر،صاحب الزمان،بقیه الله،قائم،…

    کفالت پدر:به طورمخفی بسربرد.

    دوران زندگی:درچهاربخش

    1-دروران کودکی درپنج سال تحت سرپرستی پدردرپشت پرده خفاء،تا ازگذنددشمنان کحفوظ بماندوهناگامی که درسال 260پدرش شهیدشد،مقام امامت به اومحول گردید.

    2-غیبت صغری:از سال260هـ.ق شروع شدودرسال 329که حدود7سال میشودپایان یافت(اقوال دیگزی نیز گفته شده است).

    3-غیبت کبری:ازسال 329شروع شد،وتاوقتی که خدابخواهدظهورکند،ادامه یافت.

    4-دوران درخشان ظهورآن حضرت وحکومت خهانی او.

    انتظارچیست؟

    یكی از وظایف منتظران راستین ظهور مصلح بزرگ جهانی، این است كه هرگونه ابهام و تردید را از دل ناامیدان و منكران بزدایند و شور و نشاط و امید را جایگزین آن گردانند.

    وعده های ظهور امام زمان (عج ) در شعر و كلام اندیشمندان :

    وعده های تحقق دولت عدل الهی، انتظار و ثواب منتظران و بعضی از وظایف آنها در دوران پرآشوب و آكنده از ظلم و ستم روزگار غیبت امام زمان علیه السلام در شعر و كلام بعضی اندیشمندان به وضوح دیده می شود كه به نوعی امید را در قلوب ایجاد می نمایند. در این مطلب به بعضی از آن موارد اشاره ای گذرا می شود:

    1. خواجه نصیرطوسی، در كتاب كشف المراد آورده است:” غیبت او، مربوط به خود ما است.”

    یعنی عدم آمادگی ما نسبت به ظهور امام، باعث به تعویق افتادن ظهور حضرت می شود. پس باید هر چه بیشتر و سریعتر خود را آماده انقلاب امام زمان (عج) بنماییم.

    2. اسدی طوسی، در گرشاسب نامه سروده است:

    از این پس نباشد پیمبر اگر

    به آخر زمان، مهدی آید به در

    بگوید خط و نامه كردگار

    كند دین پیغمبری، آشكار

    بدارد جهان بر یكی دین پاك

    برآرد ز دجال و خیلش هلاك

    رسد ز آسمان هر پیمبر فراز

    شوند از پس”مهدی” اندر نماز

    3. خواجه حافظ شیرازی، دیوان:

    كجاست صوفی دجال فعل ملحد شكل

    بگو بسوز كه مهدی دین پناه رسید

    4. امام خمینی(ره)، در كتاب كوثر:

    كسی كه عدالت را در تمام دنیا اجرا خواهد كرد، حضرت مهدی است، آن هم نه عدالت در زمین برای رفاه مردم، بلكه عدالت در تمام مراتب انسانیت.

    5. آیة الله طالقانی، در كتاب آینده بشریت از نظر مكتب ما:

    آن دینی كه پیشوایان حق دستور می دهند كه چون اسم صریح” قائم به حق” و موسس دولت حقه اسلام برده می شود همه برپا بایستید و آمادگی خود را برای اجرای تمام اوامر و دستورات، بدین وسیله اعلام نمایید، و خود را همیشه نیرومند و مقتدر برای اقامه حق در برابر بدخواهان نشان دهید، هیچ وقت نخواهد مُرد.

    6. علامه طباطبائی، در تفسیرالمیزان:

    حق این است كه آیه شریفه(نور/54) جز با اجتماعی كه به وسیله ظهور مهدی علیه السلام به زودی منعقد می شود قابل انطباق با هیچ مجتمعی نیست.

    7. علامه جعفری، در ترجمه و تفسیر نهج البلاغه:

    در آن روزهای الهی(ظهور)، چهره نورانی آن انسان كامل(حضرت مهدی علیه السلام)، چهره حقیقی قرآن را روشن خواهد ساخت. آرا و نظریات پیش ساخته كه بر مبنای آلودگی های مغزی و تمایلات درونی شكل گرفته اند، توانائی رویارویی با آن قیافه نورانی قرآن را از دست خواهند داد…

    8. محمد تقی شریعتی، سقراط خراسان:

    عمر طولانی تر از حد طبیعی، نظایر فراوان دارد كه در كتب مربوطه نقل شده و به نص قرآن، حضرت نوح نهصد وپنجاه سال در میان قومش درنگ كرد. بنابراین برمبنای هیچ قاعده و به استناد هیچ قانونی، چه عملی، چه عقلی و فلسفی، منكرین حق تخطئه و رد و انكار اعتقاد به ولی عصر(عج) را ندارند.

    او در این عالم، مثل قلب در وجود آدمی است و از جزیی و كلی امور این جهان درست همچون قلب نسبت به بدن آگاه است.

    همه روزه اعمال خیر و شر افراد به نظر مباركش می رسد، از كارهای زشت شیعیان دلگیر و متاثر می گردد، و اعمال شایسته آنها، او را شادمان می سازد و درباره انجام دهنده اش دعای خیر می كند. اگر فقط یك روز از عمر دنیا بیش نماند، حتما ظهور می فرماید و جهان را پر از عدل و داد می كند پس از آنكه از جور و فساد لبریز شده باشد.

    وظیفه شیعه این است كه همواره منتظر ظهور باشد و از خدا بخواهد و دعا و ندبه كند. از بزرگترین عبادات همین انتظار است كه شب های قدر، بلكه هر شب جمعه، حتی همه شب، این انتظار را داشته و به این امید و نیت به رختخواب رود، و ضمنا خود را آماده یاری آن بزرگوار نماید.

    بزرگترین آرزوی شیعه این است كه فرج آل محمد(ص) را دریابد و از اصحاب امام زمان علیه السلام باشد، اگر در این آرزو و در انتظار مرد، به شهادت رسیده و اگر به آن رسید، به سعادت ابدی نائل گشته است.

    9. استاد شهید مرتضی مطهری، در كتاب قیام و انقلاب مهدی(عج):

    مهدی موعود(عج) تحقق بخش ایده آل همه انبیا و اولیا و مردان مبارز راه حق است.

    10. دكتر شریعتی، در كتاب انتظار مذهب اعتراض:

    ” انتظار” ، هم یك اصل فكری اجتماعی و هم یك اصل فطری انسانی است، به این معنا كه اساسا انسان موجودی است منتظر و هر كه انسان تر، منتظرتر.

    “انتظار” به بشر، آینده گرایی و بینش بزرگ می دهد. اما بشر امروز در نظام پلید مصرفی، انتظار را از دست داده و فقط منتظر اتوبوس ایستاده است.

    ” منتظر” ، انسان معتمدی است كه هر لحظه در انتظار انفجار قطعی نام های ضدانسانی است و همواره خود را برای شركت در چنین انقلاب جهانی؛ كه با شمشیر علی و زره پیغمبر و به دست فرزند پیغمبر و علی(علیه السلام) برپا می شود، آماده می كند.

    11. شهید سید محمد باقر صدر، انقلاب مهدی(عج) و پندارها:

    ” مهدی” اسلام، انسان معینی است كه در كنار ما با تمام وجودش زندگی می كند، و برای ما در همه این دردها، غصه ها و آتش تاخت و تازهای ستمگران… می سوزد. و خود او هم در انتظار آن لحظه ای است كه بتواند دستش را به سوی ستمدیده محروم دراز كند و ریشه ستمگران را از بن بكند.

    12. محمدرضا حكیمی، در كتاب خورشید مغرب:

    “انتظار”، در درون تاریكی و سردی ها، به دمیدن سپیده دمان چشم داشتن، و به امید طلوع خورشید زیستن!

    در جهان آكنده از ستم و بیداد، دست و پا زدن و از شادمانی طلوع طلیعه جهان آكنده از داد و دادگری سرشار بودن!

    در برابر كوه مشكلات زمانه قرار گرفتن، و چون كوه مقاوم بودن!

    شمشیرها و شهادت ها را پذیرا شدن و خط ها و شهامت ها را پاس داشتن!

    این است” انتظار”، شعار شورآور منتظران، مقاومان، پایداران، شیعیان، مهدی طلبان تاریخ.

    انتظار، در ماهیت خود، انسان منتظر را متوجه خدای جهان می كند. منتظران، چشم به راه” مهدی”(عج) هستند. مهدی علیه السلام(همان) بنده خدا، كه به قدرت خدا زنده است.

    توجه به خدا و طلب فرج از درگاه خدا، از مهم ترین اصول این اعتقاد است.

    منتظران باید همیشه روی دل به سوی خدا كنند و از پیشگاه لایزال، طلب گشایش و فرج نمایند.

    انسان منتظر حكومت علی وار مهدی علیهماالسلام، علاوه بر تدین و تقوی، باید پارسا باشد و خود را چنان كه آن پیشوا دوست دارد، بسازد و بدارد، و به او و یاران او شباهت به هم رسانده تا به لطف خدا درشمار آنان به حساب آید.

    انسان منتظر باید دارای اخلاق اسلامی باشد، و جامعه منتظر باید مظهر اخلاق اسلامی باشد. شیعه باید با رفتار انسانی، همواره مایه زینت و افتخار ائمه طاهرین علیهم السلام باشد نه مایه ننگ آنان. و این رعایت، در دوران غیبت امام، واجب تر است.

    دوران انتظار، دوران تكلیف است. و آن تكلیف، نگهبانی دین خداست در سطح فرد و در سطح اجتماع.

    در عصر انتظار، ممكن است شبهه هایی در ذهن برخی به وجود بیاید، یا شیاطین پنهان و یا شیاطین آشكار، به سست كردن پایه های اعتقادی افراد برخیزند. باید در برابر این شبهه ها مقاومت كرد و آنها را از ذهن ها زدود.

    نگهبانان میراث قرآنی و فرهنگ تربیتی اسلامی باید در برابر همه این تهاجمات پایداری كنند.

    امید كه همگی ما، خود را در برابر این مسئولیت خطیر، مسئول بدانیم و لحظه ای از وظیفه خویش در راه دفاع از دین خدا غافل نشویم.

    امام منتظر و اعلام قیامت

    اسماعیلیان گروه دیگری از شیعیان بودند كه در مصر، بخش هایی از سوریه و ایران، ابتدا در برابر خلفای عباسی و سپس در برابر تركان سلجوقی به قدرتی بلامنازع تبدیل شدند. اسماعیلیه ایران اگرچه نتوانستند قلمروی یكپارچه فراهم آورند ولی هسته هایی از دژهای مستحكم در سراسر ایران آن روزگار ایجاد كردند كه می توانست خطری بالقوه برای حكومت های سنی مذهب متعصب باشد. دژهای اسماعیلیان در كوههای البرز، در زاگرس و درارتفاعات افغانستان كنونی از قدرتی انكارناپذیر برخورداربودند.

    در آن زمان بیشتر جمعیت ایران سنی مذهب بودند” در “كتاب النقص” “نصیرالدین ابوالرشید قزوینی”، كه از آثار جدلی شیعه در 560 ق است، كوششی در جهت به دست دادن جغرافیای نحله ای ایران به عمل آمده. مولف اظهار می كند كه خراسان و ماوراء النهر و بخشی از عراق( عجم = مركز ایران و محدود به اصفهان تهران و همدان و مشتمل بر شهرهای اراك(سلطان آباد)،همدان، گلپایگان، اصفهان، ملایر و كرمانشاهان) در كلام حنفی و معتزلی بودند، آذربایجان تا مرزهای آناتولی و همدان، اصفهان، ساوه و قزوین مذهب شافعی داشتند… نواحی لرستان، خوزستان، كرج(ابودلف در نزدیكی اراك)، گلپایگان، بروجرد و نهاوند پر از مشبهه یا مجسمه(اهل تجسم) بود و مازندران، قم، كاشان و آوه پیرو مذهب شیعه بودند.”

    اگرچه اسماعیلیان در اعتقادات و باورها با شیعیان امامیه اختلاف داشتند ولی به خاطر برخی تشابهات در زمره گروه های شیعه قلمداد می شدند، آنان نیز چون شیعیان امامیه معتقد بودند كه امام از سوی امام پیشین انتخاب می شود. ” اسماعیلیان، اسماعیل پسر امام جعفرصادق (ع) و پسر اسماعیل را امامان منصوص می دانستند. اما تا سال های دراز عقیده داشتند كه امامان، غایب وغیر فعال می باشند.” ایشان امامان پس از امام جعفر صادق را گمراه می دانستند.

    گروه های شیعی در سده های نخستین اسلامی برای در امان ماندن از سخت گیری های خلفای عباسی، در حواشی قلمرو اسلامی به قدرت دست یافتند و حكومت های محلی ای چون ادریسیان(در افریقا) را تاسیس كردند. تلاش های اقلیت شیعه در نهایت در سال 297 ثمر داد و اسماعیلیان از این تاریخ تا 567 سلسله قدرتمندی را در مصر تشكیل دادند كه اسماعیلیان سایر مناطق قلمرو اسلامی را به نوعی تحت حمایت خود داشت.” اسماعیلیان سراسر ایران، فاطمیان مصر را به عنوان امامان علوی راستین و اخلاف اسماعیل به رسمیت شناختند و در میان كلیه مسلمانان تنها آنان را به عنوان پاسداران میراث روحانی پیامبر شایسته اطاعت و فرمانبرداری دانستند. امام سرانجام با قدرت ظهور كرده بود.” ولی این وحدت چندات دوام نیاورد و دو دستگی در سال 487 پس از درگذشت المستنصر خلیفه فاطمی رخ نمود. ” المستنصر خلیفه فاطمی مصر در سال 487 دیده بر جهان فرو بست پسر كهتر المستنصر … با نام المستعلی به خلافت رسید. اما معروف بود كه المستنصر پسر مهتر خود نزار را امام آینده تعیین كرده است. نزار به پشتیبانی گروهی از سپاهیان … سر به شورش برداشت و تنها دو سال بعد نایره شورش وی فرو نشانده شد…در داخل مصر و یمن بیشترینه اسماعیلیان … المستعلی را امام راستین شناختند اما در سوریه در میان اسماعیلیان تفرقه شدیدی بروز كرد… اما اسماعیلیان ایران نه در آن هنگام، مداخله فعالی در مصر كردند و نه هیچیك از اخلاف مستعلی را به عنوان مدعی قدرت در مصر به رسمیت شناختند.” این اختلاف حتی با مرگ نزار خاتمه نیافت چرا كه شایع بود كه اسماعیلیان ایران پسر خردسال نزار را در الموت نزد خود نگاه می دارند، اگر چه این شایعه توسط هیچ یك از اسناد به دست آمده تایید نشده است ولی همین احتمال در آن زمان منشا برخی رویدادها شد كه مورد بررسی ما است.

    روند رو به رشد قدرت اسماعیلیان در ایران با “حسن صباح” آغاز شد و ادامه یافت. به لطف نوشته های “عطاملك محمد جوینی” در كتاب “تاریخ جهانگشای جوینی” كه به فتوحات مغولان در ایران می پردازد، ما هم اینك به برخی اطلاعات موثق درباره اسماعیلیان و حسن صباح و اعقاب او دسترسی داریم. هولاكوخان مغول در سال 652 به تخریب و برچیدن تمام قلاع اسماعیلیه مبادرت ورزید. جوینی كه در ركاب وی در این فتوحات شركت جسته بود، بیان می كند كه در ابتدا تصمیم برآن بود كه كلیه كتب كتابخانه دژ الموت را در آتش بسوزانند ولی وی از خان مغول درخواست كرد كه برخی از كتب را در دسترس وی قرار دهند. از اینجا است كه اطلاعاتی از اسماعیلیه از خطر نابودی می رهد. جوینی دراین باره چنین گفته است: ” آنچ مصاحف ( جمع صحف- كتاب ها) و نفایس كتاب بود بر منوال “یخرج الحی من المیت” از آن میان استخراج می رفت، مجلدی كتاب یافت مشتمل بر احوال وقایع “حسن صباح” كه ایشان آن را “سرگذشت سیدنا” خوانند. آنچ مقصود بود و مناسب لیاقت این تاریخ نقل افتاد.”

    چنین است كه ما از آغاز كار حسن صباح اطلاعاتی به دستی می آوریم. دراین كتاب از قول حسن صباح نقل می شود: ” من مذهب آباء خویش، مذهب شیعه اثناعشری داشتم، در ری شخصی بود “امیره ضراب” نام بر مذهب باطنیان مصر و هر وقت ما را با یكدیگر مناظره می بود و او مذهب مرا كسر می كرد و من مسلم نمی داشتم، اما در دل من آن سخن جای گیر بود، در اثنای آن بیماری مخوف صعب روی نمود، با خویش اندیشه كردم كه آن مذهب حق است و از غایت تعصب تصدیق آن نكردم.”

    حسن صباح ازاین طریق به مذهب اسماعیلیه پیوست و مورد وثوق و اطمینان “عبدالملك عطاش” رئیس اسماعیلیان در اصفهان قرارگرفت و پس از وقایعی كه در پی جانشینی مستعلی و نزار و مرگ نزار پیش آمد” در مقام برجسته ترین داعیان به عنوان حجت امام شناخته شد. اصطلاح حجت … به عنوان كسی بود كه در سلسله مراتب روحانی آرمانی پس از امام قرار داشت.” بدین ترتیب پایگاه خود را به عنوان رهبر اسماعیلیان ایران تحكیم بخشید و شیوه هایی را به كار گرفت و در آموزه های باطنیان تغیراتی ایجاد كرد. وی خواستار آن بود كه جنبشی در میان اسماعیلیان ایجاد كند و این جنبش به تغییر نگرش و تغییر در آموزه ها نیاز داشت. ” “حسن صباح” به كلی درِ تعلیم و تربیت دربست و گفت خداشناسی به عقل و نظر نیست به تعلیم امام است چه اكثر خلقِ عالم، عقلا اند و هر كس را در راه دین نظری است، اگر در خداشناسی نظر عقل كافی بودی اهل هیچ مذهب را برغیر خود اعتراض نرسیدی و همگنان متساوی بودندی، چه همه كس به نظر عقل متدین اند، چون سبیل اعتراض و انكار مفتوح است و بعضی را به تقلید بعضی احتیاج است، این خود مذهب تعلیم است كه عقل كافی نیست و امامی باید تا در هر دور، مردم به تعلیم او متعلم و متدین باشند.”

    آموزه تعلیم و مرجعیت تنها به باطنیان اختصاص نداشت و گروه های دیگر شیعه به ویژه امامیه به این آموزه اعتقاد داشتند. دراین آموزه جدید حسن صباح تعلیم و مرجعیت اندكی دگرگون شد ” آن امامی راستین است كه برای اثبات امامت خویش دلایل عارضی و خارجی نمی آورد، بلكه تنها وجود خود او به عنوان برآورنده نیاز و تنها آن نیاز كه تعقل ما می تواند بنمایاند حقانیت وی را تنفیذ می كند. حسن می گفت این امام، امام اسماعیلیان است.” حسن صباح از این طریق می خواست موقعیت امام و بالنتیجه موقعیت خود را به عنوان حجت امام تحكیم بخشد و اطاعت مطلق پیروانش را در جنبش جدید همراه خود سازد. اسماعیلیان برای اثبات امامت تنها به تنفیذ امام از سوی امام پیشین و ادعای امام اكتفا می كردند و دلایلی چون حجت عقلی و افضلیت امام و ارائه معجزه را( كه مورد قبول شیعیان امامیه است) نادیده می گرفتند.

    حسن صباح بسیار متشرع بود و در عمل به دستورات دین با نهایت دقت و سخت گیری عمل می كرد.” “حسن صباح” بنیاد كار و ناموس بر زهد و ورع و امرمعروف و نهی منكر نهاده بود. در مدت سی و پنج سال كه در الموت ساكن بود هیچ كس در ملك او آشكارا شراب نخورد و در خم نریخت. تا به حدی كه شخصی بر قلعه نای زده بود او را بیرون كرد و دیگر بار بر قلعه راه نداد، و پسری داشت “محمد” نام، او را به شراب خوردن متهم كردند، فرمود تا او را بكشتند و قتل هر دو پسر خویشتن را بر آن حمل می كرد كه بعد از وفات او كس را خیال نیفتد كه دعوت برای ایشان كردست.”

    “حسن صباح” در 518 درگذشت و پس از او “بزرگ امید” و سپس” محمدبن بزرگ امید” به ترتیب هر كدام تا سال های 532 و 557 به همان شیوه حسن صباح حكومت كردند. نخستین كس در سلسله اسماعیلیان حسن پسر محمد بن بزرگ امید بود كه از راه و رسم حسن صباح تخطی كرد.” ولادت “حسن” در سنه عشرین و خمس مائه (520) بود، چون به سن بلوغ نزدیك رسید هوس تحصیل و بحث اقاویل(جمع قول) مذهب حسن صباح واسلاف خویش كرد و سخن دعوت را در آن شیوه صباحی و الزامات او نیك تتبع نمود و در تقریر آن بارع(نیكو- كسی كه در فضل و دانش بر همگان برتری دارد) گشت. چون آن نوع كلمات را به مواعظ و نكت (نكته)متصوفه در آمیخته بود و از تخریجات(آموخته ها) خویش به غث و سمین(سخن عالی) درین قالب ریخته، سخن های خطابی و امثال آن كه به نظر… عوام و مردم ناتمام اعجابی نمایند… پدرش از این شیوه عاری بود. پسرش بدین تلبیسات و تزویقات(حیله) در جنب او عالمی متفوق می نمود از آن سبب ضلالت اهل جهالت بالا می گرفت و عوام به متابعت او رغبت می كرد و چون از پدرش آن مقالات شنیده بودند در گمان می افتادند كه امامی كه حسن صباح وعده داده است این است.” حسن بن محمد در زمان حیات پدر ادعا می كرد كه همان امام غایبی است كه اسماعیلیان بدان معتقد اند. ولی پدرش كه همچنان بر راه شرع و روش حسن صباح ره می سپرد، در نزد مردم این ادعای پسر را دروغ خواند.” محمد(بزرگ امید) چون این حال بشنید و بر ظنون مردم واقف شد… بر پسر انكار بلیغ كرد و مردم را جمع آورد و گفت این حسن پسر من است و من امام نیستم بل از دعاة امام یكی داعی ام و هر كس كه این سخن مسموع و مصدق دارد كافر باشد و بی دین. برین موجب قومی را كه امامت پسرش را تصدیق كرده بودند به انواع مطالبات و عقوبات مثله می گردانید و به یك نوبت دویست و پنجاه نفس را بر الموت بكشت. … حسن نیز از تبعه این خایف گشت و از پدر هراسان شد و… بر ابطال این اقوال و اثبات و استحكام مذهب پدر مبالغت ها نمود”محمدبن بزرگ امید جمعی از جوانان را كه گرد پسرش جمع شده بودند دستگیر و به شدت مجازات كرد و حسن از بیم، تن به اطاعت پدر داد و منتظر ماند تا مرگ پدر او را به مقصود برساند. حسن پس از مرگ پدر بر جای او بنشست و در آموزه های حسن صباح تغییراتی عظیم پدید آورد”(حسن بن محمد بزرگ امید) در اوایل جلوس به جای پدر به هر وقت رسوم شرعی و قواعد اسلامی را كه از عهد حسن صباح التزام آن نمودندی مسخ و فسخ جایز می داشت… و در رمضان سنه تسع و خمسین و خمس مائه(559) بگفت تا در میدانی كه به پای الموت است منبری بساختند، چنانك روی به سمت قبله داشت. بر خلاف آنچ قاعده اهل اسلام و چون هفدهم رمضان رسید اهالی ولایات خود را كه در آن روزها به الموت استحضار كرده بود فرمود تا در آن میدان مجتمع شدند… او بر منبر رفت و با آن سرگشتگان روز برگشتگان به اغوا… چنان نمود كه از نزدیك مقتدی … امام موهوم كه مفقود غیرموجود بود در خفیه نزدیك او كس رسیده است… كه امام ایشان درِ رحمت و ابواب رافت خود بر اسلامیان و بریشان نیز گشوده و ایشان را ترحم فرستاد و بندگان خاص گزیده خویش خوانده و آصار و اوزار(دستورات) و رسوم شریعت از ایشان برگرفته و ایشان را به قیامت رسانیده.”

    منظور از قیامت در باورهای اسماعیلیه قیامت بزرگ و آخرالزمان بود. ” این قیامت پایان یك دوره مذهبی و آغاز گسترش روحانی كمال اخلاقی نه جسمانی بود. پایان زندگی زمینی، زوال نمود ظاهری واقعیت، دست كم آنقدر كه برخوردار از معنی و مفاد دینی است، و نیز پایان شریعت زمانی فرارسید كه معنی باطنی واقعیت مشهود و آشكار گشت و آنچه از آن پس می بایست اهمیت داشته باشد صرفا حیات روحانی حالات باطنی نفس بود

    حسن بر سر منبر پس از اعلام قیامت خطبه بلیغی به عربی ایراد كرد كه فردی آن را به فارسی ترجمه می كرد و برای مردم می خواند. “مضمون خطبه آن بود كه حسن بن محمد بن بزرگ امید خلیفه و حجت و داعی ماست و شیعه ما در امور دینی و دنیاوی مطیع و تابع او باشند و حكم او محكم دانند و قول او قول ما شناسند و بدانند.”

    اعلام قیامت مستلزم شرطی بود كه حسن از پیش ادعا كرده بود كه دارای آن است. وی ادعا داشت كه نه فرزند محمد بن بزرگ امید كه فرزند یكی از اعقاب نزار است كه پنهانی در الموت نگاه داشته می شد. وی ادعا می كرد” و امروز من كه حسن ام می گویم خلیفه خدای بر روی زمین منم.” ولی همین اعلام قیامت وسیله ای برای قتل او شد جوینی روایت می كند” از جمله كسانی كه هنوز از خدای ترسی و دیانت رایحه ای به مشام ضمایر ایشان می رسیده است یكی برادر زن حسن بود كه او را “حسن بن نام آور” گفته اند… چنانك در تواریخ مسطور است او بر افشای آن فضایح و اضالیل(گمراهی ها) صبر نتوانسته است كردن… روز یكشنبه ششم ربیع الاول سنه احدی و ستین و خمس مائه(561) بر قلعه لمسر حسن مضل را به كارد زد. ” حسن نخستین فرد از میان اسماعیلیان ایران است كه ادعا كرد كه امام غایب است و ظهور كرده است. لازم به ذكر است كه امام آخرالزمان از نظر اسماعیلیان نه مهدی پسر امام حسن عسگری كه یكی از اعقاب نزار بن المستنصر بود. از این رو حسن با ادعای اینكه از اعقاب نزار است و با اعلام قیامت بر این باور تاكید داشت. پس از حسن پسرش محمدبن حسن به همان شیوه پدر ادامه داد.” پسر او( حسن) محمد… كه نص امامت بروكرده بود نوزده ساله بود كه به جای پدر نشست… در اظهار بدعت كه دعوت به قیامت می خواندند و اباحت از لوازم آن می افتاد از پدر غالی تر بود.” ولی او نیز در سال 607 به زهر كشته شد. این دو، تنها امرای اسماعیلی هستند كه به مرگ طبیعی نمرده، بلكه به قتل رسیده اند.

    با مرگ این دو تن، داستان قیامت در میان اسماعیلیه نیز به پایان رسید. پسر محمد دوم “جلال الدین حسن” با پذیرش مذهب سنت به تقابل میان اسماعیلیه و دنیای اهل سنت كه با اعلام قیامت، شدت یافته بود، خاتمه داد.” بعد از او به حكم ولایت عهد پسرش “جلال الدین حسن” به جای او بنشست و هم از ابتدای جلوس اظهار مسلمانی كرد و قوم و شیعت خود را به توبیخ و تشدید از الحاد منع كرد و بر التزام اسلام و اتباع رسوم شرع داشت.”

    امام زمان (عج) در دعای امام رضا علیه السلام

    اللهُمَ اَصلِح عَبدَكَ وَ خَلیفَتَكَ بِما اَصلَحتَ بِه اَنبِیائكَ وَ رُسُلَكَ وَ حُفَّهُ بِمَلائِكَتِكَ وَ اَیِّدهُ بِرُوحِ القُدُسِ مِن عِندِكَ وَ اَسلُكهُ مِن بَینِ یَدَیهِ وَ مِن خَلفِه رَصَداً یَحفَظُونَهُ مِن كُلِّ سُوءٍ وَ اَبدِلهَُ مِن بَعدِ خَوفِهِ اَمناً یَعبُدُكَ لا یُشرِكُ بِكَ شَیئاً وَلا تَجعَل لأَحَدٍ مِن خَلقِكَ عَلی وَلِیِّكَ سُلطاناً وَ اَئذَن لَهُ فی جِهادِ عَدُوِّكَ وَ عَدُوِّه وَاجعَلنی مِن اَنصارِه اِنَّكَ عَلی كُلِّ شَیئٍ قَدیرٌ.

    بارالها، كار ظهور بنده شایسته و خلیفه راستینت (امام مهدی) را اصلاح فرما همانگونه كه كارپیامبران و فرستادگانت را اصلاح نمودی و از فرشتگانت نگاهبانانی بر او بگمار و از سوی خویش با” روح القدس” او را یاری و پشتیبانی فرما و دیده بانانی از پیش رو و پشت سر همراه وی گردان تا از هر بدی نگاهش دارند و ترس و هراس او را به امن و امان دگرگون ساز كه او ترا می پرستد هیچ چیز را همتا و همانند تو نمی داند پس برای هیچیك از آفریدگانت برتری و چیرگی نسبت به ” ولی” خودت قرار مده و او را در جهاد با دشمنت و دشمنش اجازت فرما و مرا از یاران او بشمار آور كه همانا تو بر هر كاری توانائی.

    و…

    فرمت فایل: doc

    تعداد صفحات: 95

    

    برترین پکیج تحقیق در مورد توحید در قرآن

    تحقیق در مورد توحید در قرآن;مقاله درمورد توحید در قرآن;پروژه دانشجویی توحید در قرآن;پژوهش در مورد توحید در قرآن;تحقیق درباره توحید در قرآن;مقاله دانشجویی توحید در قرآن;توحید در قرآن در قالب پایان‌نامه;پروپوزال در مورد توحید در قرآن;گزارش سمینار در مورد توحید در قرآن;گزارش کارورزی درباره توحید در قرآن

    تحقیق در مورد توحید در قرآن مقاله درمورد توحید در قرآنپروژه دانشجویی توحید در قرآنپایان نامه در مورد توحید در قرآنتحقیق درباره توحید در قرآنمقاله دانشجویی توحید در قرآنتوحید در قرآن در قالب پایان‌نامهپروپوزال در مورد توحید در قرآنگزارش سمینار در مورد توحید در قرآنگزارش کارورزی درباره توحید در قرآن

    توضیحات :

    تحقیق در مورد توحید در قرآن در 47 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

    بخشیی از متن :

    توحید در قرآن

    مقدمه: توحید و یكتایى خداوند متعال یكى از اصول اعتقادى اسلام و همه ادیان ابراهیمى است. در قرآن كریم در آیات زیادى به این مسئله اشاره و بر آن استدلال شده است: از جمله آیات 163 و 164 سوره بقره است كه براى آشنایى بیشتر با مطالب نورانى این دو آیه شریفه تفسیر آنها را از كتاب ارزشمند تفسیر المیزان اثر علامه طباطبایى (ره) تقدیم مى‏داریم. و الهكم اله واحد لا اله الا الله هو الرحمن الرحیم ان فى خلق السموات و الارض و اختلاف الیل و النهار…

    به درستى در خلقت آسمانها و زمین و اختلاف شب و روز و كشتى‏ها كه در دریا بسود مردم در جریانند و در آنچه كه خدا ازآسمان نازل میكند یعنى آن آبى كه با آن زمین را بعد از مردگیش زنده میسازد و از هر نوع جنبنده در آن منتشرمیكند و گرداندن بادها و ابرهائیكه میان آسمان و زمین مسخرند آیات و دلیلهائى است براى مردمى كه تعقل كنند(164).

    و بعضى از مردم كسانى هستند كه بجاى خدا شریك‏ها میگیرند و آنها را مانند خدا دوست میدارند وكسانیكه بخدا ایمان آورده‏اند نسبت باو محبت‏شدید دارند، و اگر ستمكاران در همین دنیا آن حالت‏خود را كه‏در قیامت هنگام دیدن

    بیان

    این آیات كه مسئله توحید را خاطر نشان میكند، همه در یك سیاق و در یك نظم قرار دارند، و بر مسئله نامبرده اقامه برهان نموده، شرك و سرانجام امر آن را بیان مى‏كند.

    (و الهكم اله واحد)، در سابق در تفسیر بسم الله در اول كتاب، تفسیر سوره حمد معناى كلمه(اله)گذشت، (معنى”واحد” در”اله واحد”)و اما معناى كلمه(واحد)، باید دانست كه مفهوم وحدت از مفاهیم بدیهى است كه درتصور آن هیچ حاجت بان نیست كه كسى آنرا برایمان معنا كند و بفهماند كه وحدت یعنى چه‏چیزى كه هست موارد استعمال آن مختلف است، چه بسا چیزى را بخاطر یكى از اوصافش‏واحد بدانند، و مثلا بگویند مردى واحد، عالمى واحد، شاعرى واحد، كه مى‏فهماند صفت‏مردانگى و علم و شعر كه در او است‏شركت و كثرت نمى‏پذیرد و درست هم هست، چون‏رجولیتى كه در زید است قابل قسمت میان او و غیر او نیست، بخلاف رجولیتى كه در زید و عمرواست – كه دو مردند – و دو رجولیت دارند و مفهوم رجولیت در بین آن دو تقسیم شده و كثرت‏پذیرفته است.

    پس زید از این جهت – یعنى از جهت داشتن صفتى بنام رجولیت – موجودى است واحدكه قابل كثرت نیست، هر چند كه از جهت این صفت و صفات دیگرش مثلا علمش و قدرتش وحیاتش، و امثال آن واحد نباشد، بلكه كثرت داشته باشد.

    (بیان فرق اجمالى بین دو كلمه”احد”و”واحد”)ولى این جریان در خداى سبحان وضع دیگرى بخود مى‏گیرد، میگوئیم خدا واحد است، بخاطر اینكه صفتى كه در اوست – مثلا الوهیتش – صفتى است كه احدى با او در آن صفت‏شریك نیست و باز مى‏گوئیم: خدا واحد است چون علم و قدرت و حیات دارد، و خلاصه بخاطرداشتن چند صفت وحدتش مبدل به كثرت نمى‏شود، براى اینكه علم او چون علوم دیگران وقدرتش و حیاتش چون قدرت و حیات دیگران نیست، و علم و قدرت و حیات و سایر صفاتش اورا متكثر نمى‏كند، تكثرى كه در صفات او هست تنها تكثر مفهومى است و گر نه علم و قدرت وحیاتش یكى است، آنهم ذات او است، هیچیك از آنها غیر دیگرى نیست، بلكه او عالم است‏بقدرتش و قادر است بحیاتش، وحى است به علمش، بخلاف دیگران كه اگر قادرند به قدرتشان‏قادرند و اگر عالم هستند، به علمشان عالم هستند، خلاصه صفاتشان هم مفهوما مختلف است وهم عینا.

    و چه بسا میشود كه چیزى از ناحیه ذاتش متصف به وحدت شود، یعنى ذاتش، ذاتى باشد كه‏هیچ تكثرى در آن نباشد و بالذات تجزیه را در ذاتش نپذیرد، یعنى نه جزء جزء بشود؟و نه ذات واسم و نه ذات و صفت و همچنین جزئى نداشته باشد، اینگونه وحدت همانست كه كلمه(احد)رادر آن استعمال مى‏كنند و میگویند خدایتعالى احدى الذات است و در این استعمال حتما بایدبه كلمه ذات و مثل آن اضافه شود مگر آنكه در سیاق نفى و یا نهى قرار گیرد كه در آنصورت دیگرلازم نیست اضافه شود.

    مثل اینكه بگوئیم: (ما جائنى احد)، یعنى احدى نزد من نیامد كه در اینصورت اصل ذات رانفى كرده‏ایم، یعنى فهمانده‏ایم: هیچكس نزد من نیامد، نه واحد و نه كثیر براى اینكه وحدت، درذات اعتبار شده بود نه در وصفى از اوصاف ذات، بله اگر وحدت در وصف اعتبار شود مثل اینكه‏بگوئیم:

    (ما جائنى واحد)، یعنى یكنفر كه داراى وصف وحدت است نزد من نیامد، در اینصورت‏اگر دو نفر یا بیشتر نزد من آمده باشد، دروغ نگفته‏ایم، چون آنچه را نفى كردیم وصف یك نفرى‏بود، خواستیم بگوئیم یك مرد با قید یك نفرى نزد من نیامد و این منافات ندارد با اینكه چند مردنزد من آمده باشند، فعلا همین فرق اجمالى میان دو كلمه احد و واحد را در نظر داشته باش تاانشاء الله تعالى شرح مفصل آن در تفسیر سوره: (قل هو الله احد) (1) بیاید.

    و سخن كوتاه آنكه جمله: (الهكم اله واحد)، با همه كوتاهیش مى‏فهماند: كه الوهیت‏مختص و منحصر به خدایتعالى است و وحدت او وحدتى مخصوص است، وحدتى است كه لایق‏ساحت قدس اوست، چون كلمه وحدت بر حسب آنچه مخاطبین به خطاب(اله شما)از آن‏مى‏فهمند، بر بیش از وحدت عامه‏اى كه قابل انطباق بر انواع مختلف است، دلالت نمى‏كند و این‏قسم وحدت لایق به ساحت قدس ربوبى نیست، (به بیانى ساده‏تر اینكه چند قسم وحدت داریم).

    (اقسام وحدت و نكته‏اى كه در جمله”الهكم اله واحد”هست)1 – وحدت عددى كه در مقابل عدد دو و سه الخ است.

    2 – وحدت نوعى كه میگوئیم: انسان ایرانى و هندى از نوع واحدند.

    3 – وحدت جنسى كه میگوئیم: انسان و حیوان از یك جنسند(مترجم).

    در چنین زمینه‏اى اگر قرآن كریم بفرماید(معبود شما واحد است)، ذهن شنونده به آن‏وحدتى متوجه میشود كه كلمه(واحد)در نظرش به آن معنا است، به همین جهت اگر فرموده بود(الله اله واحد، الله اله واحد است)توحید را نمى‏رسانید، براى اینكه در نظر مشركین هم الله اله‏واحد است، همچنانكه یك یك آلهه آنان اله واحدند، چون هیچ الهى دو اله نیست، هر یك براى‏خود و در مقابل خدا اله واحدند.

    و همچنین اگر فرموده بود(و الهكم واحد، اله شما واحد است)، باز آنطور كه باید، نص وصریح در توحید نبود، براى اینكه ممكن بود گمان شنونده متوجه وحدت نوعیه شود، یعنى متوجه‏این شود كه اله‏ها همه یكى هستند، چون همه یك نوعند و نوعیت الوهیت در همه هست، نظیر اینكه‏در تعداد انواع حیوانات میگوئیم اسب یكنوع و قاطر یكنوع و چه و چه یكنوع است، با اینكه هریك از نامبرده‏ها داراى هزاران فرد است.

    لكن وقتى فرمود: (و الهكم اله واحد)و معناى اله واحد را – كه در مقابل دو اله و چند اله‏است – بر كلمه(الهكم)اثبات كرد، آنوقت عبارت صریح در توحید میشود، یعنى الوهیت رامنحصر در یكى از آلهه‏اى كه مشركین معتقد بودند كرده و آن الله تعالى است.

    (لا اله الا هو)، این جمله نص و صراحت جمله قبلى را تاكید مى‏كند و تمامى توهمها وتاویل‏هائى كه ممكن است در باره عبارت قبلى به ذهن آید، بر طرف میسازد.

    و اما معناى مفردات این جمله – كلمه(لا)در این جمله نفى جنس مى‏كند و لاى نفى جنس‏اسم و خبر لازم دارد، و چون مراد به(اله)هر چیزى است كه واقعا و حقیقتا كلمه(اله)بر آن‏صادق باشد، به همین جهت صحیح است بگوئیم خبر(لا)كه در جمله حذف شده كه كلمه(موجود)و یا هر كلمه‏اى است كه به عربى معناى موجود را بدهد، مانند(كائن)و امثال آن، و تقدیرجمله این است كه(لا اله بالحقیقة و الحق بموجود الا الله، یعنى اله حقیقى و معبودى به حق‏موجود نیست به غیر از الله)، و چون ضمیرى كه به لفظ جلاله(الله)بر مى‏گردد همیشه در قرآن‏كریم ضمیر رفع است نه نصب یعنى هیچ نفرموده(لا اله الا ایاه)(“الا”در”لا اله الا هو”براى استثناء نیست)از اینجا مى‏فهمیم در كلمه(الا)الاى استثناء نیست، چون اگر استثناء بود، باید مى‏فرمود: (لا اله الا ایاه)نه(لا اله الا هو)، بلكه‏وصفى است به معناى كلمه(غیر)و معنایش این است كه هیچ اله به غیر الله موجود نیست.

    پس تا اینجا این معنا روشن شد كه جمله مورد بحث‏یعنى جمله(لا اله الا هو)الخ در سیاق‏نفى الوهیت غیر خداست، یعنى نفى الوهیت آن آلهه موهومى كه مشركین خیال مى‏كردند اله‏هستند، نه سیاق نفى غیر خدا و اثبات وجود خداى سبحان كه بسیارى از مفسرین پنداشته‏اند.

    شاهدش هم این است كه مقام، مقامى است كه تنها احتیاج دارد خدایان دیگر نفى شود، تادر نتیجه الوهیت منحصر در یكى از خدایان مشركین یعنى در الله تعالى گردد، و هیچ احتیاجى به‏اثبات الوهیت‏خدا و بعد نفى الوهیت آلهه ندارد.

    علاوه بر اینكه قرآن كریم اصل وجود خدایتعالى را بدیهى میداند یعنى عقل براى پذیرفتن‏وجود خداى تعالى احتیاجى به برهان نمى‏بیند و هر جا از خدا صحبت كرده، عنایتش همه در این‏است كه صفات او را از قبیل وحدت و یگانگى و خالق بودن و علم و قدرت و صفات دیگر او رااثبات كند.

    و اى بسا بعضى به تقدیر گرفتن لفظ(موجود)و هر چه كه به معناى آن باشد، اشكال كنند، كه این تقدیر تنها مى‏رساند كه غیر خدا اله دیگرى فعلا موجود نیست و اثبات نمیكند كه اصلاممكن نیست اله دیگر وجود داشته باشد، در حالیكه مطلوب نفى امكان آن است.

    و…

    فهرست مطالب :

    توحید در قرآن……………………………………………………………………………………..

    گفتارى در معناى توحید از نظر قرآن ………………………………………………………..

    استدلال قرآن بر یگانگى پروردگار ……………………………………………………..

    یگانگى خدا………………………………………………………………………

    مراتب توحید………………………………………………………

    عدل چیست؟ ……………………………………………..

    منابع و ماخذ……………………………………………………………………………………………..

    فرمت فایل: doc

    تعداد صفحات: 47

    

    برترین پکیج دانلود پاورپوینت شهید عباس بابائی

    شهید عباس بابائی;پیشرفت سریع تیمسار بابایی;شهید بابایی به روایت رهبر انقلاب;وصیتنامه اول شهید عباس بابائی;وصیتنامه دوم شهید عباس بابائی

    شهید عباس بابائی پیشرفت سریع تیمسار بابایی شهید بابایی به روایت رهبر انقلاب وصیتنامه اول شهید عباس بابائی وصیتنامه دوم شهید عباس بابائی

    مقدمه

    عباس بابایی، در سال ۱۳۲۹ در شهرستان قزوین دیده به جهان گشود.

    وی دوره ابتدایی و متوسطه را در همان شهر به تحصیل پرداخت و در سال ۱۳۴۸، به دانشکده خلبانی نیروی هوایی راه یافت و پس از گذراندن دوره آموزش مقدماتی برای تکمیل دوره به آمریکا اعزام شد.

    بابایی در سال ۱۳۴۹، برای گذراندن دوره خلبانی به آمریکا رفت و پس از بازگشت با ورود هواپیماهای پیشرفته اف – ۱۴ به نیروی هوایی، وی که جزء خلبان‌های تیزهوش و ماهر در پرواز با هواپیمای شکاری اف – ۵ بود، به همراه تعداد دیگری از همکاران برای پرواز با هواپیمای اف – ۱۴ انتخاب و به پایگاه هوایی اصفهان منتقل شد.

    با اوج‌گیری مبارزات علیه نظام ستمشاهی، بابایی به عنوان یکی از پرسنل انقلابی نیروی هوایی، در جمع دیگر افراد متعهد ارتش به میدان مبارزه وارد شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، وی گذشته از انجام وظایف روزمره، به عنوان سرپرست انجمن اسلامی پایگاه، به پاسداری از دستاوردهای پرشکوه انقلاب اسلامی پرداخت.

    بابایی با دارا بودن تعهد، ایمان، تخصص و مدیریت اسلامی چنان درخشید که شایستگی فرماندهی وی محرز و در تاریخ 1360/5/7، فرماندهی پایگاه هشتم هوایی بر عهده او گذاشته شد.

    و در ادامه داریم:

    زندگی و فعالیت‌ها

    ازدواج

    پس از انقلاب اسلامی

    فرمانده پایگاه

    پیشرفت سریع تیمسار بابایی

    شهید بابایی به روایت رهبر انقلاب

    وصیتنامه اول شهید عباس بابائی

    وصیتنامه دوم شهید عباس بابائی

    خاطره‌ای از امیر سرتیپ خلبان

    حسین خلیلی همرزم شهید بابایی

    فایل پاورپوینت 20 اسلاید

    فرمت فایل: ppt

    تعداد صفحات: 20

    

    برترین پکیج دانلود پاورپوینت قوانین تجارت حلال و حرام از دید اسلام

    اسلام;تجارت;قوانین تجارت حلال و حرام از دید اسلام;کسب های واجب;کسب های حرام;کسب های مکروه

    اسلام تجارت قوانین تجارت حلال و حرام از دید اسلام کسب های واجب کسب های حرام کسب های مکروه

    پیش گفتار

    از آن‌جا که تجارت و کسب نقش مهمی در زندگی مردم و رشد اقتصادی جامعه دارد و اقتصاد سالم مرهون آن است؛ ازاین‌رو لازم است که یک فرد تاجر و کاسب پیش از کار تجارت، نسبت به موضوعات و قوانین و احکام فقهی آن آشنا گردد، تا در معاملات و دادوستد در مسیر ربا و معاملات نامشروع قرار نگیرد.

    همان‌طور که امام علی (ع)می‌فرماید: «ای تجار و کسبه! اول احکام معاملات و تجارت را یاد بگیرید، آن‌گاه به کار تجارت بپردازید».

    کسب‌های‌واجب

    کسب‌های‌ واجب آن کسب‌های حلالی هستند که فرد آن‌ را شغل و پیشه خود قرار داده و غیر از آن درآمد دیگری برای زندگی ندارد؛ مانند: کسب و کار و تلاش برای زندگی از طریق تجارت، زراعت، صنعت و مانند آن برای کسانی که مخارج همسر و فرزند خود را ندارند، هم‌چنین کسب و کار برای حفظ نظام و تأمین احتیاجات جامعه‌ اسلامی.

    کسب‌های مستحب

    کسب‌هایی که برای کارهای مستحبی انجام شود؛ مانند کسب برای وسعت و گشایش روزی بر خانواده (زیادتر از هزینه واجب)، و یا برای دست‌گیری از فقرا.

    کسب‌های حرام

    درآمد‌هایی که فرد آن‌ را از راه حرام به ‌دست می‌آورد و این به شکل‌های مختلفی امکان‌پذیر است؛ مانند: کسب به ابزار موسیقی حرام، کسب به ابزار قمار و مانند این‌ها.

    کسب‌های مکروه

    کسب‌هایی که به جهت آثاری که دارد، انجام آن شایسته نیست؛ همان‌طور که در روایاتی از شغل‌هایی (مانند کفن‌فروشی و برده‌فروشی) نکوهش شده است.

    کسب‌های مباح

    کسب هایی که غیر از موارد بالا باشد و نسبت به انجام و یا ترک آن هیچ رجحانی نباشد.

    گفتنی است که برخی کسب‌های مستحب، یا مکروه و یا مباح می‌تواند به جهت نیازهای ضروری زندگی واجب شود.

    فایل پاورپوینت 22 اسلاید

    فرمت فایل: ppt

    تعداد صفحات: 22